در هفته ای که گذشت ...

در هفته ای که گذشت : فدراسيون کوهنوردی ايران در اطلاعيه ای اسامی بانوان انتخاب شده جهت اعزام به قله اورست را اعلام کرد . فرخنده صادق ، رضوان سلماسی ، لاله كشاورز ، رويا غضنفری و ليلا بهرامی به عنوان اعضای تيم كوهنوردی بانوان فدراسيون كوهنوردی ايران برای صعود سال ۸۴ به قله اورست انتخاب شده اند . همچنين در هفته ای كه گذشت و پيش از انتخاب اعضای اصلی تيم فدراسيون ، روزنامه همشهری در گزارشی مفصل به معرفی زندگينامه ، سوابق و انگيزه های ۱۳ نفر از بانوان شركت كننده در آخرين مرحله اردوهای آمادگی پرداخته است . لينك اين گزارش در وبلاگ كوه نوشت متعلق به حسين رضايی ، مسئول روابط عمومی فدراسيون ، وجود دارد .

كلاغ ها :مسير وقايع در هفته ای كه گذشت حاكی ازانتخاب تاكتيكی دقيق و حساب شده در اعلام اسامی نفرات تيم بانوان،  توسط فدراسيون كوهنوردی ايران بود . گزارش مفصل روزنامه همشهری دقيقا دو روز قبل از اعلام اسامی نفرات اصلی توسط فدراسيون منتشر می شود و با ارائه اطلاعات دروغ(!) و غلط در اين گزارش می خواهد در واقع زمينه را برای پذيرش بی چون و چرای اسامی منتخبين ـ طی دو روز آينده ـ آماده كند . در معرفی پرستو ابريشمی ــ كه قرار است از ليست اصلی خط بخورد  ــ نوشته شده : ... متاهل . همسر حامد كرامت از اعضای قديمی تيم ملی كوهنوردی ... كه اين يك دروغ محض است . حامد كرامت ( همسر پرستو ابريشمی ) تاكنون عضو هيچيك از تيم های اعزامی فدراسيون كوهنوردی ايران نبوده است و در معرفی رويا غضنفری ــ كه قرار است جزو ليست اصلی اعلام شود ــ  نوشته شده : ... تازه ازدواج كرده ، با يك مرد كوهنورد ... و آگاهانه (!) فراموش می شود كه بنويسند: تازه ازدواج كرده . با يك مرد كوهنورد . با رضا زارعی از مربيان فدراسيون و عضو كميته هيماليا نوردی آن و پای ثابت تقريبا تمامی برنامه های برون مرزی فدراسيون !!  جالب است نه ؟ در فريب افكار عمومی از اين روشن تر و آشكارتر می توانيد نمونه و مثالی بيابيد ؟  برای كسی كه قرار است نامش را خط بزنيم به دروغ عنوان می كنيم همسرش از اعضای قديمی تيم های فدراسيون است تا پيشاپيش شائبه ی هر گونه فرمايشی بودن اردوهای آمادگی و انتخاب اعضا از خلال آن را رفع كرده باشيم و برای رويا غضنفری كه بواسطه ازدواج با رضا زارعی همگان انتخاب او را  امری مسلم و قطعی دانسته و حضورش در اردوهای آمادگی را فرمايشی ، می نويسيم : تازه ازدواج كرده ، با يك مرد كوهنورد !!  و در ضمن : آنچه در معرفی سوابق رويا غضنفری نوشته شده  ( سه مسير مختلف از ديواره علم كوه را يك روزه صعود كرده است ) نيز صحت نداشته و می توان در باره سوابق و تجربيات او از باشگاه دماوند استعلام كرد و بعد با حيرت از فدراسيون كوهنوردی ايران سوال كرد : چگونه فردی كه قابل توجه ترين صعود زمستانی اش  قله كهار ( ۴۰۵۰ متر ) بوده است ، برای صعود اورست انتخاب شده است ؟ يا اگر مسير تحقيق و بررسی ما پيرامون سوابق نفرات انتخاب شده اشتباه است از فدراسيون خواست كه برای رفع هر گونه شائبه ی حاكم بودن روابط بر ضوابط و فاميلی بودن تيم های اعزامی : دلايل و معيارهای گزينش رويا غضنفری  و همچنين ديگر نفرات انتخاب شده را خيلی دقيق ، روشن و شفاف برای آگاهی افكار عمومی كوهنوردی ايران بيان كند . فكر نمی كنم اين خواسته ی خيلی سخت و پيچيده ای باشد . نظر شما چيست ؟ در هفته ای كه گذشت ، در باره تغيير آخرين مرحله ی اردوهای آمادگی تيم اورست ، از سوی فدراسيون كوهنوردی ايران هيچگونه خبر و اطلاعيه ای منتشر نگرديد و ترجيح داده شد اين مسئله نيز  در سكوت برگزار شود . بدين ترتيب كه : خيلی راحت و بی سرو صدا ، آخرين مرحله اردوهای آمادگی فدراسيون بجای قله دماوند در منطقه ريزان ، آتشكوه ،ساكا و پناهگاه كلك چال (!) انجام شده و اين تغيير برنامه شامل هيچ اطلاع رسانی بعدی نشده است . چرا ؟  براستی كه فوق العاده است . همه چيز فوق العاده و رشك برانگيز است . برنامه ريزی علمی و دقيق  و نبوغ اعضای كميته هيماليا نوردی فدراســيون كوهنوردی ايران را می گويم . می خواهند تيمی از بانوان ايرانی را طی ۶ مرحله اردوهای آمادگی (!)به بلندترين قله جهان اعزام كنند اما در هيچيك از اردوها ، خبري از ارتفاع بالاتر از ۴۱۵۰ متر ( سركچال ها )  نيست !! و جالب است كه مصرانه هم از ما خواسته می شود كه باور كنيم اين اردوها فرمايشی نبوده و هيچ انتخاب از پيش انجام شده ای هم  در كار نيست !!  ضمنا در هفته ای كه گذشت  فدراسيون كوهنوردی ايران برای معرفی اسپانسرهای ( حاميان مالی ) صعود سال ۸۴ خود هيچ اقدامی نكرد !

