فاجعه ی برودپیک : دیدگاه کوه نوردان

شیوه‌ی انتحاری صعود و تشویق های مرگبار سرپرست تیم

عزیز حبیبی ( خانه کوه‌نوردان تهران) :   ...  به واقع بعد از دو روز تلاش جانفرسا و بعد از بیواک دوم ، و با توجه به میزان آب و غذا و سوخت ، و با توجه به اینکه تیم 3 نفره فقط یک چادر 2 نفره و آنهم بدون کاور دارد ، و با تاکید مجدد بر اینکه پویا کیوان حتی کیسه خواب هم ندارد و دو بیواک وحشتناک را تجربه کرده ، بله ، در چنین شرایطی  کاملا واضح است که تیم قله به مفهوم کوه نوردی کلمه از پای درآمده است . تیم دیگر توان اندیشیدن نداشت .  با اینهمه سرپرست ادم شده تیم  دست بردار نیست . او ساعت 9:20 صبح روز دوشنبه ؛ یعنی روز سوم صعود ؛ با آیدین بزرگی تماس می گیرد و باز هم می خواهد که تیم به سرعت به سمت قله برود و البته از همان مسیر باز گرد . اگرچه از این پس دستورات یا پیشنهادات سرپرست به مفهوم سرپرستی کلمه فاقد هر نوع معنا و مفهوم است اما در تحلیل توهمات سرپرست ادم شده ضروری است تا به آن پرداخته شود . سر پرست ادم شده در ذیل بند  24 تیر - 15 جولای  می نویسد :

"به آیدین پیشنهاد اکید کردم که امروز بارهای اضافی‌شان را بگذارند، با سرعت به قله بروند و از همان مسیر باز گردند."

متن کامل را در وبلاگ بیواک بخوانید

 

 

 

 

به نام برودپیک ، به امید تغییر

حامد حواله‌دار ( خانه کوه‌نوردان تهران ) : ... بزرگداشت برای آرزویی که برای برخی نشئگی به همراه داشته و هنوز سرمست به نظر می رسند چراکه تحقق یافتن این "آرزو" برایشان به مراتب ارزش بیشتری از جان عزیزانمان داشته است. آیدین مرا ببخش. پویا تو نیز. و مجتبی عزیز که زیاد نتوانستم به تو نزدیک شوم. این بار نمیخواهم سکوت کنم. چون می دانم هنگامی که با مرگ دست و پنجه نرم می کردید به چه فکر میکردید! نمی خواهم خودم را گول بزنم و نمی گذارم بیش از این این جامعه را فریب دهند. آیدین هیچ گاه آرزویی با چنین سرانجامی نداشت! هیچ گاه دوست نداشت به این زودی جان ببازد. مقاومتش در آن شرایط نشان دهنده امید اوست. پس لطفا اینقدر این جمله را تکرار نکنید که "آنها در راه رسیدن به آرزویشان جان دادند".

هیچ گاه این آرزوی آنها نبود. این آرزوی شما بود که به اشتباه به آنها تلقین شد. وقتی برای اجرای برنامه برودپیک 90 سرپرست اتومبیل خود را در راه اجرای برنامه خرج میکند و خود نیز به برنامه نمی رود, جوانمردی آیدین حکم میکند که آنقدر تلاش کند تا دل او را شاد کند. آری این آرزوی شما بود. خوشا به سعادتتان که آن را محقق کردید. خوشا به سعادتتان که این بار با فدا کردن 3 نفر, نقش پر رنگتری در قهرمان سازی این مرز و بوم داشته اید. خوشا به سعادتتان که اینبار به دلیل تعداد بیشتر دوستان و آشنایان داغدار و همچنین عمق بیشتر فاجعه نتوانستید سالن تامین اجتماعی را انتخاب کنید. آری سالن همایش های برج میلاد برازنده ی بزرگداشت چنین آرزویی است! البته خدا می داند... شاید این انتخاب نیز برای کم کردن روی حریفانتان است!

پویا مرا ببخش. من نمی آیم. آرزویی چنین گستاخانه که خودشان جسارت تحقق بخشیدن آن را نداشتند و زوشی چنین بی پروا بدون حضور شما برای من سزاوار بزرگداشت نیست. سزاوار نیست که چنین آرزویی قبل از هرگونه گزارش و نقد رسمی به عنوان دستاوردی بزرگ به جامعه کوه نوردی ما تحمیل شود. آیدین مرا ببخش, دوست ندارم سال بعد بدون این که مراحل رشد به مرور طی شود, این آرزو آنچنان بزرگتر شود که برای بزرگداشت تلفات آن مجبور شویم ورزشگاه یکصد هزار نفری آزادی را انتخاب کنیم.

آیدین, پویا, مجتبی, مهدی, جعفر, لیلا, عیسی و چندین نام دیگر, از تمامیتان بابت حرفهایم عذر می خواهم. اما من نیز چون تمام شما امید دارم و اصلا دوست ندارم که بزودی نامم را در طومار فداییان بغض و کینه ی بزرگان کوهنوردی ایران بنگارند. ما ادامه دهنده راه شماییم, اما پله پله ...

متن کامل را در وبلاگ همخانه ها بخوانید

 

 

 

 

پس لرزه‌های صعود فاجعه آمیز برودپیک

 عبداله عزیزالهی (گروه‌کوه‌نوردی‌شهید‌ورکش) : سرانجام شد آنچه که در اصل نباید می‌شد گرچه از منظر تیزبین برخی منتقدان و آگاهانِ خاموش قبل از صعود ، وقوع چنین حادثه ای خیلی هم دور از ذهن نبود!

صعود فاجعه آمیز برودپیک با مرگ سه کوه‌نورد جوان یکی از باشگاه‌های ایرانی رقم خورد تا  یکی از ساده‌ترین هشت هزاری های جهان با اقتدار تمام قدرت نمایی کند و نشان دهد که این قله مجوز صعودش را همانند همه هشت هزاری ها،  در صعودهای برنامه ریزی شده و دقیق و اتخاذ شیوه های صحیح صعود قرار داده است و نه در صعود زمستانه دماوند و یا خط الراس پسند کوه – خرسان و نه حتی با مجوزهای دولتی های ایرانی ! و حتی اگر بتوانید آن را با لجاجتِ " صعود قله به هر قیمت " صعود کنید او آنگاه اجازه " فرود " به شما نخواهد داد ، کاری که شد و ما با بهت و اضطراب بدلکاری های امداد و نجات را تماشا کردیم ...

متن کامل را در وبلاگ تهران کوه بخوانید

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢
    پيام ها    +