به عباس محمدی : با دروغ گویی نمی توان از محیط زیست ایران دفاع کرد

آخرین پست عبداللطیف عبادی در سایت " ممالک محروسه دلم " به جنجال ژورنالیستی اخیر در باره ی صدور حکم اعدام برای اسدالله تقی زاده محیط بان " دنا " اختصاص دارد . مطلب عبادی با مضمونی انتقادی و افشاگرانه تلاش دارد به بررسی تمامی ابعاد ماجرای  کشته شدن فردی بی گناه به نام  مجتبی رضایی در اثر شلیک مستقیم گلوله بپردازد و حقیقت موضوع را برای خواننده روشن کند . 

عبادی در باره ی جوسازی رسانه ای عده ای از _به ظاهر _ طرفداران محیط زیست می نویسد : " روایتی که توسط عده ای با جنجال و هیاهو و در دفاع از کار اسدالله تقی زاده و توجیه کشتن مرحوم رضایی بیان شده ، و سپس توسط جماعتی ساده دل و خوش قلب نیز باور و تکرار شده است ...اصل ماجرا چه بوده است؟ مدیرکل محیط زیست استان کهگلویه و بویراحمد که پیگیر مستقیم ماجرای حادثهء دنا هست می گوید (برخلاف ادعاهای رایج رسانه ها) مقتول صرفا” از بد حادثه ، در منطقهء دنا همراه تعدادی شکارچی می شود . خانوادهء مقتول نه تنها جزو شکارچیان و اشرار منطقه نبوده اند بلکه خانواده ای فرهنگی و از همه مهم تر جزو دوستداران محیط زیست ایران هستند . علیرغم بایکوت شدید خبری و بی اعتنایی مطلق رسانه ها و نیز فعالان جعلی محیط زیست ایران به خانوادهء جوان مقتول ، پدر وی (اسماعیل رضایی) موفق میشود که وب سایتی محلی را به عنوان روزنه ای برای بیان حقیقت و دردهایش بیابد و می گوید فرزند من شکارچی نبود ... او گردشگری (طبیعت گرد) بود که بیگناه کشته شد . نمی دانم رسانه ها و عده ای دیگر چرا به بیراهه می روند... مدیرکل محیط زیست استان کهگلویه و بویر احمد در تایید درد دل های پدر مرحوم رضایی می گوید من خانوادهء مقتول را از نزدیک می شناسم . اینکه گفته می شود وی سابقه دار و شرور بوده اصلا” درست نیست  محیط بان های سازمان حفاظت محیط زیست وظیفهء خود را به عنوان ماموریتی اداری انجام می دهند . یعنی پیش از آغاز گشت زنی در منطقهء تحت حفاظت خود ، ابتدا از مافوق خود حکم ماموریت ، جواز حمل اسلحه و نیز مجوز “شلیک ضروری” دریافت می کنند و موظف هستند که صرفا” در صورت برخورد با “تهدیدی جدی و جانی علیه خود” از سلاح شان استفاده کنند . در استفاده از اسلحه نیز موظفند که به سمت کمر به پایین شخص تهدید کننده شلیک کنند تا بخاطر یک حیوان جان انسانی را به خطر نیندازند . اما در پروندهء حادثهء دنا  بررسی های پلیسی و قضایی حقایق تاسف باری را نشان می دهند . اکنون مشخص شده است که اسدالله تقی زاده (محیط بان دنا) در زمان مواجه شدن با مقتول اساسا” در حین ماموریت نبوده است! یعنی اینکه بطور خودسرانه و غیر قانونی وارد برخورد با جوان بی گناهی شده که خود از دوستداران محیط زیست ایران بوده و صرفا” به قصد طبیعت گردی در منطقه حضور داشته است . هومان خاکپور (نویسندهء وبلاگ دیده بان طبیعت بختیاری) که جزو مدافعین محیط بان دنا هست فاش می کند که در حادثهء دنا ، محیط بان مذکور اساسا” فاقد مجوز لازم برای حمل و بکارگیری سلاح بوده است و در درگیری بوجود آمده ، وی از سلاح همکارش جهت شلیک استفاده کرده است ... سمیعی سرپرست دفتر حقوقی سازمان حفاظت محیط زیست ایران در پاسخ به اشخاصی که سعی می کنند با پیش کشیدن مباحثی حقوقی و مطرح کردن مطالبی از قبیل خلاء حقوقی ، مبهم بودن قوانین و امثال اینها کار محیط بان دنا را توجیه کنند می گوید این بحث اصلا” حقوقی نیست و اتفاقا بحثی اجرایی است یعنی (از سوی محیط بان دنا)  تخلف از قانون صورت گرفته است .. وی با لحن سرزش باری نسبت به اقدام عجولانهء محیط بان دنا در شلیک به سوی مرحوم مجتبی رضایی می گوید وقتی تخلفی رویت می شود محیط بان ابتدا نیاز به اعلام ایست ، سپس تیر هوایی و در صورت افاقه نکردن ،  تیراندازی به سمت کمر به پایین متخلف دارد و در صورت ضرورت ، شلیک به صورت جدی انجام می شود. ماجرا زمانی غم انگیزتر می شود که در می یابیم بر اساس شواهد و مدارک موجود در پرونده ، مرحوم رضایی بدون آنکه محیط بان دنا به وی حتی دستور ایست بدهد ، به محض روبرو شدن با اسدالله تقی زاده  خودش داوطلبانه  می ایستد و برای اطمینان خاطر محیط بان مذکور،دست هایش را نیز بالا می برد . اما اسدالله تقی زاده (محیط بان دنا) اسلحه را می کشد، سینهء آن جوان بی گناه را نشانه می گیرد و شلیک می کند .  گلولهء شلیک شده ریهء آن جوان نگون بخت را می شکافد و به این ترتیب یکی از دوستدارن بی گناه محیط زیست ایران در دامان طبیعت ایران جان می سپارد "

روشن است که در این قضیه کسی طرفدار صدور حکم اعدام نیست و نوشته ی عبداللطیف عبادی در نقد و محکوم کردن عملکرد عده ای از به اصطلاح فعالان زیست محیطی برای جوسازی و فریب عده ای ساده لوح به منظور جمع آوری امضا و دفاع از قاتل ، ضرورتی انکار ناپذیر به شمار می آید .

