در ستایش ادبیات

انتظار پایان‌ناپذیر بود . من نمی‌دانم زمان روی صفحه‌ی ساعت چقدر گذشت ، آن زمان جهان‌شمول ساعت‌ها که با عواطف ما ، سرنوشت ما ، شکفتن و پژمردن عشق ، با شب زنده‌داری مرگ بیگانه است . این زمان را نمی‌دانم چقدر گذشت . ولی بر طبق زمان خود من ، عرصه‌ی پهناور و بغرنجی بود پر از اشباحی که پیوسته گشت و واگشت می‌زدند ، گاه رودی تیره‌گون و خروشان و گاهی آرامشی حیرت‌انگیز هم چون دریایی بی‌حرکت و ابدی ...

 

ارنستو ساباتو _ تونل

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٢
    پيام ها    +