بابازاده: کینه توزی ، فرصت طلبی و انحصارطلبی در فدراسیون کوه نوردی

به نقل از سایت کوه نیوز: " ... اصولاً از فدراسیونی که از بدو تاسیس تاکنون «کمیتة فنی» نداشته و تا وقتی یک عده دوست و آشنا بدون هیچگونه مطالعه و تخصصی از سالها قبل فدراسیون را ملک مطلق و انحصاری خود می‌دانند و بخاطر پرهیز از اعتراض کوه نوردان حتی حاضر به معرفی مثلاً همین کمیته‌ هیمالیانوردی به جامعه کوه‌نوردی نیستند نباید انتظار خروجی فنی و تخصصی غیر از نامة فوق داشت...  شاید هم بخاطر این نوع تفکر و انحصارطلبیباشد که تنها فرد متخصصی که مطالعه و تجربه قابل قبولی در کوه‌نوردی دارد مجبور به استعفا می‌شود... فدراسیون پزشکانی می‌خواهد مطیع، گوش بفرمان و تابع دستور کسانی که حتی ممکن است تجربه درست و حسابی هم نداشته باشند ... فدراسیون هنوز بخود نیامده و سه نوع رفتار را با این حرکت‌ها در پیش گرفته که خوشبختانه و به نفع کوه نوردی نوین برای همه مشخص است...اول رفتار کما فی السابق کینه توزانه...همانند صعود K2 فریدیان و نانگاپاربات باشگاه دماوند که به بهانه‌های واهی پرچم و نبشی سعی در مخدوش کردن این صعودها داشتند و حتی کار بجایی می‌رسد که در مقابل تایید صعود نانگاپاربات بوسیله کسانی مانند گرلینده کالتن برونر (نخستین زن فاتح 14 قله 8000 متری بدون بحره گیری از اکسیژن مصنوعی)، و رالف دو موتیس (اولین آلمانی فاتح 14 قله 8000 متری) که جایگاه کوه نوردی آنان در دنیا مشخص است، کارشناسان فدراسیون بطرز خنده‌آوری اعلام می‌کنند که قله صعود نشده...دوم رفتاری منفعلانه... همانند کسب عنوان پلنگ برفی بوسیله 2 تن از بهترین کوه نوردان ایران (مهدی اعتمادفر و مهدی عمیدی) که در رده بندی جهانی کوه نوردی جایگاه خود را دارد و می‌تواند برای هر کوه نوردی افتخار باشد که از نظر فدراسیون مثل اینکه اصلا" کاری انجام نگرفته... سوم رفتار فرصت طلبانه... همانند ژستی که بعد از مرگ این دو مهدی بخود گرفتند یا موج سواری بر صعودهای درخشان پروانه کاظمی یا تیم ترانگو که در بدرقه (بعلت امکان عدم موفقیت) غایب و در استقبال از آنها با حضور در VIP و گرفتن عکس‌های تبلیغاتی و ارائه آن به مقامات سعی در تحکیم موقعیت خود دارند... "

 

متن کامل را در سایت کوه نیوز بخوانید

 

 

پی نوشت :

 

به کیومرث بابازاده

با سلام و احترام

 واقعیت این است که دیگر به این گونه رفتارهای شما عادت کرده‌ایم!! دیگر می‌دانیم : هر زمان که مانند این نامه‌ی سرگشاده ، شمشیر از نیام برمی‌کشید و دست به افشاگری‌های تند و تیز می‌زنید ، قطعا  در جهت  تامین منافع باشگاهی خود با مشکل روبرو شده‌اید و یا در رقابت سهم‌خواهی از قدرت، جا مانده‌اید و شکست خورده‌اید !!

 

آقای بابازاده‌!  ببخشید ، اما در صداقت شما برای انتقاد از فدراسیون بسیار تردید داریم و به هیچ عنوان نمی‌توانیم ریشه و انگیزه‌ی شما را برای چنین افشاگری‌هایی سالم بدانیم‌!

 

لابد می‌پرسید چرا‌؟ شاید بتوان گفت فقط به یک دلیل ساده‌: در این نامه‌ی سرگشاده  و  در موج انتقادات سهمگین شما ،  به همکاری‌های نزدیک ، تنگاتنگ و صمیمانه‌ی اعضای تشکیلاتی باشگاه‌تان _ و در طی بیش از سه دهه  _ با فدراسیون کوه‌نوردی و آن نقش و سهم غیر قابل انکاری که در شکل‌گیری و خلق مفاهیمی مانند _ به قول شما _ کینه‌توزی ، انحصارطلبی و فرصت‌طلبی در کوه‌نوردی ایران داشته‌اند ، کوچک‌ترین اشاره‌ای وجود ندارد‌!!

 

 آقای بابازاده‌! برای بیش از سه دهه ، سیاست و خط مشی باشگاه شما ، همکاری و حضور فعال و موثر ( عضویت هیئت رئیسه ) در فدراسیون کوه‌نوردی بوده است . نام‌هایی مانند همایون بختیاری ، رضا زارعی ، عباس محمدی و ... حتی خود شما در مقاطع گوناگون و در طی دوره‌های مختلف ، تعیین کننده و مجری و یاری‌گر  اهداف و سیاست‌های فدراسیون کوه‌نوردی بوده‌اند!  حالا چطور می‌توان بر تمامی این واقعیت‌ها سرپوش نهاد و حقیقت  _ تمامی حقیقت _ را به افکار عمومی نگفت‌؟! چطور می‌توان از نقش و سهم خود _ باشگاه خود _ حرفی نزد؟!

 

آقای بابازاده‌! فقط یه راه حل ساده _ بسیار ساده _ برای باور به صداقت شما در انتقاد از فدراسیون وجود دارد : " انتقاد از خود ! " ... انتقاد از خود می تواند نقطه آغاز و شروعی باشد که شاید  بتوانیم به شما و امثال شما در کوه نوردی ایران  اعتماد کنیم!

 

آقای بابازاده‌! باور بفرمائید دیگر حوصله‌مان سر رفته است از این که می‌بینیم : هر وقت به شما مجوز شورای برون مرزی می‌دهند ، دریغ از نوائی یا صدایی که از شما و دوستان‌تان و باشگاه‌تان برخیزد و هر وقت به شما مجوز شورای برون مرزی نمی‌دهند منتقد و افشاگر زمین و زمان مخالفان‌تان می‌شوید‌!! 

 

آقای بابازاده‌! در نامه‌ی سرگشاده‌ی شما اشاره‌های بسیاری به پاره‌ای رویدادها و اتفاقات کوه‌نوردی ایران وجود دارد . مانند اردوهای آمادگی ، اورست بانوان ، مرگ دکتر بهالو و ... حالا ممکن است فقط به یک پرسش ساده پاسخ دهید که چرا این مسائل در زمان خود ، نقد و واکنشی را از سوی شما به دنبال نداشت‌؟!    و ساکت بودید‌؟!    و صدای‌تان در نمی‌آمد؟!  چه نامه‌ی سرگشاده‌ای از شما در باره‌ی اتفاقات دوران صادق آقاجانی ... آن اردوها ، آن گزینش‌ها ، آن صعودها و آن حادثه‌ها ... وجود دارد؟! چه نامه‌ی سرگشاده‌ای از شما در باره حادثه‌ی منجر به مرگ دکتر بهالو وجود دارد؟!  چه نامه‌ی سرگشاده‌ای از شما در باره‌ی ...

 

آقای بابازاده! بس کنید ... این بازی فرصت‌طلبانه را بس کنید ... لطفا !

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٢
    پيام ها    +