 

متن کامل مطلب عبادی را در سایت ممالک محروسه من بخوانید :

http://ebadi.net

 

.

××××××××××

پی نوشت :

فقدان " شعور عذرخواهی " در سرزمین ما ، پدیده ای عادی و طبیعی است و هر گونه بروز و مشاهده ی نمونه و نشانه های " شعور عذرخواهی " از سوی افراد و نهادها در قبال عملکرد نادرست و پی بردن به اشتباه و ... بی شک ، معجزه ای است حیرت انگیز و باورنکردنی !!  عباس محمدی یکی از فعالان جنجال و هیاهوی ژورنالیستی اخیر و یکی از عناصر موثر در فریب عده ای ساده لوح برای جمع آوری امضا و دفاع از قاتل ، در بخش نظرات خواننده گان وبلاگ آرام کوه ، در مواجهه با افشاگری عبداللطیف عبادی ، میان " شعور عذرخواهی " و " توهین و تهمت " ، دومی را برگزیده است . او خطاب به عباس ثابتیان _ و مانند همیشه با همان لحن طلبکارانه ی خود _ می نویسد : " برای من جای پرسش است چرا تو در مقام رییس انجمنی که بخش مهمی از فعالیت آن دفاع از محیط های کوهستانی کشور است، هیچ حضوری در فعالیت های مربوط به دفاع از اسعد تقی زاده نداشته ای، اما اینک متن پر از اشکال آدمی را که در خارج از کشور نشسته و هر از گاه به پر و پای یک نفر می پیچد، منتشر می کنی؟! آیا تو نیز به دنبال هیاهو هستی؟!  بزرگ ترین اشکال در نوشته ی عبدالطیف عبادی این است که او موذیانه تمامی فعالان محیط زیست ایران را در پوشش دفاع از یک مقتول، "جاعل و دروغگو و کافه نشین" و مانند این ها خوانده است. در صورتی که بسیاری از امضا کنندگان آن نامه (که خود من به نویسندگان آن و به تو، اشکال هایش را تذکر داده ام) کسانی هستند که با صرف وقت و مایه گذاشتن از زندگی و مال خود، در عمل در حال دفاع از محیط زیست رنجور کشور هستند. عبدالطیف عبادی صادقانه به دنبال بیان اشکال های کار طبیعت دوستان ایرانی نیست... به نظر من او می خواهد صفحه ی فیس بوک خود و حضور مجازی اش در عرصه ی محیط زیست را جایگزین فعالیت های اجرایی داخل کشور قلمداد کند... از این جور آدم ها باید ترسید " .

و کامنت خواندنی عبادی خطاب به امثال عباس محمدی ها : "  عزیز من! هدف و منظور من از این مطلب مفصل و مستندی که نوشته ام و شما خواندید این بود که از اینجا به بعد دست از تکرار این دروغ های زشت و چندش آور و نفرت انگیز خود بردارید و یک مقدار احساس شرمساری کنید و سرتان را پایین انداخته و سکوت نمایید تا احساسات خانوادهء داغدار مرحوم رضایی بیشتر از این جریحه دار نشود . بگذارید تا پدر و مادر آن مرحوم اندکی به آرامش برسند و اجازه بدهید مسئولین سازمان محیط زیست و انسان های نیکوکار و بزرگواری که در این زمینه مشغول پا درمیانی هستند کار خودشان را در فضایی آرام انجام بدهند بلکه به امید خدا دل خانوادهء رضایی به حال جوانی محیط بان دنا و مادر پیرش رحمی کرد و او را بخشیدند . دست بردارید از این جوسازی های غیراخلاقی و از این فتنه انگیزی های زشت . بگذارید این محیط بان بدبخت دنا بخشیده شود و زنده بماند " .

و هم چنین سخنان مهندس بهمن ایزدی، دبیر تشکل زیست‌محیطی کانون سبز فارس که در همشهری منتشر شده است : " ...  متأسفانه تشکل‌ها و دوستداران محیط‌زیست برمبنای یک تصور غلط جوی ایجاد کرده‌اند که نه تنها کمکی به محیط‌بان در بند نکرده که باعث جریحه‌دارشدن احساسات خانواده متوفی شده است ... در واقع رنجش این خانواده اطلاع رسانی غلط و وارونه جلوه دادن واقعیات است . اسماعیل رضایی (پدر مقتول) می‌گوید: مجتبی در حالی به قتل رسیده که دوربین عکاسی و فیلمبرداری را به شوق تصویربرداری از طبیعت با خود حمل می‌کرده و هیچ سلاحی با خود نداشته است، ضمن آنکه برخلاف آنچه عنوان می‌شود گلوله سینه مجتبی را شکافته است ؛ اینها واقعیاتی است که نشانی از آن را در سخنان مسئولان نمی‌یابید.... http://www.hamshahrionline.ir/news-149064.aspx " .

 

.

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٠
    پيام ها    +