فرشید داودی : اسطوره

آنچه که مسلم است و بد است اینست که ما گاهی نمی دانیم چرا بعضی ها را یگانه، اسوه، اسطوره و خیلی القاب دهان پر کن دیگر می نامیم  و این می شود که  بعد از مدتی این بادکنک می ترکد و به اصطلاح تقش در می آید و ممکن است فرد را با تحت فشار قرار دادن روانی  جهت حصول به این القاب  به کشتن هم  دهیم و یا جوان ترها را باد در کله شان بیندازیم تا برای اینکه یگانه شوند ناخود آگاه متوسل به ریسک های مخاطره آمیز شوند و به نوعی دست به انتحار بزنند و اگر این اتفاقات رخ ندهد دست کم  این واژه ها را لوث و ضعیف وبی معنی می کنیم و این می شود که مادر هر کدام از ما می شود یگانه اسوه ی مادریت!

اصولا غلو در بین ما ایرانیان بیشتر نمود دارد و گاهی در خصوص برخی مسائل بیش از اندازه بزرگ نمایی و غلو می کنیم تا جایی که  برخی را تا عرش اعلی بالا می بریم و گاهی وی را با فرق سر زمین می کوبیم یک جور بین صفر و صدیم این عارضه در تمامی بخش های زندگی مان هم رسوخ کرده است یک تصادف می بینم گلگیر یگ ماشین له شده است در تعریف آن در جای دیگر از له و لورده شدن ده ها تن هم داد سخن و شرح ماجرا می دهیم!

دنیای کوه نوردی ما هم خارج از این روحیات نیست  مثلا چون از فلان دختر خوشمان می آید آنرا یگانه کوه نورد،دختر کوهستان، غزال تیز پای کوهستان،عقاب کوهستان و شیرزن خلاصه  یگانه اختر تابناک آسمان جبالیت و صعودیت و غیره می نماییم و در مقابل چون آقایان طبعا چنگی به دل نمی زنند هر قدر هم قوی باشند نهایت بشوند شغال کوهستان یا گرگ درنده ی کوهستان و یا بز چران و بز کوهی ووو القاب مثبت و منفی ای  که گاه بیشتر به طنز شبیه است تا حتی بیان یک واقعیت ساده در خصوص یک نفر ...

.

متن کامل در وبلاگ فرشید داودی

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٠
    پيام ها    +