گزارش دیگری از حادثه ی دماوند جنوبی

 

" ... با سرعت یخچال را تراورس کردیم و به بالای سر مصدوم رسیدیم. وضعیت مصدوم کاملا بحرانی بود ... به کمک یکی از دوستان همنورد که از بالا به ما رسیده بود و بی سیم و جی پی اس داشت (وحید سپنج ) موفق شدیم با پناهگاه ارتباط برقرار کنیم. پس از معاینه اولیه، وضعیت مصدوم را قرمز (کد1033)  اعلام کردیم و بعد از دادن مختصات طول و عرض جغرافیایی و یو تی ام موقعیت درخواست امداد هوایی کردیم...

 

در پناهگاه یک اتاق (نمازخانه) برای مصدوم آماده کرده بودند و یک پزشک زن آلمانی به نام ماریا که به زبان فارسی هم مسلط بود برای امداد به سراغ بیمار رفت و در مورد اقدامات درمانی از آقای حسینی سوالاتی کردند. تیم 3 نفره ما بسیار خسته بعد از صعودی سخت و عملیات نجاتی طاقت فرسا خوشحال بود از اینکه توانسته بود به یاری خدا و بقیه کوه نوردانی که از تمام وجود سعی کردند مصدوم را زنده و بدون کمترین آسیب به جایی امن منتقل کنند.

 

ساعت6 صبح جویا احوال مصدوم شدیم و گفتند مصدوم شب گذشته  تا الان وضعیت ثابتی را داشته و ما بسیار خوشحال بودیم ولی متاسفانه از امداد هوایی وعده داده شده خبری نبود و گویا هلکوپتر با مشکل مجوز پرواز رو به رو شده بود. ساعت 7 صبح با خبر شدیم که متاسفانه کپسول اکسیژن مصدوم تمام شده و پس از برداشتن ماسک اکسیژن مصدوم دچار ایست قلبی و تنفسی شده . سریعاً از خوابگاه پایین رفتیم و دیدیم پزشک مشغول سی پی آر مصدوم می باشد. من و آقای حسینی ادامه احیا را به عهده گرفتیم ولی دیگر خیلی دیر بود . زمان طلایی سی پی آر از دست رفته بود من و آقای حسینی و تعداد دیگری از همنوردان به مدت 1 ساعت مریض را  سی پی آر کردیم و ماریا پزشک معالج در ساعت 8 صبح اعلام فوت بیمار را کرد...

 

ساعت 9:15 دقیقه صبح هلکوپتر به موقعیت رسید و چند بار دور زد ولی با شرایط مساعد هوا باز هم ریسک نکرد و برگشت (علت را نفهمیدیم) و نتوانست روی پد فرود بیاید...

 

در سکوتی مطلق در ساعت 11:40 دقیقه به مسجد صاحب الزمان رسیدیم که در این لحظه صدای بالگرد توجه ما را به آسمان جلب کرد و دیدیم بالگرد خیلی سریع بر روی پد فرود بارگاه سوم نشست. ولی چقدر دیر  ... نوش دارو بعد از مرگ سهراب...

 

 

متن کامل گزارش تیم اصفهان را در وبلاگ سپنج کوه بخوانید

 

 

 ****************************

 

 و هم چنین عملیات امداد برای نجات کوه نورد عضو یکی از باشگاه های شهر تهران در جبهه ی شمالی دماوند ... همراه با واکنش هایی سریع و موثر ... بدون ذره ای تعلل و تاخیر در اعزام های زمینی و هوایی ...

 

" ایشان بعد از استقرار مصدوم و امداد اولیه، در ساعت ۱۶:۰۰ با اینجانب تماس گرفته و شرح ماجرا را اعلام می‌دارد... پس از آن بنده با مسئولین هیئت کوه نوردی استان تهران، مسئولین هلال‌احمر، مسئولین گروه‌ها و باشگاه‌های کوه نوردی استان تهران و اعضای هیئت رئیسه باشگاه کوهنوردی اسپیلت تماس گرفته، جلسه‌ای را در ساعت ۱۰:۰۰ شب در محل باشگاه تشکیل دادیم.