در هفته ای كه گذشت : احسان در وبلاگ خود نوپتسه ،  گزارش كامل حادثه ی دالان كوه را ،  كه منجربه كشته شدن دو دانشجوی كوهنورد ـ سحر قهرمانی و احسان يوسفی  ـ  گرديد ، منتشر كرد . اين گزارش از گاه نامه اوج  ، متعلق به  گروه كوهنوردی دانشگاه خواجه نصير ، نقل شده است .

در هفته ای كه گذشت :  توضيح گروه كوهنوردی خواجه نصير  در مورد مرگ دو دانشجوی اين دانشگاه ، در روزنامه شرق منتشر شد . لينك اين خبر در وبلاگ سرود كوهستان وجود دارد .

در هفته ای كه گذشت : فرشيد فاريابی نامه ای را با عنوان واكنش يك دوست ، در وبلاگ خود سرود كوهستان قرار داد . دراين نامه كه با امضای شخصی به نام بابك منتشر شده  ، ضمن اشاره به حادثه ی تلخ قله ی دالان كوه ، فرهنگ غالب بر گروه های كوهنوردی دانشجويی  ـ و دانشجويان اين سرزمين ـ مورد نقد و بررسی نويسنده قرار گرفته است .

 كلاغ ها : با انتشار گزارش كامل برنامه صعود دالان كوه  در وبلاگ نوپتسه ، اكـنون می توان نگاهی دقيق تر  به چگونگی حادثه و علل آن داشت . بعد از صعود قله و هنگام بازگشت ، با نظر و دستور سرپرستی برنامه ، دره ای برای پيمايش مسير انتخاب می شود كه هيچ شناختی نسبت به آن وجود نداشته است ... مقرر شد آقای جهانگيری با توجه به توانايی ايشان جهت تشخيص بی خطر بودن مسير جلوتر از تيم با فاصله حدودا ۵۰ متر حرکت کند و پس از گزارش بی خطر بودن مسير با  گزارش اين مطلب به سرپرست برنامه ، سرپرست اجازه حركت تيم در آن مسير را می دادند ... اين اولين و مهمترين اشتباه سرپرست برنامه و زمينه ساز بروز حادثه بوده است . چرا بايد در يك برنامه زمستانی تيـــــم را به سوی دره ای كه از آن كوچكترين شناختی نداريم هدايت كنيم ؟ آيا اين يك اشتباه مسلم و محرز نيست ؟ سرپرست برنامه فقط زمانی حق دارد اقدام به نوآوری ( تعيين مسير جديد برای بازگشت ) كند كه نسبت به آن دارای آگاهی و شناخت قبلی بوده باشد . حتی يك بررسی ساده و از قبل ، روی نقشه توپوگرافی منطقه ( كه اكنون به سادگی و بدون تشريفات اداری از طريق سازمان جغرافيايی ارتش قابل تهيه است ) می توانست  ذهن  او را نسبت به ميزان و مسافت شيب آن دره و همچنين خطرات هدايت تيم به طرف آن ، روشن كند . آيا اصلا سرپرست اين تيم ، دارای توانايی و دانش كار با اين گونه نقشه ها ـ كه لازمه و ضرورت طراحی و سرپرستی برنامه های جديد می باشد ـ بوده است ؟  در گزارش آمده است كه تيم ، راهنما داشته است و بر آن بسيار هم تاكيد می شود . چرا هنگام بازگشت هيچ نشانی از اين راهنما در هدايت تيم وجود ندارد ؟ و سرپرست برنامه خود هدايت تيم را به عهده گرفته است ؟  