دماوند نماد قدرت ایرانیان است

 دیدن دماوند حتی از استان‌های حاشیه پایتخت، یکی از خاطره‌های شیرین ایرانیان است، اما دیدن این اثر طبیعی تنها برای ایرانیان جذاب نیست، حتی می‌تواند مهندس ساده و مسنی را از آرامش جاده‌های جنگلی سوئیس به پای دماوند بکشاند.

گاس بروگر همین تازگی‌ها هفتادوچهار‌ساله شد. او وارد ایران شد تا دماوند را فتح کند. خیلی در قید و بند سن و سالش در شناسنامه نیست و هر وقت از این کوه حرف می‌زند چشمانش برق می‌زند.

در بعدازظهر یک روز زمستانی با او هم‌سخن شدیم تا او از زندگی، دغدغه و آرزوهایش بگوید، از این‌که جاده‌ها و راه‌ها را طی کرده تا به ایران برسد. هر چند اولین بار نیست به این سرزمین پا می‌گذارد. او از مهمان‌نوازی ایرانی‌ها گفت و از این‌که این سرزمین آرامش و امنیت دارد. بروگر در زمان چاپ این مصاحبه در ایران نیست و کوله به دوش راهی کشورهای دیگر شده‌ اما خاطره سفر به ایران همیشه در کوله‌اش همراهش است.

 

برای چندمین بار است که به ایران آمده‌اید؟

برای دومین بار است. اولین بار سال 2011 میلادی بود و قصد صعود به دماوند را داشتم اما به دلیل برخی‌ مشکلات درخواست ویزا ، برای ورود به آذربایجان مجبور شدم خاک ایران را بدون دستیابی به مقصودم ترک کنم اما امسال دوباره آمدم تا دماوند را فتح کنم.

برای فتح دماوند شما نیازمند راهنما هستید چطور مقدمات صعود را فراهم کردید؟

بدون تردید فدراسیون کوه نوردی ایران می‌تواند این امکانات را برای من مهیا کند اما من با توجه به ارتباطات خودم در دنیای مجازی توانستم لیدری بسیار مناسب برای این کار بیابم. لیدر من خانم کوه نورد ایرانی است که امیدوارم با همکاری او بتوانم به دماوند صعود کنم. اما در غیر این صورت مجبور هستم از امکانات فدراسیون کوه نوردی ایران استفاده کنم که همیشه با بهترین استانداردها کوه نوردان علاقه‌مند را راهنمایی می‌کند.

از لباس‌های شما متوجه شدم که از کوه برمی‌گردید درست است؟

بله من امروز قبل از این‌که اینجا بیایم به ارتفاعات توچال در شمال تهران رفته بودم البته به عنوان تمرین قبل از صعود دماوند. همان طور که می‌دانید کوه نوردان باید همیشه آمادگی جسمانی خود را در بهترین شرایط نگهدارند و تمرین ، لازمه این کاراست.‌امروز وقتی آرام آرام از کوه بالا می‌رفتم گروه‌های زیادی از جوانان نیز همراه من بودند، آنها به محض این‌که متوجه می‌شدند من خارجی هستم سر صحبت را به نوعی باز می‌کردند و حتی اگر مشغول خوردن صبحانه یا ناهار بودند مرا نیز به سفره خود دعوت می‌کردند. باور کنید‌ اصلا متوجه گذشت زمان امروز نشدم، چون دائم مشغول صحبت با گروه‌های مختلفی از این کوه نوردان جوان یا حتی هم‌سن و سال‌های خودم در مسیر بودم. نباید فراموش کنیم که جامعه ایران، جامعه جوانی است.

شما امروز مترجمی همراه داشتید یا این‌که خودتان با مردم ارتباط بر قرار می‌کردید؟

اجازه بدهید که به مردم ایران تبریک بگویم برای این‌که بیشتر آنها می‌توانند انگلیسی صحبت کنند. البته گاهی نواقصی هم بود اما این طبیعی است، چون ایران کشوری انگلیسی زبان نیست اما خیلی از جوانان و افراد هم‌سن و سال‌هایم می‌توانند براحتی با گردشگرانی مثل من ارتباط برقرار کنند. جالب بود که امروز با دو ، سه نفر هم به زبان فرانسه صحبت کردم بنابراین من مترجمی نیاز ندارم، چون مردم تهران براحتی با من ارتباط برقرار می‌کنند و مشکلی در این زمینه نیست. جالب‌تر از همه این‌که تمامی ایستگاه‌های مترو و البته تابلوی خیابان‌ها به دوزبان انگلیسی و فارسی نوشته شده، بنابراین نسبت به خیلی از کشورهای دیگر برای افرادی مثل من، گردشگری در تهران کار ساده‌ای است.

آیا فکر نمی‌کنید چون شما در پایتخت ساکن بودید مشکل ارتباط برقرار کردن با دیگران نداشتید؟

خیر. من در پایتخت دو کشور هم همین مشکل را داشتم، بنابراین فکر کنم ایرانیان بخوبی می‌توانند انگلیسی صحبت کنند البته اکثر جوانان مسلط هستند.

