ناجوانمردانه ترین صعود در تاریخ کوه نوردی ایران

 

_ پروانه کاظمی که بهار امسال به عنوان یک کوه نورد آزاد و مستقل در کنار تیم زنجان موفق به صعود قله ی ماناسلو شده بود ، گزارش برنامه ی خود را روز سه شنبه 24 خرداد ماه در دفتر باشگاه اسپیلت ارائه داد . متن کامل این گزارش در سایت رسمی باشگاه اسپیلت منتشر شده است .

_ به نظر می رسد در گزارش پروانه کاظمی ، تمامی رویدادها و اتفاقات برنامه ی ماناسلو و شرایط نامساعد و بحرانی عیسی میر شکاری در کمپ 4 و نهایتا مرگ او به شکلی دقیق ، شفاف و صادقانه بیان شده باشد .

_ انتشار زودهنگام نقل قولی از جانب او _ به عنوان هم چادری عیسی _ در یکی از وبلاگ های کوه نوردی و در همان روزهای اجرای برنامه ، قضاوت های زودهنگام و ناعادلانه ای را به دنبال داشت که اثرات آن حتی تا به امروز نیز باقی مانده است . پروانه کاظمی به عنوان یک زن _ و تنها زن آن گروه _ در شرایط بحرانی کمپ 4 هر آنچه را که در توان داشته است برای کمک به عیسی به کار برده است در حالی که دیگران ... حتی اگر آن نقل قول هم صحت داشته باشد واضح است که ظرفیت های آدمی بی پایان نیست . انسان موجودی برآمده از گوشت و پوست و خون و عصب است و چنین واکنش هایی ( نقل قول منتشر شده از جانب او ) در شرایط ارتفاعی کمپ 4 چندان غیر عادی نیست و نمی تواند زحمات و کمک های او را به عیسی میرشکاری تحت شعاع قرار دهد .  

_ گزارش پروانه کاظمی حاوی نکات حیرت انگیز و تکان دهنده ای است که نمونه و نظیر آن در تاریخ کوه نوردی ایران هرگز وجود نداشته است . طبق روایت او ، در لحظات بحرانی و سرنوشت ساز کمپ 4 تمامی اعضای تیم زنجان از وضعیت نگران کننده عیسی میرشکاری اطلاع یافته اند اما هیچ یک به فریادها و درخواست های کمک پاسخی نمی دهند :

" ... آقای نجاریان برای آوردن کیف امداد که شرپاها به بالا آورده بودند نزد آنها رفت که اظهار داشتند کیف نزد بچه های زنجان است . ایشان به چادر بچه های زنجان رفته و ضمن اعلام حال بد عیسی کیف امداد را با خود آورد . دارو طبق دستور پزشک داده شد پس از مدتی حال مرحوم میرشکاری رو به وخامت رفت و بی قراری می نمود به طوری که تزریق به ایشان مشکل بود. آقای نجاریان با صدا زدن افراد کمک خواست ولی پس از چندین بار تنها کسی که برای کمک آمد آقای علی محمدی از اراک بود که در چادر دورتری نسبت به ما قرار داشت ... حال عیسی کم کم بدتر و بدتر شد تا جایی که آقای نجاریان دگزای دوم را هم حدود ساعت ۳ تزریق کرد ... باید مدام مراقبش می بودیم. باز من به بیرون چادر رفتم و اول سراغ چادر شرپاها و بعد چادر بچه های زنجان و طلب کمک و اندکی آب گرم یا یک سر اپی کردم. بعد مدتی از فریاد زدن خسته شدم و به چادر بازگشتم . آقای نجاریان هم چندین بار دوستان را به نام صدا کردکه هیچ پاسخی نیامد. این بار نیز آقای علی محمدی با فلاسک آب گرمی که در این فاصله تهیه کرده بود به چادر ما آمد. تاخیر وی به این سبب بود که فکر می کرد چادرهای کناری ما (چادر شرپاها و زنجانی ها) جواب خواهند داد ولی پس از اینکه متوجه شده بود هیچ کس پاسخی نداده برای کمک شتافت... "

اما شاهکار (!!) اعضای تیم زنجان فقط بی اعتنائی و بی تفاوتی نسبت به درخواست های کمک حسن نجاریان و پروانه کاظمی نیست ، طبق روایت منتشر شده آنان صبح روز بعد نیز در حالی که نجاریان و شرپاها مشغول آماده کردن بسکت عیسی بودند همگی به طرف پایین سرازیر می شوند :

