Uccellacci e Uccellini

" یک پدر و پسر، در طول جاده‌ای در حاشیه شهر رم به راهی می‌روند. به زودی به یک کلاغ سخن‌گو برمی خورند که از سرزمین ایدئولوژی (Land of Ideology) داد سخن می‌گوید؛ زاده شده از پدر شک و مادر آگاهی. کلاغ به آنها می گوید: من از روستای احتیاج و نیاز  می‌آیم ،از خیابان گرسنه‌گی ... سفر آنها ادامه پیدا می‌کند و کلاغ همچون یک روشن‌فکر از آنها سوال‌هایی می‌پرسد؛ اعلامیه‌هایی وزین صادر می‌کند و تعابیر اجتماعی- سیاسی مداوم ارایه می‌دهد. در یک صحنه، کلاغ، داستانی قرون وسطایی از برادرچیچلیو و برادرنینتو را بازگو می‌کند که توسط سنت فرانسیس جهت موعظه پیام عشق الهی به جغدها و گنجشک ها مامور شدند. پس از جد و جهد فراوان دو برادر تصمیم می‌گیرند تا زبان پرنده‌گان را بیاموزند و در نتیجه در ابلاغ عشق فراگیر به هر دو گروه [پرنده‌گان]، هر کدام به تنهایی توفیق می‌یابند. با وجود این، در پایان کار آن هنگام که دو برادر همدیگر را ملاقات می‌کنند؛ جغدها هنوز به شکار گنجشک ها ادامه می‌دهند. اندرز اخلاقی این داستان آنچنان که سنت فرانسیس خود به هنگام مراجعت برادران به آنها می‌گوید؛ می تواند این باشد که " برای تغییر جهان تنها به یکی نیازاست"؛ ولی هنوز هم چنین چیزی امکان دارد؟ به مانند آن حکایت قرون وسطایی توتو و نینتو به سفرشان در طول جاده بازمی‌گردند و پس از گذراندن مواجهات مختلف، پدر و پسر که از اظهارنظرهای بی وقفه کلاغ به تنگ آمده‌اند؛ آن را کشته ؛ می خورند و به راه خود ادامه می‌دهند. یک نتیجه مناسب و گشوده از فیلم شاید معنای همان کتیبه ای باشد که فیلم با تصویری از آن آغاز شده : "Dove va l'umanità? Boh." یا سرفصل انسانیت کجاست؟ واقعا چه کسی می‌داند."

در باره‌ی فیلم پرنده‌گان بزرگ،پرنده‌گان کوچک(پیرپائولو پازولینی)

 

 

 

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩۱
    پيام ها    +