ندای کوهستان: نگاهی به مراسم برج میلاد

 

امیر حسین ناظمی : " ... مجتبی برای خرج این سفر، ماشینش را فروخته و دو وام 10 میلیونی از آتش­نشانی که محل کارش بود دریافت کرده است و اگر که برمی­گشت می­باید تا 8 سال بعد، قسطهای آن را از حقوق ناچیزش پرداخت می­کرد. اینجا بود که فهمیدم از یک جایی به بعد دیگر فرزندم را نشناخته بودم!" و من هم همین جا بود که به یاد عیسی میر شکاری، لیلا اسفندیاری و سامان نعمتی افتادم...! اینجا بود که یادم افتاد عیسی فرش زیر پایش را فروخت و لیلا مجبور به فروش منزل مسکونی اش شد و سامان با چه دردسری پول فراهم کرده بود. و اینجا است که با خود زمزمه می کنم که چه حوادث تلخ دیگری در انتظار جامعه ی کوه نوردی ایرانی است و ما باز هم در سال های آتی شاهد چنین فجایعی خواهیم بود. باز هم خواهیم شنید که فرهنگ "صعود به هر قیمت و به هر شکل ممکن" جوانان ما را به مسلخ می برد... این بدین معنی است که جامعه ی کوه نوردی ایران باید خود را برای کشته های سال بعد و سال های بعد آماده کند. و این یعنی "نهایت سقوط"... این یعنی باز هم شاهد چشم های پر از اشک مادران و پدران بسیاری خواهیم بود. این یعنی که باز هم خواهیم دید که جوانان دیگری باز هم به آغوش مرگ خواهند رفت و ما هیچ کاری جز افسوس خوردن نمی توانیم بکنیم...! این یعنی باز هم مسلخ دیگری برای جوانان ما انتظار می کشد تا دوستان ما را در خود ببلعد... و ما جز آه کشیدن... چیز دیگری نتوانیم بگوییم. "

 

متن کامل را در وبلاگ ندای کوهستان بخوانید

http://nedayekoohestan.blogfa.com

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +