پاییز نزدیک است ...

 

«‌پاییزشد، یاد تو را آورد. پاییز اشک تو را به چشم‌هایم آورد.  آه تو را در سینه‌ام پر کرد. رخت تو را پوشیدم و به گذرگاه تو آمدم. به آینه‌های  توی ویترین‌های سر راه تو نگاه کردم. کفش‌هایی برای تو انتخاب کردم. برای زمستان تو  که در راه است. برای تو میوه‌های پاییزی خریدم، پشت پنجره گذاشتم.»

 

از کتاب «سبز پری» اثر پرویز دوایی

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩۱
    پيام ها    +