در این جلسه حدود ۳۰ نفر از سازمان‌های یاد شده حضور داشتند که در نهایت ۶ تیم به شرح زیر جهت آغاز عملیات امداد و نجات انتخاب شدند:
- تیم اول (مستقر در ناندل) جهت سرپرستی: ذبیح‌ا… حمیدی (سرپرست) به همراه حسین قربان‌نژاد (عضو باشگاه اسپیلت و مالک منزل ییلاقی در ناندل، محل استقرار تیم)، آقایان جزایری و ابراهیمی از بستگان محمدرضا جزایری
- تیم دوم: مستقر در دفتر باشگاه اسپیلت به سرپرستی پیشکسوت گرامی جناب آقای کیومرث بابازاده به همراه خانم‌ها زینب داداشی و ساقی محمودی از اعضای باشگاه اسپیلت
- تیم سوم: اولین تیم کوه نوردی اعزامی به منطقه با ترکیب حمید سنجری (سرپرست) از باشگاه دماوند، علی نصیری از باشگاه تهران، وحید طهوری از باشگاه دماوند، ابوالفضل زمانی از باشگاه تهران
- تیم چهارم: دومین تیم کوه نوردی، متشکل از اعضای باشگاه اسپیلت، غلامرضا خلیل‌آبادی (سرپرست)، رامین منفردزاده، باقر یوسفی، حامد تفضلی و علی بلوچی (پزشک)
-    تیم پنجم: سومین تیم کوه نوردی، متشکل از پرستو ابریشمی (سرپرست)، کورش نگهبان و ابوذر جببرئیلی از باشگاه دماوند
-    تیم ششم: تیمی به سرپرستی مجتبی جراحی، مسئول تیم امداد و نجات هیئت شمیرانات به همراه چند تن از اعضای گروه کوه نوردی همت شمیرانات

در بین راه با هماهنگی قبلی و با مراجعه به پایگاه هلال احمر پلور، وسایل مورد نظر مانند برانکارد، آتل (جلیقه) و گردن‌بند ویژه مصدومین و مقداری دارو را تحویل گرفتند... یک ساعت قبل از آن (۹:۰۰ صبح) با هماهنگی قبلی که صورت گرفته بود و در کمال ناباوری بالگردی در اطراف قله دماوند مشاهده شد...سرپرست تیم هلال احمر، دکتر بهروز مقدسی که در بالگرد حضور داشتند با تماس به بنده اعلام نمودند قصد دارند با قرار گرفتن بالگرد در فاصله ۵ متری سطح زمین، دو نجات گر به شکل پرشی، در کنار پناهگاه دوم در ارتفاع ۴۷۵۰ متری پیاده نمایند و پس از آن مصدوم مورد نظر را با استفاده از «وینچ» به داخل بالگرد انتقال دهند ...

چند دقیقه بعد بالگرد در آسمان ظاهر شد که به سمت جانپناه ۵۰۰۰ میرفت . مهدی تماس گرفت به مهدی گفتم تا ارتفاع ۵ متر اجازه پرش از بالگرد رو دارند و اگر بیشتر بود راپل کنید. کاپیتان گودرزی نزدیک جانپناه ۵۰۰۰ شد کمی بالاتر از جانپناه درنگ کوتاهی کرد ، در باز شد مهدی و محمد از ارتفاع ۵ متر به بیرون پریدند . بالگرد مجددا اوج گرفت مهدی با من تماس گرفت  و گفت : کنار مصدوم هستیم کاملا هوشیاره از درد کمر شاکیه در کل حالش چوخ یاخچیدی…. قرار بر آن شد که محمد و مهدی برای مصدوم سینه صندلی آماده کنند که بتوان با وینچ آن را بالا کشید ..."

 

از گزارش های منتشر شده در سایت باشگاه اسپیلت

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۱
    پيام ها    +