باز هم ترانگو ! اما نه برج بی نام ، برج بزرگ !

عزیز حبیبی : گفتن از ترانگو و یا نوشتن در باره ترانگو ظاهرا برای من تبدیل به یک تابو شده ، حتی اگر موضوع مربوط به برج بی نام مورد مناقشه نباشد و مربوط به یک برج دیگر مثلا مربوط به برج بزرگ ترانگو باشد بازهم این خودسانسوری خودش را تحمیل می کند . اما حامد جان واقعیت این است که نه "عقل خود بنیاد" غربی و نه "عقل سرخ" شرقی هیچکدام خیلی عاقل نیستند ! و به خصوص اینکه هیج کدام "امریه پذیر" هم  نیستند ! پس با هم بخوانیم : 

سه کوه نورد اسلوونیایی برای هوا خوری و استفاده از تعطیلات تابستانی تصمیم می گیرند که به پاکستان - برج های ترانگو سفر کنند . در پای برج ترانگوی بزرگ ( ونه برج بی نام ) دو تن از آنان از جمله کوه نورد معرف به نام  Dodo  پس از چند روز اقامت در بیس کمپ اسیر اغواگری های دیواره 2000 متری و با شکوه برج بزرگ ترانگو می شوند . آنها  تصمیم می گیرند که راحتی بیس کمپ را با هیجان دیواره تعویض کنند . بعد از بررسی صعودهای انجام شده قبلی سرانجام تصمیم می گیرند که از طریق رخ شمال غربی و از مسیری نو  و در کمتر از 5 روز و به شیوه آلپی ، بدون چادر ، بدون پرتلژ و حتی بدون پیچ و رول به قله برسند . با وجود این Dodo می نویسد : "حالا من مرد پیری هستم ( البته او در آستانه 30 سالگی است ! ) و  نیاز به راحتی بیشتری دارم . بنا براین کیسه خواب ها ، زیر انداز ها و کمی غذا بر داشتیم و همه آنها را در یک کیسه بار و یک کوله پشتی کوچک قرار دادیم" ...

 

متن کامل را در وبلاگ عزیز حبیبی ( بیواک ) بخوانید :

http://bivy.blogfa.com

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ مهر ۱۳٩۱
    پيام ها    +