داستان کوه: بخش سوم گزارش خواندنی آیدین بزرگی

" از کلاچبند که سرازیر شدیم دیگر هر کداممان راه خودش را می رفت! با فاصله ولی در دید هم حرکت می کردیم. من غرق در رویا پردازی های خودم شده بودم. در آن محیط، در ارتفاع 4400 متری تا چشم کار می کرد فقط کوه می دیدیم و نه چیز دیگر. فضا به طرز عجیبی وهم انگیز بود و حرکت در آن ارتفاع و دیدن همه چیز از بالا، به انسان نوعی احساس سلطه و قدرت می داد. چیزهایی که در حالت عادی فقط رویا هستند، اینجا، در آن فضای وهم انگیز که فقط صدای پایت و صدای باد در گوشت می پیچد، به نظر عملی می آیند. هنوز وسط دردسری بودیم که خود برای خود درست کرده بودیم، ولی ذهنم دست بردار نبود. به دنبال دردسر جدیدی برای فصل بهار و تابستان می گشت. لحظه ای از کوچه ی کوه های بلند گذشت ... "

 

 

متن کامل گزارش آیدین بزرگی را در وبلاگ داستان کوه بخوانید

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ اسفند ۱۳٩۱
    پيام ها    +