فرشته ی عدالت ، از این مصدوم تا آن مصدوم !!

 

_ در روزهایی که گذشت دو حادثه‌ی تلخ و ناگوار  و تقریبا هم‌زمان در دو جبهه‌ی متفاوت دماوند ، افکار عمومی جامعه ی کوه‌نوردی کشورمان را تحت تاثیر خود قرار داد .

 

_ مصدوم حادثه‌ی جبهه شمالی عضو یکی از باشگاه‌های تهرانی بود و مصدوم  حادثه‌ی جبهه ی جنوبی عضو گروه کوه‌نوردان جوان اسلام‌شهر .

 

_ مصدوم عضو باشگاه تهرانی خوش‌شانس است و فرشته‌ی عدالت او را دوست دارد . همه برای او بسیج شده‌اند . با واکنش‌هایی سریع و موثر . مصدوم عضو باشگاه تهرانی نجات می‌یابد:

" این عملیات که با همکاری مسئولین هیئت کوه‌نوردی استان تهران، جمعیت هلال احمر، مسئولین، اعضای گروه‌ها و باشگاه‌های کوه‌نوردی استان تهران انجام گرفت، در نهایت با اعزام ۴ تیم کوه‌نوردی و یک فروند هلی‌کوپتر به همراه پزشک و امدادگران هلال احمر به منطقه و انجام عملیات امداد و نجات هوایی به پایان رسید ... گزارش باشگاه اسپیلت " 

" صبح امروز امدادگران بخشی از مسیر را با بالگرد طی کردند و با عملیات راپلر (پرش از ارتفاع با طناب) مصدوم را که از ناحیه کمر دچار شکسته‌گی و ادم ریه شده بود با هلی‌کوپتر به مرکز درمانی انتقال دادند ... گزارش هلال احمر "

 

_ مصدوم اسلام‌شهری اما چندان که باید خوش‌شانس نیست . برای او خبری از واکنش‌های سریع و موثر مسئولین و هلال‌احمر و هلی‌کوپتر امداد و مثلا عملیات راپلر و غیره نیست . مصدوم اسلام‌شهری می‌میرد :

" موقعیت دقیق را با بی‌سیم به پناهگاه اطلاع دادم و پناهگاه در جریان جزئیات کامل حادثه و موقعیت قرار گرفت. از پناهگاه درخواست تماس با هلال احمر و ارسال هلی‌کوپتر کردیم، چون وضعیت مصدوم وخیم بود... متاسفانه تلاش‌ها برای ارسال هلی‌کوپتر به جایی نرسید و گفتند که مصدوم را باید خودتان تا پناهگاه پایین بیاورید! ... با نبودن امکانات در پناهگاه، تلاش تیم پزشکی بی‌نتیجه بود. پزشک می‌گفت که اگر سرم وجود داشت و اکسیژن، می‌توانستند او را زنده نگه دارند. از هلی‌کوپتر هم خبری نبود و شنیده شد که هلی‌کوپتر 7 صبح آماده پرواز بوده ولی اجازه پرواز را ظاهرا به دلیل مسایل امنیتی 22بهمن هنوز نگرفته است!...تیم سه نفره ما در ساعت 8 از پناهگاه فرود آمدیم. پس از نیم ساعت صدای هلی‌کوپتر شنیدیم، ولی فرود نیامد. چند بار دیگر نیز هلی‌کوپتر رد شد، ولی به پناهگاه نزدیک نشد. نهایتا در ساعت 11:35 که به مسجد (گوسفندسرا) رسیدیم، دیدیم که هلی‌کوپتر آمد و کنار پناهگاه نشست و مصدوم را که دیگر تبدیل به جسد شده بود، منتقل نمود... گزارش وحید سپنج"

 

_ یکی خوش‌شانس است که ساکن تهران و عضو یکی از باشگاه‌های کوه‌نوردی این شهر است و تمامی شرایط و امکانات می‌تواند برای او مهیا باشد حتی اگر در جبهه‌ی سخت‌تر و دشوارتر دماوند باشد و نجات می‌یابد و آن دیگری بد‌شانس است که ساکن تهران  و عضو یکی از باشگاه‌های کوه‌نوردی صاحب‌نفوذ نیست و شرایط و امکانات نمی‌تواند به شکلی موثر برای او مهیا باشد حتی اگر در جبهه‌ی ساده‌تر و عادی‌تر دماوند باشد و  می‌میرد !!

 

_ سلام فرشته‌ی عدالت!  حالتان خوب است؟! 

 

_ آیا می‌توانیم  به استفاده‌ی عادلانه و یکسان از شرایط و امکانات برای تمام کوه‌نوردان کشورمان امیدوار باشیم ؟!

 

 

پی نوشت :

 

به محمود شعاعی

با سلام و احترام

 در قبال حوادث تلخ و مرگباری که این روزها شاهد آن هستیم ، افکار عمومی از شما و تشکیلات شما انتظار احساس مسئولیت و پاسخ‌گوئی دارد چرا که  ساخت پناهگاهی بزرگ و با هزینه‌های سنگین در جبهه‌ی جنوبی دماوند توسط شما ، بی‌شک تاثیر قابل ملاحظه‌ای در ایجاد انگیزه و جذب افراد و گروه‌های کوه‌نوردی کشور برای صعود دماوند در فصول مختلف سال داشته است. بنابراین ...

این بستر را شما فراهم آورده‌اید و لذا وظیفه دارید نسبت به مهیا نمودن شرایط و امکاناتی در جهت پیش‌بینی حوادث معمول  نیز اقدام کنید .  در مرگ " علی محمد مهدور " و به نقل از گزارش دوستان می‌خوانیم :

" پزشک می گفت که اگر سرم وجود داشت و اکسیژن، می توانستند او را زنده نگه دارند ... چطور فدراسیون می تواند هزاران لیتر بطری آب معدنی به پناهگاه منتقل کند و ذخیره کند و به قیمت هر عدد 2000 تومان به فروش برساند ، ولی نمی‌تواند یک عدد سرم در پناهگاه ذخیره نماید؟ "

  

 

 آقای شعاعی!  چند  "‌علی محمد مهدور‌" دیگر باید بمیرند تا در مهم‌ترین کوهستان کشور و در پناهگاهی که شما ساخته‌اید _ و با اتکا به آن کوه‌نوردان ( با تجربه و بی‌تجربه ) اقدام به برنامه‌ریزی و صعود می‌کنند _ ما بتوانیم شاهد وجود وسایل و امکاناتی اولیه برای نجات جان یک انسان باشیم؟

 

آقای شعاعی چرا استعفا نمی‌دهید؟

 

 

 

 

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩۱
    پيام ها    +