مهدی فرهادی : نقدی بر صعودهای سرعتی در هیمالیا

طی سالیان اخیرتب صعودهای برون مرزی در جامعه کوه نوردی ما حسابی داغ شده  و بسیاری از کوه نوردان که قصد اجرای فعالیتی شاخص را دارند و یا می خواهند نام و نشانی برای خود یا گروه شان کسب کنند چاره ای ندارند جز اینکه تسلیم جو غالب جامعه شده و قله ای 7 یا8 هزار متری را برای صعود برگزینند.

اما با فزونی گرفتن صعود قلل مرتفع هیمالیا و قراقروم و پامیر و ... توسط ایرانیان در سال های اخیر، دیگر صعود قله ای 7 یا حتی 8 هزار متری از مسیرهای نرمال در جامعه کوه نوردی ایرانی بعنوان کاری خارق العاده و ویژه محسوب نمی شود و تنها از آن بعنوان یک فعالیت شاخص کوه نوردی یاد می شود و از طرفی صعود این قلل از مسیرهای بکر یا کمتر صعود شده و یا حتی صعود مسیرهای عادی برخی قلل دشوار نیز مستلزم صرف هزینه بالا و تشکیل تیم های منسجم و قوی و همچنین جسارت و توان بالای کوه نوردی است که متاسفانه در فضای کوه نوردی فعلی ما هم خبری از آن نیست . همه این عوامل دست به دست هم داده تا برخی کوه نوردان دست به ابتکاری خطرناک زده و صعودهای قلل نسبتا" راحت7 یا 8 هزار متری از مسیرهای نرمال را به خیال خود ویژه و خاص و حتی در سطح جهانی !! جلوه دهند.

این ابتکار حذف و یا کوتاه کردن فرآیند هم هوائی و یا صعودهای به اصطلاح آلپی (و یا به تعبیر برخی دیگر "سرعتی") است که با الگو گیری ناقص و غلط از برخی صعودهای شاخص دنیای کوه نوردی توسط برخی به انجام می رسد .

نمونه هائی از این گونه فعالیت ها را در سال جاری که متاسفانه برخی از آنها به حوادثی تلخ نیز منتهی شدند برمی شمارم .

1- صعود تیم مشترک زنجان و برخی کوه نوردان آزاد به قله ماناسلو در بهار سال 90:

به اذعان بسیاری از کارشناسان دلیل اصلی ارتفاع زدگی و ادم مغزی مرحوم میرشکاری در این صعود عدم هم هوائی مناسب و سرعت و شتاب زیاد تیم در صعود به قله بود شتابی که بدون هیچ دلیل منطقی  و با کمترین توجه به وضعیت کلیه نفرات تیم در صعود اعمال شد و با تکمیل شدن این اشتباه با زنجیره ای دیگر از اشتباهات به مرگ جوانی منجر شد که اگر خود او هم قدری از دانش و مهارت صعودهای بلند برخوردار بود امروز زنده بود و فرصت داشت که برای صعودی ایمن برنامه ریزی کند .

2-  صعود قلل گاشربروم 1 و  2 - تیرماه90:

علی رغم اینکه این قلل مخصوصا" گاشربروم 2 بارها طی سالیان گذشته توسط ایرانیان صعود شده بودند تعدادی بالغ بر 10 نفر از کوه نوردان البته در تیم های مجزای 2 تا 3 نفره به این قلل یورش بردند که سه نفر از این کوه نوردان نیز تحت حمایت فدراسیون کوه نوردی اقدام به صعود این قلل نمودند.

رئیس فدراسیون کوه نوردی در مصاحبه ای که بعد از اجرای این صعودها انجام داد در پاسخ به پرسشی درخصوص دلیل حمایت این فدراسیون از صعودهای تکراری گاشربروم ها به سرعتی و آلپی بودن این صعودها و اینکه از سطحی بالا و جهانی برخوردار بوده اند اشاره نمود و بدین شکل رئیس بزرگ ترین تشکیلات کوه نوردی ایران نیز سرعتی بودن و صعود بدون طی کردن مراحل هم هوائی را بعنوان معیاری برای جهانی شدن یک فعالیت کوه نوردی اعلام نمود

نکته تاسف بارتر نحوه اطلاع رسانی این صعود در سایتها و وبلاگها منتسب به این فدراسیون بود که با ذکر دقیق ساعت و ترتیب رسیدن این افراد به قله سعی در برجسته نمودن سرعت نفرات مورد تائید در صعود به قله نمود.

