در باتلاق تقدير بی ترحم

گسترش پدیده ی کودکان خیابانی در شرایط اجتماعی امروز ٬ ابعاد نگران کننده و فاجعه آمیزی پیدا کرده است . این پدیده در کنار شکاف عظیم طبقاتی ٬ فقر و تهی دستی و حاشیه نشینی ٬ بیکاری و اعتیـــــــاد و ایـــــدز و فحشا ٬ چهره ی بی نقـــــــاب و کثیف نظام ســــرمایه داری را در ایــــــران به نمایش می گذارد . کودکان کار و خیابان بجای ابتدایی ترین و طبیعی ترین حقوق انسانی خود مانند : آموزش ٬ بهداشت ٬ امنیت ٬ تغذیه و بازی ٬ بیشترین نصیب را از تـــــــلخ ترین واقعیت های زندگی یعنی فقر و مرگ می برند . خبر تکان دهنده ی زیر ٬ روز چهار شنبه در یکی از روزنامه های صبح تهران و با عنوان « وداع تلخ با زندگی »  منتشر گردید :

کودکان پلاستیک جمع کن با گرفتار شدن در چاله ای عمیق و پر از آب جان خود را از دست دادند . این حادثه صبح روز دوشنبه ۱۶ بهمن ماه سال جاری هنگامی رخ داد که دو پسر بچه ۸ و ۹ ساله برای جمع کردن پلاستیک های کهنه از خانه خارج شدند و به منطقه سرآسیاب کرمان رفتند . پلاستیک های کهنه در داخل یک چاله که بارندگی های چند روز اخیر آن را پر از آب کرده بود جمع شده بود . دو کودک به طرف گودال آب رفتند ... راننده یـــــک لودر که از دور صحنه مرگ دلخراش دو کودک را مشاهده کرده بود به سرعت خود را به آنجا رساند ولی اثری از دو کودک نبود . آنان در میان آب چاله فرو رفته بودند . ساعتی بعد امداد گران در حالی دو جسد را از عمق ۵ متری چاله بیرون کشیدند که دست های آنها در هم قفل شده بود ... انگار در لحظه وداع می خواستند دیگری را تنها نگذارند ( روزنامه تهران امروز ـ چهارشنبه ۲۵/۱۱/۸۵ )

این زنـــدگی ٬ شایسته ی فرزندان این سرزمین نیست . مبارزه برای آزادی ٬ برابری و عدالت اقـــــتصادی و اجتــــــماعی ٬ مــــبارزه برای زندگی بهتر ٬ مبارزه ای اجتناب ناپذیر و مشروع است ! دور نیست و دیر نیست روز ...

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٤:۳٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ بهمن ۱۳۸٥
    پيام ها    +