طـنز کـوه !

« ... فوجی از مریدان وي از  فدراسیون کوهنوردی به نزد وی شدند و سلام عرضه داشتند و گفتند ای شیخ چه می گوئی در مورد فتح اورست به بار دیگر؟ كه  کنون جهانیا ن منتظرند تا  نسوان این سرزمین فتح الاورست کرده و باز هم اولین باشند ومشتي محكم به دهان ايادي استكبار باشد ...

...پس کوهنوردی گفت ای شیخ چه می گوئی از ده  هزارتومان که از ما ستاندند از برای این اردو و آیا نیک است که بیش دهیم؟ پس شيخ گفت مگر نشنیده اید که گفته اند هر که بامش بیش برفش بیش و چون اورست بام دنیا است هر که بیشتر دهد عضوتر است چرا که فدراسیون هم خرج دارد هم برج و کوهنوردی گفت ای شیخ خرجش را دانیم اما برجش چیست؟ که شیخ گفت برجش همین هزینه تله کابین ما و اینترنت کوهنوشت و قص علی هذا...

... كـــــوهنوردي گفت اي شيخ ما به جبال شديم از دو مـــسير يكي طولاني و سختر آن يكي نزديك و سهل تر اين به عـــدالت نباشد؟ گفت اي بي خرد اگر عدالت نباشد نجابت است و ما رسم اختلاط جز به تزويج مجاز ندانيم

بانوئي گفت اي شيخ كنون زنــــــــان ما عنوان اولين زن مسلمان را يد ك كشيده اند و ما مي خواهيم اولين باشيم تدبير چيست؟

گفت نيكو سخني است اين صـــعود را با چادر انجام مي دهيم و نامش را مي گذاريم اولين زنان صعود كننده با چادر و اين چنـد مزيت دارد يكي اينكه حفظ حجاب و عفاف كرده ايم و يكي هم كه ديگر نياز به خريد چادر از براي استراحت در شب نباشد ... »

 

از وبلاگ : طنز کوه ــ نوشته فرشيد داودی

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٥
    پيام ها    +