و رونق طنز در میان کوه نویسان ...

" به گزارش خبرنگار طنز نیوز در همین راستا ستاد استقبال از اسکار  آمادگی کامل خود را برای استقبال از فرهادی اعلام داشته و برای این منظور کامیون‌هایی برای حمل اسکار ایشان تدارک دیده شد! این ستاد از کلیه‌ی فرش فروشان و گلیم فروشان، جاجیم دوزان و صنف گبه و دبه!  کشور خواست هر قدر فرش،گلیم، جاجیم، گبه و دبه! نیمداری قرمز هم دارند برای این ستاد ارسال تا در مسیر فرودگاه تا منزل ایشان پهن کنند. همچنین تعدادی از غیور مردان جان بر کف آمادگی خود را برای کول کردن ایشان تا درمنزل  و با شعار "داش اصغر یالا اسکارو ببر بالا" اعلام کردند... "

متن کامل در وبلاگ طنز کوه : http://www.tanzkuh.blogfa.com

 

 

 

"روزهای اول که صحبت های کافه کوه شد...گفتن قراره وبلاگ‌نویس‌ها اونجا جمع بشن و در مورد جر و بحث‌ها و دعواهای محیط مجازی حرف بزنن... پیش خودم گفتم... خدا رو شکر با کسی که مشکلی نداشتم بخوام اونجا برم... در مورد کافه کوه اول گفتم... شاید تعداد کشته بالا باشه... شاید هم حداقل ۱۰ نفر... اما عکس‌ها که منتشر شده... دیدیم اونجا چه بگو بخندی راه انداختن و سر ما هم بی‌کلاه مونده... کیک می‌برن... عکس می‌ندازن دیگه تصمیم گرفتیم کافه کوه بهمن رو بریم... هی گفتیم میایم تا آخرش هم نتونستیم بریم... خبر اومد از سایت سنجش که پنج شنبه صبح کنکور داری و کافه کوه تعطیل... ما هم رفتیم سر جلسه... از کیک و ساندیس کنکور خوردیم و خوابیدیم... "

متن کامل در وبلاگ شازده کوچولو : http://shazdekuchulo.blogfa.com

 

 

 

" اصلا چه شد که ما این اطلاع رسانی مهم را کردیم که دوستان مطلع باشند این کافه کوه اسفند را نیایند: از آنجایی که ما یعنی بنده٬ در وبلاگ کلاغ‌ها گفتیم و اعلام کردیم٬ البته یواشکی که کسی نفهمد...! یعنی تابلو بازی در نیاوردیم که چای کافه کوه اسفند همگی مهمان ما یعنی مهمان وبلاگ ندای کوهستان هستند٬ چشمتان روز بد نبیند این فرامرز نصیری و این فرشید داودی خیر ندیده رفتند چو انداختند که این امیر حسین ناظمی می‌خواهد چای همه را مهمان کند...! خلاصه نافرم تابلو بازی درآوردند ما بهشان هم هــــی!!! گفتیم! هــــی!!! گفتیم! آقا نروید این ور و آنور جار بزنید که امیر حسین بدبخت بی‌نوا می‌خواهد چای همه را در کافه مهمان کند٬ گوش شنوا نبود که نبود... "

متن کامل در وبلاگ ندای کوهستان : http://nedayekoohestan.blogfa.com

 

 

 

" پس راهی گشتیم و در فقدان ترافیکی که در تهران سراغ ندارم سریع به قبرستان "ابن بابویه" رسیدیم که نامش را زیاد شنیده بودم در فبرستان آش نذری می‌دادند نمی‌دانم غلط نکنم فرامرز برای این آش کمین گذاشته بود و می‌دانست که آش خواهند داد و ظاهرا چند روزی بود که چیزی نخورده بود تا به آش برسد البته بگذریم که اولش از هر کدام از  بچه‌ها 5000 تومان دستی گرفت تا بلیط‌های ورودی را بگیرد که خوشبختانه هر جا رفتیم ورودی نداشت اینهم از خوش برخوردی و خوش اقبالی ما بود که از آش و ماش گرفته تا ورودی‌ها رایگان بود البته فرامرز منو مهمون کرد ولی وفتی همه چی رایگان بود خدائیش مهمون کردن معنی داره !! ..."

متن کامل در وبلاگ دیار الوند: http://mishan.blogfa.com

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠
    پيام ها    +