برای پنج شنبه ها

بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش‌بینی نمی‌کرد
و خاصیت عشق این است ...

 

شعر: سهراب سپهری

عکس: فرامرز نصیری

 

 

پیشنهاد فیلم: بی‌خود و بی‌جهت

کاهانی کاراکترهای فیلم‌هایش را در موقعیت‌های بدیعی قرار می‌دهد که ما را یاد زنده گی خودمان می‌اندازد. موقعیت‌هایی که همدلی برانگیزند و اگر چه گویا متعلق به جهانی دیگرند اما به شدت شبیه جهانی است که ما در آن زیست می‌کنیم. هنر کاهانی نیز در همین است. او در سینمایی که دیگر اهالی‌اش از تعریف کردن یک قصه‌ی ساده عاجزند، موفق به خلق جهانی منحصر به فرد و مخصوص به خودش شده است...جهانی با شبه قهرمان‌هایی مستأصل که در رتق و فتق امور خود نیز درمانده‌اند. شخصیت‌های کاهانی هیچ رنگ و بویی از «قهرمان» ندارند و حتی خود کاهانی نیز در پی خلق قهرمان نیست. او موقعیت‌های ساده‌ای را خلق می‌کند که تبدیل به معضلی بزرگ و لاینحل می‌شوند که گویا راهی برای فرار از آن‌ها نیست. کاراکترهای فیلم‌های کاهانی آدم‌های بی‌آرمانی هستند که نه فریاد تظلم سر می‌دهند و نه به انزوا و حاشیه رانده شده‌اند. بلکه اساسا در حاشیه و غرق در روزمره‌گی زنده‌گی می‌کنند و پای‌شان روی زمین است... اینترنت "

  

کارگردان :عبدالرضا کاهانی
         بازیگران: رضا عطاران، پانته‌آ بهرام، نگار جواهریان، احمد مهران‌فر

 

 

پیشنهاد کتاب : کجا ممکن است پیدایش کنم

" یک شاعر در بیست و یک ساله‌گی می‌میرد، یک انقلابی یا یک ستاره‌ی راک در بیست و چهار ساله‌گی. اما بعد از گذشتن از آن سن، فکر می‌کنی همه چیز رو براه است، فکر می کنی توانسته‌ای از " منحنی مرگ انسان " بگذری و از تونل بیرون بیایی. حالا در یک بزرگراه شش بانده مستقیم به سوی مقصد خود در سفر هستی. چه بخواهی باشی، چه نخواهی. موهایت را کوتاه می‌کنی، هر روز صبح صورتت را اصلاح می‌کنی. دیگر شاعر نیستی، یا یک انقلابی و یا یک ستاره‌ی راک. در باجه‌های تلفن از مستی بی هوش نمی‌شوی یا صدای " دورز " را ساعت چهار صبح بلند نمی‌کنی. در عوض، از شرکت دوستت بیمه عمر می‌خری، در بار هتل‌ها می‌نوشی، و صورت حساب‌های دندان‌پزشکی را برای خدمات درمانی نگه می‌داری. این کارها در بیست و هشت ساله‌گی طبیعی است... مرگ یک مرد در بیست و هشت ساله‌گی مثل یک باران زمستانی غمگین کننده است ..."

 

نویسنده : هاروکی موراکامی       مترجم: بزرگمهر شرف‌الدین

ناشر: چشمه      قیمت: ۴۴,۰۰۰ریال
 

 

 

پیشنهاد موسیقی : Frida Soundtrack

"موسیقی فیلم فریدا سرشار از آوازها و ترانه های مکزیکی است که برخی از آنها را گلدن تال ساخته و برخی دیگر کار آهنگ سازان محلی چون توماس مندز، لوس کوجولی تس، لوئیس آرکاراز توراس است و ترانه سرایانی چون هرنان براوو وارلا آنها را سروده اند. ترکیب ترانه های فولکلوریک و موسیقی ارکسترال بسیار متوازن و با درونمایه و فضای فیلم هماهنگ است و روحیات و افکار بومی گرایانه و در عین حال مدرن فریدا را به خوبی بیان می کند ... و ترانه La Llorona که با صدای لیلا داونز در فیلم شنیده می شود ترانه ای است پر از گرما و شور مکزیکی که با همراهی گروه ماریاچی(ترکیبی از گیتار اسپانیائی، گیتارون، گیتار ویچوئلا، ویولون و ترومپت) اجرا می شود ... اینترنت »

http://www.4shared.com/file/128421979/d2f59eb6/LA_LLORONA.html

http://www.4shared.com/file/128423894/990c6d39/BURN_IT_BLUE.html

 

  

 

گردشی در طهران قدیم : محوطه‌ی باغ ملی

" هر چند کوتاه و زودگذر ٬ اما این هم گونه‌ای سفر است . سفری به روزهای تو  و خاطره‌هایت ... که مثل غباری پنهان بر همه چیز و بر تن برگ‌های سبز و روشن درختان نشسته است . سفری به روزهای تو و خاطره‌هایت ... که هم‌چنان در سکوت سایه‌ها و خلوت همه کوچه‌های قدیمی شهر جاری‌ست ... تا دوباره بازآئی ! ... سفر . سفری کوتاه که به اندازه سفر به همه‌ی دنیاست ... "

 

متن از وبلاگ کلاغ ها_ شهریور 87

عکس : فرامرز نصیری (باغ ملی)

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩۱
    پيام ها    +