وبلاگ آناپورنا : ورزقان را دریابیم...

 

" آذربایجان لرزید...  دلهامان لرزید... و همه به یاری هم شتافتند. ما هم رفتیم. رفتیم تا خودمان را پیدا کنیم و کمی زندگی بیاموزیم.  ورزقان  تنها نبود چرا که همه بودند  و به آفتاب ارس سلامی دوباره دادند. هرچند گفتند می سازیم اما هنوز دست های مادران و پدران و کودکان از سوز سرما به ترک نشسته است. گفتند می دهیم و بسیاری از غم نداری هنوز صبورند و آرام و چشم براه  اما باشکوه چون ارس. گفتند و گفتند و گفتند..."

 

متن کامل را در وبلاگ آنا فراهانی بخوانید:

http://anapourna.persianblog.ir

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩۱
    پيام ها    +