کوه نوردی نزد مکتب باشگاه آرش ...

در زمستان سال 74  و در اجرای یکی از برنامه‌های زمستانی  باشگاه آرش  ، زمانی که تصمیم نادرست و اشتباه سرپرست برنامه یعنی فریدون اسماعیل زاده  در برپایی چادر روی رخ برف‌گیر و نقاب‌ساز خط الراس دوبرار  ، مرگ یکی از جوانان کوه‌نورد این سرزمین به نام همایون محبوب را رقم زد ، عباس محمدی در سرمقاله‌ی گاه‌نامه‌ی باشگاه و در تمسخر منتقدین ، کوه‌نوردی در  مکتب باشگاه آرش را بازی عشق و مرگ نامید و گفت  در این بازی (کوه‌نوردی)  ملاحظه‌ی  سلامت جسم  که هیچ ، تمامی جان هم در مرتبه‌های پایین قرار دارد !!

 

" باز هم این پرسش کهنه که چرا ؟ چرایی در کار نیست . این ورزش و تفریح نیست . بازی عشق و مرگ است . به مبارزه طلبیدن خود است و ممزوج شدن با عناصر سهمگین طبیعت است . کسانی که دل به این راه نداده اند به چون و چرا بر می خیزند ... در این مسیر ، سلامت جسم که هیچ ، تمـــامی جان هم ملاحظه ای است که در مرتبه های پایین قرار دارد ... گاه نامه ی آرش "

 

 

مرگ تلخ همایون محبوب برای "مکتب باشگاه آرش"  فرصت مناسبی بود که بتواند به صراحت تفکر و دیدگاه خود را نسبت به کوه‌نوردی برای همگان اعلام کند : در برنامه‌های ما ، سلامت جسم که هیچ ، تمامی جان هم ملاحظه‌ای است که در مرتبه‌های پایین قرار دارد !!

 

با چنین زمینه و با چنین پشتوانه‌ی فکری و عقیدتی در باره ی تعریف کوه‌نوردی ، در دی ماه 1385 تراژدی مرگبار دیگری در کوه‌نوردی ایران رقم می‌خورد و علیرضا سلیمانی و مهدی عزیزی در اجرای صعود زمستانی گرده‌ی  آلمانها جان خود را از دست می‌دهند.

 

 

و امسال نیز ... یک تراژدی مرگبار دیگر ... در برودپیک و  کشته شدن سه کوه‌نورد جوان دیگر این سرزمین ! پرسش اصلی اما ... و به ساده‌گی فقط این است : 

 

با چنین دستاوردی(!) برای کوه‌نوردی ایران یعنی مرگ همایون محبوب ، علیرضا سلیمانی ، مهدی عزیزی ، آیدین بزرگی ، پویا کیوان و مجتبی جراحی آیا وقت آن نرسیده است که مدیران این باشگاه  و اندیشه پردازان و تئوریسین‌های آن ( آدم هائی نظیر عباس محمدی ) در تفکر و دیدگاه خود و در تعریف مرگباری که از ورزش کوه‌نوردی ارائه داده‌اند و می‌دهند تجدید نظر کنند؟

 

 

 

نقد تفکر "مکتب باشگاه آرش" را ضرورتی جدی برای کوه‌نوردی امروز کشورمان می‌دانیم!  دیدگاه این مکتب به کوه‌نوردی یعنی بی‌توجهی به سلامت جسم و حتی جان در اجرای برنامه‌های کوه می‌تواند زمینه‌ساز حوادث تلخ و تراژیک بعدی در کو‌ه نوردی ایران باشد!

 

 

 

----------------------------------------------------------------

 

 

 

پی نوشت 1  :

 

برودپیک ایرانی  2013 - شیوه صعود اگر انتحاری نیست پس چیست ؟

آقای عباس محمدی در وبلاگ خود به تاریخ 3 مرداد 92 و در گزارش مربوط به جلسه‌ ای که با حضور چندین نفر ازهیمالیانوردان و دیگر خبرگان کوه‌نوردی ایران و یکی از پزشکان‌‌ ارتفاع برگزار شده چنین نوشته است : "ابتدا، کیومرث بابازاده گزارشی از حرکت تیم سه نفره‌ی آیدین بزرگی و پویا کیوان و مجتبی جراحی از کمپ سوم برودپیک، رسیدن تیم به قله از مسیر جدید، و بازگشت از مسیر عادی و گم شدن تیم داد. سپس گفت که آیدین بزرگی در صبح روز 27 تیر ماه با او تماس گرفته و گفته که آنان سه روز است آب و غذا نخورده اند، چادرشان پاره شده و نمی‌توانند خود را به پایین برسانند."