" ... در نهایت مشغول آماده سازی بسکت شدند . در این بین بچه های زنجان هم بیرون آمده و آماده حرکت به سمت کمپ ۳ شدند . همگی رو به پایین سرازیر شده آقای نجاریان و سه شرپا باقی ماندند . آقایان علی محمدی و حسین مقدم هم به جمع امداد اضافه شدند... "

و باقی ماجرا را که دیگر همگان می دانند : عملیات بسکت کردن به دلیل فقدان نیروهای کمکی ناتمام می ماند . عیسی میرشکاری به کمپ 3 نمی رسد و می میرد و نام دیگری به فهرست قربانیان فرهنگ هیمالیانوردی ایرانی ( صعود به هر قیمت ممکن ) اضافه می شود .

 _  تیم کوه نوردان زنجان و 4 کوه نورد مستقل و آزاد و شرپاها ، همگی در کنار هم و در قالب تیمی واحد زیر نظر حسن نجاریان به عنوان مسئول فنی ، برنامه ی صعود را پیش می برده اند . ریشه مشکلات و بحران های این تیم را در کجا باید جست و جو کرد ؟ چرا نادعلیان به کمپ 4 نمی رسد و تصمیم خطرناک بیواک در آن ارتفاع را می گیرد ؟ ... که بعد البته شرپاها او را بالا می آورند ... دلیل وخامت حال و شرایط بحرانی عیسی میرشکاری هنگام رسیدن به کمپ 4 چیست ؟ چرا اعضای تیم زنجان در کمپ 4 به فریادها و درخواست های کمک پاسخی نمی دهند یا به عبارتی توان آن را ندارند ؟ چرا شرپاها که به گفته ی کاظمی با توجه به تجربه ی نجاریان با حساسیت و دقت زیاد به عنوان قوی ترین ها گزینش شده بودند نیز توان کمک ندارند و عملیات بسکت را در میانه رها می کنند و می روند ؟  چرا ... شاید بتوان پاسخ چنین پرسش هایی را در قسمتی از گزارش پروانه کاظمی یافت . تصمیمی اشتباه در تغییر روند صعود که به ساده گی زمینه ساز بروز مشکلات و بحران های بعدی و فاجعه ی مرگ عیسی میرشکاری می شود . آنجا که روند طبیعی هم هوائی و صعود از " لمس کمپ 3 و بازگشت به کمپ 2 " ناگهان تبدیل به ادامه صعود می شود !!

" ... پس از شب مانی در کمپ دو صبح روز بعد راهی کمپ سوم شدیم تا پس از لمس کمپ ۳ به کمپ دو بازگشته برای صعود نهایی آماده شویم ...  پس از رسیدن به کمپ با دریافت گزارش هواشناسی دریافتیم که بیش از دو یا سه روز هوای خوب نخواهیم داشت. با مشورت هایی که در بین گروه انجام گرفت و با توجه به افت بدنی عمومی بازگشت مجدد به کمپ اصلی منتفی ، قرار بر این شد که در صورتی که اکثریت توان صعود داشتند بالا بروند و افرادی که احساس ناتوانی می کنند به پایین برگردند که همگی  اعلام آمادگی کردند... " 

تصمیم به ناتمام گذاشتن روند طبیعی هم هوائی برای تیمی که هیچ یک از اعضای آن دارای تجربه و سابقه ی هشت هزارمتری نیستند ، تصمیمی اشتباه و مرگبار محسوب می شود که مسئولیت مستقیم آن متوجه حسن نجاریان است . نجاریانی که سابقه ی چندین هشت هزارمتری را در کارنامه ی خود دارد . روشن است که اشاره های پروانه کاظمی به مشورت همگانی و نظر اکثریت ، فقط می تواند از گونه ای جانبداری احساسی و بی منطق و به هرقیمت ممکن از عملکرد استاد و مربی اش ( نجاریان ) حکایت کند !!

 _  در این برنامه ، فرهنگ هیمالیانوردی ایرانی ( صعود به هر قیمت ممکن ) بار دیگر و به خوبی خود را در نگرانی بابت از دست رفتن فرصت صعود و تصمیم گرفته شده ( ناتمام گذاشتن روند طبیعی هم هوائی ) نشان می دهد . در فرهنگ هیمالیانوردی ایرانی ، زیر پا گذاشتن اصول و بنیان های علمی و آموزشی این ورزش و بروز حوادث تراژیک هم چنان حرف اول را می زند . چه باید کرد ؟

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ تیر ۱۳٩٠
    پيام ها    +