صعود گاشربرومها بجز حادثه سقوط و مرگ لیلا اسفندیاری حادثه منجربه فوتی نداشت اما شتاب زیاد نفرات در صعود منجر به ایجاد مشکل برای سه تن از کوهنوردان در مسیر صعود قله گاشربروم2 و بازگشت آنها به کمپهای پائینتر گردید که در صورت عدم تصمیم گیری به موقع این افراد در بازگشت می توانست منجر به حوادث ناگواری گردد

3-  تلاش اسماعیل اسماعیل زاده بر روی قله موزتاق آتا - تیرماه 90 :

دو سال پیش اسماعیل زاده از اعضای باشگاه کوه نوردی دماوند بهمراه تیم کوه نوردی بسیج دانشجوئی که خود سرپرستی آن را بعهده داشت قله7546 متری موزتاق آتا را بدون طی کردن مراحل هم هوائی و در مدت 5 روز و بصورت آلپی صعود نمودند و در مصاحبه ای که پس از صعود این قله به انجام رساند از این صعود بعنوان رکوردی بی نظیر در عرصه کوهنوردی جهان نام برد . در حالیکه قله موزتاق آتا از قلل توریستی و پر تردد دنیاست و شاید تنها راه ویژه کردن این صعود و دادن عناوین عجیب و غریب به آن و در نتیجه راضی کردن فرماندهان محترم بسیج، صعود سرعتی این قله بود.

خوشبختانه این عمل غیر منطقی و صعود آلپی به ارتفاعی بالاتر از 7000 متر توسط افرادی که اکثر آنها اولین صعود بلند خود را تجربه می کردند منجر به حادثه جدی نشد هر چند که اگر حادثه خاصی هم پیش بیاید معمولا" در گزارشات کوه نوردی ما جائی ندارد و کمتر کسی از آن خبر دار می شود.

اما ماجرا به همینجا ختم نمی شود و اسماعیل زاده امسال برای کسب عنوان اولین زوج فاتح موزتاق آتا در جهان دوباره راهی این قله شده و با توجه به تجربه موفق قبلی اش بدون هم هوائی قبلی قصد صعود آلپی قله را می نماید اما در همواره بر یک پاشنه نچرخیده و پس از گذر از مرز هفت هزار متر علائم ارتفاع زدگی در او پدیدار شده و سر انجام به طرز معجزه آسائی  با کمک راهنمایان محلی و انتقال او به کمپ های پائین از مرگ نجات می یابد.

4- صعود ذبیح الله حمیدی به قله لنین-تیرماه1390 :

قله لنین به ارتفاع 7134 مترنیز از قللی است که با وجود خطرناک بودن و کشته های زیاد این قله در بین ایرانیان به اشتباه  قله ای سهل و ساده معروف شده و بعنوان مقصد بسیاری از صعودهای توریستی  مطرح شده است.  شاید تنها عنوان صعود سرعتی به این قله می توانست آنرا خاص و برجسته نموده تا باشگاه کوهنوردی اسپیلت بتواند به صعود سرپرست خود بدان ببالد . از مشکلات و حوادث احتمالی پیش آمده در این صعود نیز اطلاعی در دست نیست.

سال جاری در صعود خود و همنوردانم به قله خانتنگری نیز مشاهده نمودم که بسیاری از کوه نوردان ایرانی حاضر در منطقه کمترین اطلاعی از لزوم هم هوائی مناسب در صعود به ارتفاع بلند ندارند و شاید اگر دشواری مسیر نبود آنها نیز علی رغم نداشتن تجربه در اینگونه صعودها قصد صعود سرعتی به این قله را می نمودند تا بتوانند در بین سایر ایرانی های حاضر در منطقه خاص تر و برجسته تر شوند.

اینها نمونه هایی بود از صعودهائی که به دلائل مختلف چون نداشتن دانش لازم و یا ثبت رکورد و یا شهرت طلبی به دو حادثه جدی انجامیده در حالیکه این شیوه صعود بطور بالقوه قابلیت این را داشت که تعداد کشته های کوه نوردی ما را در صعودهای برون مرزی به عددی دو رقمی برساند.

متاسفانه کوه نوردی ما راه اشتباه و کجی را در پیش گرفته.

فضای هیمالیا زده و شهوت شهرت و نام آوری در عرصه کوه نوردی آن چنان چشم ها را نابینا و گوش ها را ناشنوا نموده که کوه نوردان را از توجه به اصلی ترین و بدیهی ترین اصل صعودهای بلند که همانا هم هوائی مناسب است منحرف کرده و با تائید و تبلیغ این رویه توسط باشگاه ها و فدراسیون و هیات ها، کوه نوردان ما را به راهی سوق می دهد که پایان غم انگیزی در انتظار شان است .

از وبلاگ مهدی فرهادی : http://piaro.blogfa.com

.

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ آبان ۱۳٩٠
    پيام ها    +