مجله ی زنان و گزارش سفارشی ـ تبليغی صعود سال ۸۴ فدراسيون

صعــــود به اوج اورســـــت عنــــوان گزارش سه صفحه ای مجــــــله ی زنان در آخرين شــــــماره ی خود ( بهمن ۸۳ ) است . نويسنده ی اين گزارش پروين ايمانی يکی از اعضای شرکت کننده در اردوهای انتخابی فدراسيون کوهنوردی می باشد که ضمن اشاره به تاريخچه ی صعود زنان جهان به قله اورست و همچـــــنين طرح جديد ادغام ورزش زنان و مردان کشورمان ، می نويسد : صادق آقاجانی رئيس فدراسيون کوهنوردی ايران قصد دارد در پی تصويب طرح ادغام ورزش زنان و مردان ، اين كار بزرگ و عظيم را كه انجمن زنان نتوانست در دو سال گذشته به ثمر برساند، در پرونده خود ثبت كند . بخش عمده ای از اين گزارش به گفت و گو با صادق آقاجانی اختصاص يافته و از قول او آمده است : در دهه گذشته منابع اختصاص يافته برای زنان يك هفدهم مردان بوده است و ... جدا بودن زنان و مردان از هم ، از نظر تشكيلاتی جز صرف هزينه بيشتر بهره ای نداشته است . ضمن اينكه از نظر فرهنگی و شرعی و اخلاقی ، هيچ منعی برای صعود زنان و مردان در كنار هم وجود ندارد و ... ما در كشورمان آن قدر زن كوهنورد فعال نداريم ... شايد در سطح كشور ۵ يا ۶ كوهنورد زن پيدا كنيم و ...تامين هــــزينه ی اين صعود چند برابر مشكل تر از خود صعــــود است  . ما اين را تقبل كرده ايم ...

مجله زنان شماره ۱۱۷  بهمن ۸۳

 

كلاغ ها :

اعترافات غم انگيز يك رئيس فدراسيون !

۱ـ عدم هماهنگی يعنی همين ! آشفتگی يعنی همين ! يعنی اينكه رئيس فدراسيون كوهنوردی ايران  و مسئول روابط عمومی اش ، هر يك به ساز خود مشغولند و اصلا هم كاری به هم ندارند . مسئول روابط عمومی در تبيين اهداف و برنامه های صعود سال ۸۴ اطلاعيه ی آتشين می دهد كه : ... بلند گوهای تبليغاتی غرب هر دم بر اين طبل می كوبند كه زنان كشورهای اسلامی به دليل تفاوت جنسيتی در زير سيطره اجحافات فرهنگی ، اقتصادی و سياسی قرار دارند ... و از نقش صعود اورست در شكستن بت تبليغات ناجوانمردانه خارجی ، سخن می گويد و جناب رئيس ـ كه گويا روحش از اين ماجراها بی خبر است ـ در اثبات همه ی ادعاهای بلندگوهای تبليغاتی غرب ، به ارائه دليل و آمارهای ارزنده (!) می پردازد : ... در دهه گذشته منابع اختصاص يافته برای زنان يك هفدهم مردان بوده است ! ... و از آنجا كه شايد ذكر مثالی ملموس تر بتواند ذهن خوانندگان را نسبت به نتايج و پيامدهای اجحافات مورد بحث روشن كند ، اضافه می كند كه : ... ما در كشورمان آن قدر زن كوهنورد فعال نداريم ... شايد در سطح كشور ۵ يا ۶ كوهنورد زن پيدا كنيم ...

