ناپدید شدن روح آماتوریسم

" پنجاه سال پیش ، هنگامی که من یک پسر جوان بودم ، مادرم کتابی از جورج لی مالوری و اندرو ارواین برایم خواند ، هرگز اولین باری که داستان آنها را شنیدم فراموش نمی کنم ،  با نور یک چراغ نفتی در یک کلبه کوهستانی در دولومیت بود. از آن زمان به بعد آنها خیال پردازی های مرا بیشتر کردند و شبحی شدند در رویاهای من.

مالوری با شتاب روی تکه ای کاغذ در آخرین کمپ در بعد از ظهر 7 جون سال 1924 اینطور می نویسد " هوا برای صعود به قله عالی است " . صبح روز بعد او و همنورد بیست و دو ساله اش دستگاه های سنگین اکسیژن را بر شانه های خود آویزان می کنند و شیب ریزشی را با قدم های آهسته از کمپ شش در پیش می گیرند ، به سمت بخش صخره ای و قله اورست حرکت می کنند. آنها هرگز برنگشتند .

آخرین صعود مالوری یک شاهکار در تاریخ کوه نوردی در ارتفاع بالا باقی ماند. در هر شرایطی چه  قله را صعود کرده باشد یا نه آن را به بزرگ ترین صعودی که بر روی این قله انجام گرفته ، تبدیل کرده است . داستانی است که ارزش بازگویی مجدد دارد . چگونه یک مرد ، یک معلم  مدرسه ملبس به ژاکت پشمی می شود ، پاهایش را با گتر می پیچاند ، کفش های میخی به پا می کند و با ذهنی سرشار از تفکرات رمانتیک راهی استحکامات صخره ای می شود که غلبه بر آن در آن زمان غیرممکن بوده... "

 

از " مرگ دوباره مالوری " در وبلاگ گل کوه

http://mountainflowers.blogfa.com

 

 

 

خواندن این پست وبلاگ گل‌کوه را به تمامی دوستان کوه‌نورد پیشنهاد می‌کنیم.

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٢
    پيام ها    +