آیا قبل از سفرتان به ایران درباره کشور ما مطالعه ‌داشتید؟

بدون تردید جواب شما مثبت است، چون این اولین قدم برای سفر به کشوری در دنیاست. گاهی اوقات با تبلیغات مبنی بر نبود امنیت در ایران نیز برخورد می‌کردم و گاهی حتی تا مرز انصراف از سفر پیش رفتم اما وقتی خاطرات گردشگران دیگر را مطالعه می‌کردم دوباره به سفر به ایران فکر ‌کردم تا این‌که امروز برای دومین بار اینجا هستم.

به موضوع امنیت ایران اشاره کردید، لطفا بفرمایید ‌در ایران امنیت گردشگران را چگونه دیدید؟

ایران کاملا کشوری امن برای گردشگران است و هیچ تضمینی نیاز نیست بلکه فقط تبلیغات منفی بر ضد این کشور متمدن انجام شده است. تضمین امنیت من در ایران مهمان‌نوازی مردم ایران است . هیچ مشکلی در این کشور نداشتم به عنوان مثال از نظر من امنیت در عراق و افغانستان یعنی همسایگان ایران تامین نیست اما باید توجه داشت که واقعیت ایران با تبلیغات بسیار متفاوت است.

من در باره سفرم به ایران در وبلاگ خودم خواهم نوشت و همه علاقه‌مندان به این سرزمین را تشویق به مسافرت به ایران خواهم کرد و کاملا توضیح می‌دهم که به هیچ عنوان به تبلیغات منفی بر ضد این کشور باستانی توجه نداشته باشند.

کدام شهر تاکنون بیشتر نظر شما را به خود جلب کرده است؟

بدون شک اصفهان. هرچند در کتاب راهنما و البته اینترنت خوانده بودم که زاینده‌رود، اصفهان را واقعا زیبا کرده است اما وقتی به این شهر رسیدم ، رودخانه خشک بود ولی بازهم اصفهان زیباترین شهری بود که من از آن بازدید کرده‌ام.

به عنوان گردشگر علاقه‌مند هستید بیشتر وقت خود را در مراکز باستانی بگذرانید یا با مردم مقصد خودتان؟

‌گرچه من بیشتر در کوهستان‌ها هستم اما برای دریافت واقعیت فرهنگ و تمدن کشورها باید بیشتر وقت خود را با مردم آنجا سپری کرد پس‌علاقه‌مندم با مردم باشم و در غیر این صورت مشغول صعود از ارتفاعات آن کشور خواهم بود.

هنگام ورود به ایران مشکلی برای دریافت ویزا نداشتید؟

من مشکلی نداشتم اما اگر روند صدور ویزا برای گردشگران خارجی سریع‌تر انجام شود بسیار خوب خواهد بود، چون بسیاری از کشورها برای جذب حداکثری گردشگران به طور کلی بحث صدور ویزا را برداشته‌اند و همین موضوع برایشان به عنوان یک امتیاز بوده است که تعداد گردشگران بیشتری را به منطقه خود جذب می‌کنند.

خوب به دلیل اصلی سفر شما یعنی صعود به دماوند برگردیم، این صعود چگونه بود؟

قبل از پاسخ بگذارید بگویم که من متوجه شدم دماوند برای ایرانیان مثل یک نماد قدرت است و جایگاه ویژه‌ای میان آنها دارد. من وقتی به این قله رسیدم، تازه متوجه دلیل اهمیت و جایگاه آن نزد ایرانیان شدم. این قله ‌گرچه بسیار زیباست اما قله‌ای کاملا خشن و خطرناک است، بنابراین اگر اطلاعات کافی فنی درباره صعود به آن نداشته باشید دچار دردسر خواهید شد. به عنوان مثال در همین صعود خودم بارها شاهد دگرگونی ناگهانی وضع هوا بودم که ممکن است برای افراد غیرآگاه دردسرساز باشد ولی من با توجه به راهنمای مطلعی که داشتم بدون خطر و به سلامت به بالای قله رسیدم و البته شانس هم داشتم که با بهترین هوا به قله رسیدیم.

مقصد شما بعد از ایران کجاست؟

همان طور که گفتم از تهران به مشهد می‌روم و از ایران خارج می‌شوم تا به ارمنستان و قزاقستان سفر کنم، چون می‌خواهم دیدنی‌های این کشورها را نیز تجربه کنم.

آیا توصیه‌ای برای جوانان ایرانی دارید؟

من خودم جوان نیستم اما با توجه به روحیه‌ای که از آنها دیدم تنها توصیه من به جوانان ایرانی این است که بدون درنظر گرفتن تشریفات و تجملات سفر کنند تا دنیای واقعی را تجربه کنند، البته بدون تردید هم‌سن و سال‌های من هم با من موافق خواهند بود، چون ارزش سفر‌ را می‌دانند.

نظر شما درباره غذاهای ایرانی چیست؟

من از همه بیشتر جوجه‌کباب را دوست داشتم ولی مزه قورمه‌سبزی چیز دیگری بود، واقعا خوشمزه هستند. اگر از غذاهای ایرانی بگذریم باید به تنوع بسیار بالای میوه‌های ایران توجه ویژه‌ای داشته باشیم.

از ایران برای خود و خانواده چه چیزی سوغات می‌برید؟

خاطرات خوش از مهمان‌نوازی ایرانیان و البته تعداد زیادی عکس یادگاری خواهم برد، چون نمی‌توانم بار زیادی همراه داشته باشم، بنابراین به همین‌ها اکتفا می‌کنم.

عماد عزتی(جام جم )

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩۱
    پيام ها    +