حالا چرا جناب رئيس هم ، اينطور بر همان طبل بلند گوهای تبليغاتی غرب می كوبد را شما به حساب عدم هماهنگی و آشفتگی حاكم بر فدراسيون كوهنوردی ايران بگذاريد . البته شايد هم وزش بادهايی كه خبر از تغيير فصل می دهند ، دليل اصلی باشد . نظر شما چيست ؟

نيازی به توضيح و ارائه دليل نيست كه پروين ايمانی هم به جای اورست به فتح قله های تملق می انديشد . او می خواهد برای ما ، صادق آقاجانی را پرچمدار و پيشتاز طرح ادغام ورزش زنان و مردان اين سرزمين معرفی كند : ... صادق آقاجانی قصد دارد ... اين كار بزرگ و عظيم را ... در پرونده خود ثبت كند ... يعنی اين پروين ايمانی از آن بخشنامه ی معروف اوايل دهه شصت كه كليه فعاليت های بانوان را در گروه ها و تشكل های كوهنوردی موجود ، غير قانونی و ممنوع اعلام كرد و هنوز هم لغو آن اعلام نشده است ، خبر ندارد ؟ يعنی اين پروين ايمانی نمی داند هنوز هم در بسياری از گروه های كوهنوردی دانشگاه های ايران فعاليت مشترك زنان و مردان كوهنورد  ممنوع است و به شدت با آن برخورد می شود ؟  برای اين خانم ـ كه بسيار اميدوارم به آرزوی خود رسيده و در تيم اعزامی فدراسيون جای بگيرد ـ فقط يك جمله را می نويسم :  فريب ما ، فريب نسل ما ، به اين سادگی ميسر نيست . فراموش نكنيد!

۲ـ صادق آقاجانی در اين گزارش و در باره تامين هزينه های صعود سال ۸۴ به گونه ای بسيار گنگ و مبهم صحبت می كند : ... تامين هزينه اين صعود چند برابر مشكل تر از خود صعود است . ما اين را تقبل كرده ايم ... اين جمله ی آقاجانی برای افكار عمومی جامعه كوهنوردی ايران واجد چه معنايی می تواند باشد ؟ چقدر و از كجا و چگونه تامين كرده ايد ؟ چرا توضيحی نمی دهيد ؟ حسين رضايی ، مسئول روابط عمومی فدراسيون نيز در وبلاگ شخصی خود ( كوه نوشت ) و در پاسخ به سوال خواننده ای ، در اين زمينه می گويد : ... تمامی هزينه صعود تيم ملی بانوان ايران به اورست قرار است از طريق اسپانسرها ( حاميان مالی ) تامين شود . چرا اين حاميان مالی را معرفی نمی كنيد ؟‌ در كجای دنيا رسم بر اين است كه اسپانسرهای يك فدراسيون ورزشی علاقه ای به معرفی خود نداشته و ترجيح می دهند در پشت پرده و پنهان باقی بمانند ؟ اينها ديگر چه جور اسپانسرهايی هستند ؟ به صادق آقاجانی و حسين رضايی توصيه می كنم كه هر چه سريع تر ، حاميان مالی صعود سال ۸۴ را خيلی شفاف و روشن و با ذكر مبالغ مالی هريك به تفكيك به افكار عمومی جامعه كوهنوردی ايران معرفی نمايند . چه بسا در صورت كوتاهـــــی در اين امر ، ممكن است بلــــــند گوهای تبليغاتی غرب(!!) بر اين طبل بكوبند كه هزينه های مالی اين صعود از سوی برخی نهادهای سياسی و نظامی و با انگيزه ی انجام يك حركت سياسی و تبليغاتی ـ و نه يك صعود ورزشی ـ تامين شده است و به همين دليل نيز علاقه ای به معرفی و عيان كردن خود و اهداف شان ندارند ـ و بعد هم اطلاعيه ي سياسی ـ نظامی ـ تبليغی روابط عمومی فدراسيون ( اورست ، يك ملت ، يك تاريخ ، يك صعود ) را گواه ادعاهای خود بگيرند !!

۳ـ هر چه سريع تر حاميان مالی صعود سال ۸۴ خود را ، خيلی شفاف و روشن و با ذكر مبالغ مالی هر يك به تفكيك ، به افكار عمومی كوهنوردی ايران معرفی كنيد !

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ اسفند ۱۳۸۳
    پيام ها    +