همچنان در متن گزارش ، تجهيز نفرات به كلنگ كوهنوردی مبهم مانده است ! اگر نفرات، كلنگ ـ كه ضرورت صعود های زمستانی است ـ نداشته اند ، بنابراين با اشتباه محرز ديگری در برنامه ريزی و اقدام به صعود مواجه هستيم . اگر نفرات تيم مجهز بوده اند ، چرا ... آقای جهانگيری كه چند لحظه قبل به خانم قهرمانی نحوه ترمز كردن در برف را يادآوری كرده بود ... بايد انجام برخی آموزش های پايه و ضروری ، درست لحظاتی قبل از حادثه صورت گيرد ؟ ثبت نام و اعزام نفرات فاقد تجربه و آموزش های ضروری يك اشتباه مسلم و محرز نيست ؟ نامه ی بابك در وبلاگ سرود كوهستان بسيار تلخ و تكان دهنده بود . چرا اعضای گروه كوهنوردی دانشگاه خواجه نصير ، اين گونه لجوجانه و البته تاسف بار نمی خواهند كه بروز پاره ای اشتباهات را در عملكرد خود و پيرامون اين حادثه بپذيرند ؟ در توضيح اين گروه دانشجويی ، سرسختانه بر توجيه همه چيز و همه چيز و همه چيز اصرار شده است !!  با خواندن توضيح  گروه كوهنوردی دانشگاه خواجه نصير ، فقط يك نتيجه گرفته می شود : مقصر اصلی در بروز اين حادثه فقط شيب كوه بوده است و بس !! نقد بابك در وبلاگ فرشيد فاريابی و پيرامون فرهنگ و فضای حاكم بر انديشه های دانشجويان نسل حاضر اين سرزمين و همچنين گروه های كوهنوردی آنان ، بسيار غم انگيز و تكان دهنده بود . بابك به واقعيت های ناگفته ای اشاره كرده است كه در زمانه ی ما هيچ عادتی برای شنيدن آن وجود ندارد . نامه بابك ، تصوير نسلی از مديران و اداره كنندگان آينده ي اين سرزمين است كه آماده اند اگر صدها هموطن در انفجار واگن قطاری كشته شدند ، نوع ريل و يا سوزنبان پير ايستگاه را مقصر معرفی كنند . اگر هزاران هموطن در جريان زلزله ای ـ حتی با ريشتر متوسط  ـ زير خروارها آوار جان باختند ، ديوار های كاهگلی خانه ها را مقصر معرفی كنند و اگر سقوط سنگ های غول پيكر ، دهها مسافر بی خبر را در اتوبوس خسته ای به كام مرگ كشيد ، از تقصير كوهی سخن بگويند كه نمی تواند سنگ هايش را نگه دارد ... حادثه ای هنگام صعود تيمی دانشجويی رخ داده است و دو تن از اعضای آن كشته شده اند . از نگاه مسئول روابط عمومی فدراسيون ، خود كوهنوردان مقصرند  . از منظر اعضای گروه كوهنوردی دانشگاه خواجه نصير ، قله دالان كوه مقصر است كه بدون هماهنگی با سرپرست برنامه اقدام به تند كردن شيب خود كرده است!!... چرا هيچكس نمی خواهد و نمی تواند راست و شجاع و صادقانه نقش و مسئوليت خود را بپذيرد ؟ محاكمه ای و يا مجازاتی كه در كار نيست . پس اين همه تلاش و دست و پا زدن برای توجيه و فرار از پاسخ گويی با چه انگيزه ای است ؟ نمی خواهيد دستكم يادگار و درسی و تجربه ای برای ديگران باقی بماند ؟ 

گروه كوهنوردی دانشگاه خواجه نصير نمی تواند از مسئوليت و پاسخ گويی  پيرامون اين حادثه و كشته شدن دو دانشجوی كوهنورد ـ سحر قهرمانی و احسان يوسفی ـ شانه خالی كند . نمی تواند !

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸۳
    پيام ها    +