از خاطرات قدیمی...

" ... ساعت 30/22  است و سایه تاریک کوه‌ها دیگر تمام شده!   باور کردنی نیست . موفق شده‌ایم . دوست دارم سرم را روی شانه‌های خسته‌ی شب بگذارم و چشمانم را ببندم . و رها شوم در فضای بی‌انتهای خاطرات این جمعه . جمعه‌ی فراموش نشدنی . جمعه‌ی دریافت‌های تازه از وجود ٬ زیبایی و حیات!     فلسفه‌ای که از زندان کلمات و مفاهیم اقتدارگرایانه می‌گریزد !     آه دوبرار ... دوبرار حکمت و آگاهی ... دوبرار هنر و زیبایی ... دوبرار تلاش و اراده‌ی پایان ناپذیر آدمی ... دوست دارم سرم را روی شانه‌های خسته‌ی شب بگذارم و چشمانم را ببندم و رها شوم در ..."

 

از گزارش: مجموعه صعودهای سرعتی ـ استقامتی یک روزه : خط الراس دوبرار ... تیر ماه 1381

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٢
    پيام ها    +