بله ؛ واقعیت هولناکی ست . آیدین بزرگی روز 27 تیر در تماس تلفنی با آقای بابا زاده گفته "آنان سه روز است آب و غذا نخورده اند"  . اما این 3 روز کدام 3 روز هست؟ پاسخ ساده است : روزهای 25 و 26 و 27 تیر . روز 25 تیر روز صعود قله است ، بنابراین تیم صعود  ، قله را درحالی صعود کرده که گرسنه بوده و آب و غذا نداشته و قبل از صعود نیز 3 بیواک در ارتفاعات بالا ، ازجمله در ارتفاع 8000 متری داشته است . این صعود ، اگر صعود انتحاری نیست پس چیست ؟ و البته این شیوه ی انتحاری را سرپرست و مدیران تیم طراحی کرده اند ...

 

متن کامل را در وبلاگ عزیز حبیبی " بیواک " بخوانید

 

 

 

 

 پی نوشت 2 :

از کامنت خواننده‌گان و پاسخی برای آن : " ... من یه سوال برام بی‌جواب مونده سرپرست برنامه کوتاهی کرد ، مسول فنی کوتاهی کرد،  قبول ... چرا این بچه‌های نازنین خودشون جی پی اس مسیر برگشت رو نگرفتند حداقل از روی گوگل ارث می‌شد بصورت تقریبی با دقت قابل قبول این کارو کرد . بی‌تجربه هم که نبودند. خیلی مفت مردند  . دارم خفه می شم از بغض ... نویسنده : هیلاری "

 پاسخ : سلام هیلاری عزیز ... کاملا حق داری! درست می گویی ... آنان به راحتی می‌توانستند مشخصات نقاط برگشت  ... از قله تا گردنه‌ی اصلی فرود و تا کمپ 3 ... را از طریق گوگل ارث استخراج و در دستگاه خود ذخیره کنند ... بعد از گزارش برنامه خط الراس علم کوه صحبت کوتاهی با آیدین داشتم . در آن برنامه هم جی پی اس داشته‌اند اما ...در گزارش‌اش گفته بود برای پیدا کردن روستای درجان دچار مشکل بوده‌اند ... برای او توضیح دادم که کارکرد جی پی اس فقط بازگرداندن ما به نقطه‌ی شروع نیست ما می‌توانیم از این دستگاه و با استخراج مشخصات نقاط از روی نقشه‌های توپوگرافی و حتی گوگل ارث از آن برای رفتن به مکان‌های جدید و برای اولین بار استفاده کنیم ... و بهرحال متوجه شدم که مشکل در جای دیگری‌ست! معضل اصلی این دوستان چیزی است که سعی کرده‌ام در پست مکتب باشگاه آرش آن را توضیح دهم ...                           

 

 

 

 

 پی نوشت 3 :

دیدگاه مهدی فرهادی : " ...کوه‌نوردی حماسی متولد شده در دهه اول قرن بیستم که مبدع آن رژیم های فاشیستی چون آلمان و ایتالیا بودند توسط مسنر _ بخوانید مکتبی که مسنر آنرا نمایندگی می کرد _ منسوخ شد. راستی آیا با خواندن این مطلب نباید افسوس بخوریم که چنین دیدگاهی در دهه اول قرن 21 (یک قرن بعد از ابداع آن و ده ها سال بعد از منسوخ شدن آن در جوامع پیشرفته) هنوز در جامعه ما  داعیه دارانی دارد  ... که متاسفانه مبلغ اصلی این نگرش ها برخی نخبگان و سازمان ها و نهادهای کوه نوردی ما هستند... کسانی که هم چنان صعود قلل 8000 متری از مسیرهای نرمال و در قالب صعودهای تجاری را فتح الفتوح خوانده و اجرا کنندگان این برنامه را قهرمانان ملی خوانده و مجسمه آنها را در شهرها نصب می‌کنند. و کسانی که صعودهای انتحاری و غیر ایمن کوه‌نوردان ما را حماسه‌های بی‌نظیر و  نمونه کوه‌نوردی واقعی می‌دانند ... "

 

خواندن آخرین پست وبلاگ مهدی فرهادی با عنوان کوه نوردی حماسی را به تمامی دوستان پیشنهاد می کنیم.

 

 

 

 

 پی نوشت 4 :

عباس ثابتیان در بخش کامنتینگ وبلاگ خود و در پاسخ به بهرام _ یکی از مدیران سایت کوه نامه _ اشاره کرده است  که کیومرث بابازاده  در پی اعمال محدودیت و سانسور خبری در باره ی حادثه برودپیک تیم آرش ، به مدیران سایت کوه نیوز امر کرده است که خبری را از او کار نکنند!!

بهرام : سلام ، مطلب شما در سایت کوه نامه قرار گرفت ... ثابتیان:  ممنون بهرام .  آقای کیومرث بابازاده ممکن است به شما هم امر کنند مطلبی از من را کار نکنید!! "

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +