و ما مست ارتفاع !

 

"می‌رفتیم ، و سایه‌مان دیگر نمانده بود ، و مه می‌رسید ، و باریکه‌های برف ما را نوید می‌دادند نزدیک قله‌ایم . و ما قله را نمی‌دیدیم . مه بود و حجم سحابی سنگ‌ها ، با برف و بوی سوسن و حس سکوت ، و تن که گرم بود . و می‌رفتیم . مه ما را گرفته بود ، و ما مست ارتفاع."

 

 

 

متن: ابراهیم گلستان ( کتاب جوی و دیوار و تشنه )

عکس : فرامرز نصیری ( دماوند _ جبهه ی غربی )

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ دی ۱۳٩۱
    پيام ها    +