نبوغ سرپرستی و اقبال های خوش در عبور از حادثه !!

بخش قابل توجهی از مجموعه حوادثی که کوه نوردی ايران را سال هاست در چنبره ی خود گرفتار کرده است ٬  ريشه در خطاهای انسانی دارد ! ريشه در عدم توجه به اصول و آموزه های علمی و فنی و در يک کلام : ريشه در فقر بنيان های آموزشی اين ورزش . اشتباهی مهلک و استراتژيک خواهد بود اگر تمامی اين اتفاقات و حوادث منجر به تلفات انسانی را اجتناب ناپذير ٬ طبيعی و جزيی از ذات ورزش کوه نوردی به شمار آوريم و چشمان خود را به روی ضعف ها و خطاهای انسانی که زمينه ساز حادثه بوده اند ببنديم ! حادثه ی بهمن قله ی کهار و کشته شدن امير رضا امير امينی ( باشگاه دماوند ـ سرپرستی حامد کرامت ) ٬ حادثه ی رانش برف در خط الراس دوبرار و کشته شدن همايون محبوب  ( باشگاه آرش ـ سرپرستی فريدون اسماعيل زاده ) ٬ حادثه غار پراو و کشته شدن ويکتوريا کيانی راد و امير احمدی ( باشگاه دماوند ـ سرپرستی کاظم فريديان ) ٬ حادثه ی کشته شدن مجيد بنی هاشمی و جلال رابوکی طی دو برنامه جداگانه در مسير جنوبی دماوند ٬ حادثه ی قله ی دالان کوه و کشته شدن احسان يوسفی و سحر قهرمانی ( گروه کوه دانشگاه خواجه نصير ) ٬ حادثه ی دره ی آندرسم و کشته شدن آن يازده کوه نورد ٬ حادثه ی قله ی کل جنون و کشته شدن آن پنج کوه نورد ٬ حادثه ی قله گاشربروم و کشته شدن محمد اوراز ٬ حادثه ی گرده آلمانها و کشته شدن دو کوه نورد باشگاه آرش ٬ حادثه ی ديواره شروين و کشته شدن کوه نوردی از گروه همت شميران و ... همگی از جمله وقايع و اتفاقات تلخ و تاسف بار دهه های اخير کوه نوردی ايران بوده  که در آن خطاهای انسانی به عنوان زمينه ساز اصلی حادثه ٬ بيش از هر عامل ديگری نقش داشته است !

برای اثبات فقر بنيان های آموزشی و عدم توجه جدی به آموزه های علمی و فنی اين ورزش ٬ لازم نيست راه دوری برويم ! نگاهی گذرا به پاره ای از گزارش ها و يادداشت های برنامه های اجرا شده ٬ که در سايت ها و وبلاگ های کوه نوردی منتشر می شود ٬  بخوبی می تواند نگاه های سطحی و ساده انگارانه و عاميانه و حرکت های غيرمسئولانه ( در قبال خود و ديگران ) و عمل در لبه ی باريک خطر و حادثه را به ما نشان دهد :

«...اما من به طور جدي قصد اجراي يك برنامه ي سنگين را در عيد داشتم پس با قبول مسئوليت هماهنگي برنامه شروع به آماده كردن تيمي براي حضور در منطقه علم چال و صعود تخته سليمان نمودم. ... اعضاي تيم عبارت بودند از : محمد رهبري، حسين يوسف زمانيان، هاله قاسمي فرد ، ايمان آذيش ، هادي بهادري، پوريا محمدي و ليلا زندي...در قرارگاه پس از صرف ناهار ، تقسيم بار گروهي ، بستن كوله ها و بر جاي گذاشتن بار اضافي (از جمله يك جفت جي پي اس بي سيم كه سرپرست به آن اعتقادي ندارد) در حدود ساعت ۱ سوار وانت شديم.............يكشنبه پنجم فروردين:هوا به شدت خراب است، طوفان بيداد مي كند................... در بازگشت در حالي كه زياد از پناهگاه دور نيستيم اندكي راه را گم مي كنيم ولي سرانجام به پناهگاه مي رسيم... گزارش هادی بهادری در  http://www.araneae.ir  »

اجرای برنامه در شرايط کاملا زمستانی منطقه علم کوه و برجا گذاشتن يک جفت جی پی اس بی سيم در قرارگاه فدراسيون به عنوان باراضافی !!!! در موقعيتی مناسب تبريکات (!) خود را  به سرپرست اين برنامه و همچنين ديگر اعضای تيم ( که در برابر اين تصميم نابخردانه هيچ حرفی برای گفتن ندارند!!) بابت اين همه نبوغ و خلاقيت عرض خواهيم کرد اما ٬ براستی در باره ی فقر بنيان های آموزشی ٬ در باره ی عدم توجه جدی به آموزه های علمی و فنی اين ورزش ٬ در باره ی  نگاه های سطحی و ساده انگارانه و عاميانه و حرکت های غيرمسئولانه چه بايد کرد؟

چه بايد کرد؟

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٦
    پيام ها    +