وقتی محیط زیست علیه توسعه طغیان کند

ایران در سال 2012 طبق شاخص عملکرد زیست‌محیطی (EPI) که هر دو سال یک‌بار توسط دانشگاه یل محاسبه می‌شود، در بین 132 کشور به رتبه 114 نزول کرد، در حالی‌ که در سال 2010 در رتبه 78 قرار داشت و در سال 2008 رتبه 67 را به خود اختصاص داده بود.

سایر آمار زیست‌ محیطی و اخباری که از گوشه و کنار به گوش می‌رسند نیز حکایت از این دارند که ایران در آستانه یک بحران زیست‌محیطی جدی قرار دارد. شکی نیست که این بحران ریشه در نگرش و تفکر حاکم بر اندیشه توسعه ایران و به‌ویژه روح مدرنیسم کلاسیک آن دارد.

با وجود تمام ژست‌های روشنفکرانه، تفکر توسعه ایرانی همچنان در نسل اول نظریات توسعه غوطه‌ور است و نتوانسته انتقادات جدی وارد بر نظریات مدرنیستی توسعه را در خود جذب کند و برای آسیب‌های مهلکی که نوسازی در پی دارد چاره‌ای بیندیشد. تا زمانی‌ که سیاست‌ها و برنامه‌های توسعه‌ای کشور طبق سیاق برنامه‌های اروپایی و آمریکایی دهه 60 میلادی با تمرکز بر انسان طراحی شده و تنها برای انسان حق وجودی قائل شوند و حقوق طبیعت را به رسمیت نشناسند، این روند ادامه خواهد یافت.

بنابراین مسئله اصلی شکل‌دهنده بحران محیط‌زیست در ایران به رسمیت‌شناخته نشدن حقوق طبیعت در سیاست‌های توسعه ملی است. به این ترتیب دولت که اصلی‌ترین و مهم‌ترین بازیگر توسعه است، به بزرگ‌ترین مخرب محیط‌زیست ایران تبدیل می‌شود. تنها راهکار برای اصلاح این روند، به رسمیت شناختن حقوق طبیعت در سیاست‌های توسعه ملی و در نظر گرفتن طبیعت به عنوان یک بازیگر مهم است.

فهم این نکته که طبیعت همچون بازیگری فعال می‌تواند، بازی توسعه را به هم بزند بسیار کلیدی است. به بیان دیگر در نظر نگرفتن شیوه نقش‌آفرینی طبیعت در توسعه، به‌طور حتم به ناکارآمدی یا همان ناپایداری برنامه‌های توسعه انجامیده و اثربخشی اقدامات توسعه‌ای را مخدوش می‌کند.

اکنون در ایران می‌توان مثال‌های بسیاری را دید که چگونه عدم رعایت حقوق طبیعت، سبب شده است طبیعت بازی توسعه را بر هم بزند. پدیده ریزگردها در سال‌های اخیر مثالی از بازی ضدتوسعه‌ای طبیعت است، به‌طوری‌که ریزگرد بسیاری از شاخص‌های توسعه در مناطق جنوبی و غربی ایران را تنزل داده است. به وجود آمدن مناطقی در جنوب ایران که منشاء ریزگرد هستند، ناشی از اجراهای پروژه‌های به ظاهر توسعه‌ای همچون سدسازی، راهسازی، استخراج نفت و غیره بوده است، درصورتی‌که چنین پروژه‌هایی با به دنبال داشتن اثرات جانبی مهلک نتوانسته‌اند به رسالت نهایی خود که همانا بهبود زندگی مردم بوده است دست یابند. نکته اساسی اینجاست که تغییر نگاه برنامه‌ریزان توسعه به محیط‌زیست و طبیعت در ایران در صورتی امکان‌پذیر است که مردم چنین خواسته‌ای را از مسئولان و نظام سیاسی مطالبه کنند.

 

روزنامه بهار

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٢
    پيام ها    +