گزارشی از لیلی رهنما: در ورزقان چه می گذرد...

" ...می توان گفت پس از زلزله نیازهای کوتاه مدت روستائیان به خوبی پوشش دهی شده است اما آنچه به وضوح از نزدیک شاهدش بودیم  تاخیر در برنامه ریزی جهت برآورده کردن نیازهای بعدی ایشان است که البته اینروزها می شود گفت که تقریبا این مشکل حل شده است، اساسا بجز نهادهای مسئول : عزیزانی بصورت خودجوش در منطقه  اقداماتی انجام دادند که متاسفانه باعث بروز برخی مشکلات شده بود ...می توان نیرو های خودجوش را به دو دسته تقسیم کرد:

دسته اول کسانی هستند که به رساندن کمک هایشان توسط دیگران اعتمادی نداشته و ترجیح می دهند بصورت شخصی اقدام به کمک رسانی کنند...این گروه که قاعدتا هیچ کس منکر محبت هایشان در این روزهای قحطی عاطفه نیست :متاسفانه با اقداماتی بدون هماهنگی با دیگر گروه ها عموما باعث ایجاد مشکلات زیادی در منطقه می شوند، دسته دوم  گروه هایی خودجوش هستند که تا چند روز پیش عدم هماهنگی ایشان با هم موجب بروز اشکالات اساسی از جمله کمک رسانی بیش از اندازه به یک روستا و عدم کمک رسانی به روستای مجاور می شد(برای مثال در یکی از روزهایی که آنجا حضور داشتم 5نفر در یک تصادف میان یکی از ماشین ها که برای امداد رسانی به یک روستا رفته بود و آمبولانسی که برای امداد رسانی به روستای مجاور با یک مسیر مشترک رفته بود فوت کردند که یکی شان پزشک داوطلب بود، یا برای مثال در یک روستابه یک نفر هفت پتو رسیده بود و یکی دیگر در روستای مجاور داشت از سرما می لرزید یا مواردی ازین قبیل)، البته این مشکلات این روزها به یمن زحمات شبانه روزی دوستان تقریبا حل شده. در واقع گروه های خودجوش طی جلساتی هماهنگ نتایج عملکرد روزانه خویش را به اطلاع یکدیگر رسانده و تلاش زیادی در کمک رسانی بصورت هماهنگ دارند..."

 

متن کامل گزارش لیلی رهنما را در وبلاگ مکث بخوانید:

http://www.maakss.blogfa.com/

 

 

.

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ شهریور ۱۳٩۱
    پيام ها    +