در نکوهش فرصت طلبی و عوام فریبی

 

 _  هنوز هیاهوی ژورنالیستی سال گذشته‌ی عباس محمدی و تعدادی دیگر از افراد و شخصیت‌های مدعی حفظ محیط زیست را برای دفاع کورکورانه از محیط‌بانی که انسانی بی‌گناه را به قتل رسانده بود ، از یاد نبرده‌ایم .  مواضع و دیدگاه‌های آنان در باره‌ی این موضوع  چنان شتاب‌زده ، احساسی و نابخردانه بود که خیلی زود و یک به یک ناچار به عذرخواهی از افکار عمومی و خانواده‌ی قربانی حادثه شدند .

 

_ اعتراض به هنرمندی از دنیای موسیقی ( مجید انتظامی ) برای ساخت و اجرای یک سمفونی به نام کارون و به بهانه‌ی سفارش آن از سوی  شرکتی سد‌ساز ، جوسازی و جنجال رسانه‌ای چندی پیش عباس محمدی و دیگر دوستان هم‌فکرش بود. پرسش اصلی و به شکلی خاص در مورد عباس محمدی _ جدای از موضوع مورد بحث که مجال دیگری را می‌طلبد _ این است: آیا می‌توانیم به صداقت او در گفته‌ها و اعلام مواضع‌اش باور داشته باشیم یا آن که همه چیز _ و هم‌چنان مانند گذشته _ بر پایه‌ی فرصت طلبی و عوام فریبی استوار است؟ و طرح مسائلی مانند حقوق جوامع محلی و حفظ محیط زیست و میراث فرهنگی فقط شعارهایی توخالی به شمار می آید؟

 

_ برای فرصت‌طلبی و عوام‌فریبی شخصیتی مانند عباس محمدی در تاریخ کوه‌نوردی ایران به دشواری می‌توان موردی مشابه و نمونه‌ای حتی نزدیک را پیدا کرد!! ... سدسازی بد است. شرکت‌های سدساز را باید محکوم و هنرمندی که برای خلق اثری هنری از آنان سفارش می‌گیرد را باید آویزان کرد و ... اما اگر یکی از این شرکت‌های سدساز بیاید و حامی مالی برنامه‌ی باشگاهی شود که ما برای حفظ و تداوم ریاست‌مان بر انجمن کوه‌نوردان به پشتیبانی آنان نیازمندیم ... آن وقت دیگر نه تنها سدسازان و پول‌شان بد نیستند بلکه حتی برای ورود شجاعانه‌شان به این حیطه و ایجاد نقطه عطف در کوه‌نوردی ایران ، می‌توانیم هر روز هم که شده بیانیه‌های حمایتی از خود صادر کنیم!!

 

_ شرکت نارون آرا ، که یکی از زمینه‌های فعالیت‌اش سدسازی بود ، در سال 87 حمایت مالی از برنامه‌ی نانگاپاربات را بر عهده گرفت.  عباس محمدی در آن زمان مدیر انجمن کوه‌نوردان بود و طی بیانیه‌ای ،ضمن اظهار ارادت و شیفته‌گی خود نسبت به این شرکت سدساز ، اعلام کرد:

" نخستین بار بود که یک شرکت خصوصی ، عمده‌ی  هزینه‌ی صعود ایرانی یک هشت هزارمتری را برعهده می‌گرفت . این امر ، حکایت از تلاش در خور تقدیر سرپرست برنامه در معرفی طرح به یک موسسه‌ی تجاری ، و ورود شجاعانه‌ی این موسسه به دنیای کوه‌نوردی دارد و می‌تواند نقطه عطفی در تقویت کوه‌نوردی غیردولتی کشور به شمار آید . عباس محمدی _ بیانیه در مورد حادثه نانگاپاربات"

آش فرصت‌طلبی ، دروغ‌گوئی و عوام‌فریبی عباس محمدی در این بیانیه چنان شور بود که عباس ثابتیان عضو دیگر هیئت مدیره انجمن خطاب به او در وبلاگ شخصی خود نوشت:

" یکی از زمینه‌های فعالیت نارون آرا ، حمایت‌چی تیم نانگاپاربات ساختن سد است و یک پرسش از عباس محمدی که از دشمنان سوگند‌خورده سدسازان است و آنها را بساز و بفروش‌هایی در ابعاد مالی بسیار بالاتر می‌داند... که آب او و آب نارون آرا چگونه به یک جو می‌تواند برود؟ حالا اگر قرار باشد که از یک جو بروند...اگر سد ساختن کاری غیر زیست محیطی است ، با حمایت مالی از کوه‌نوردان می‌توان آن را زیست محیطی کرد؟ عباس ثابتیان وبلاگ آرام کوه "

 

 

************************

 

پی نوشت :

1_ متاسفانه، و البته به برکت(!) دو دوره مدیریت عباس محمدی بر انجمن کوه‌نوردان ، هنوز در این تشکل کوچکترین  ظرفیتی برای مواجهه با "نقد و انتقاد" و یا تحمل منتقد دیده نمی‌شود ! و اساسا پروژه و پدیده‌ای به نام " سرکوب منتقد"  ، برای اولین بار در کل تاریخ کوه‌نوردی ایران ، در انجمن کوه‌نوردان و در دوره‌ی مدیریت عباس محمدی شکل گرفت که در صورت لزوم با ارائه‌ی اسناد و مدارک تشکیلاتی (دارای مهر و امضا ) به بررسی آن خواهیم پرداخت. در حال حاضر انجمن کوه‌نوردان تعدادی فدائی جان‌بر‌کف و چماق به‌دست کف‌بر‌لب (!!) دارد که آماده‌اند شمای منتقد را  حتی بخاطر طرح یک پیشنهاد سازنده نیز از انگشت پا آویزان نمایند!! باور نمی‌کنید؟ از عباس ثابتیان مدیر فعلی انجمن حکایت جلسه‌ی سال گذشته مجمع نوبت اول را بپرسید!!

 

2_ یکی از متن‌های رامین شجاعی خطاب به عباس محمدی در وبلاگ داستان کوه ، به  موضوع سرکوب منتقد و عمل‌کرد بر پایه‌ی دروغ و کژی توسط او اشاره دارد : " ...آقای عباس محمدی به نام انجمن کوه‌نوردان بیانیه "سوار بودن بر زورق یقین" را منتشر می‌نماید. فراموش می‌کند که تا دیروز از حقوق "قلم به دستان" دفاع می‌کرده و حال از جایگاه "رئیس" به منتقدین طعنه می‌زند که "کارگاه نقد و بررسی" راه می‌اندازند بدون اینکه کوچکترین استدلال یا شاهدی را برای ادعاهای خود ارائه کند. بعید نیست اگر این برخوردها و واکنش‌های منتقدین وجود نداشت روایت "طوفانی از باران و بهمن و سنگ" را به خوردمان نمی‌دادند. متاسفانه عمل‌کرد آقای محمدی در مورد حوادث مشابه گذشته یک علامت سوال بزرگ در مورد صداقت و بی‌طرفی وی ایجاد می‌کند. در حادثه دوبرار "بازی عشق و مرگ" را برای توجیه حادثه به کار می‌برد اما در حادثه گاشربروم I با 180 درجه تغییر موضع کسانی را که کوه‌نوردان را بدون آموزش‌های کامل در محیط کوهستان قرار می‌دهند مسئول و مقصر معرفی می‌کند. و متاسفانه در این حادثه بار دیگر وظیفه فراموش شده انجمن در دفاع از حقوق کوه‌نوردان را همچون گذشته فدای عمل‌گرایی و مصلحت‌اندیشی می‌کند. آقای محمدی و دیگر عمل‌گرایانی که (حقوق کوه‌نوردان به کنار) بنیادی‌ترین حق انسانی یعنی حفاظت از جان آدمی را فدای رشد کوه‌نوردی مستقل می‌کنند باید بدانند کوه‌نوردی مستقل اگر بر پایه‌های دروغ و کژی استوار شود جز اینکه روز به روز بیشتر به قهقرا رود نتیجه‌ای به دست نخواهد آورد. "

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ تیر ۱۳٩۱
    پيام ها    +