فاجعه ی برودپیک: نگاه توچال _ دارآبادی در چه کسی؟!

_ این روزها ، برای تخطئه‌ی بسیاری از نقدها و پرسش‌ها در باره‌ی نحوه‌ی برنامه‌ریزی ، چگونه‌گی اجرا و نتایج مرگبار و تراژیک برنامه‌ی برودپیک باشگاه کوه‌نوردان آرش از چنین حربه‌ای استفاده می‌شود:

" سابقه‌ی شما چیست؟ ... هیمالیا رفته‌اید؟ ... چه درکی از آن دارید؟ ... چه تجربه‌ای؟ ... هیمالیا که توچال _ دارآباد یا دماوند جنوبی نیست که حالا آمده‌اید در باره‌ی آن اظهار نظر کنید و ... کامنتینگ داستان کوه را ببینید "

 

_ و حالا ... انتشار گزارش روزشمار برنامه توسط رامین شجاعی می‌تواند برای ما روشن کند که نگاه توچال _ دارآبادی را پیش از منتقدان و پرسش‌گران باید در خود تیم اعزامی باشگاه آرش جست و جو کرد . این را رامین شجاعی می‌گوید:

" ... تماس بعدی حدود ساعت 11 دوباره برقرار شد. این بار مجتبی پشت بی‌سیم بود. بار دیگر سعی کردم آنها را متقاعد کنم از همان مسیر بازگردند. به او گفتم این خط الراس توچال-دارآباد نیست که هر جا خواستند چادر بزنند. ارتفاع هم دیگر 6000 متر نیست که در هوای خراب بتوان صعود کرد...  خلاصه گفتم هر روز که بمانند بیشتر تحلیل می روند بخصوص که برای فقط یک روز دیگر سوخت و آذوقه دارند. به هر حال موفق به متقاعد ساختن آنها نشدم ... "  

 

_ رامین شجاعی می‌گوید سعی داشته اعضای تیمش را متقاعد کند که اینجا خط الراس توچال _ دارآباد نیست که موفق نمی‌شود . که کسی حرفش را نمی‌خواند !! اما ... آیا مسئولیت چنین نگاهی و عملکرد با چنین نگاهی در اعضای تیم ، با برنامه‌ریزان و سرپرستان نیست؟ رامین شجاعی می‌گوید در چند نوبت ، اعضای تیم به تصمیمات و دستورات او توجهی نداشته‌اند . آیا این مصداق یک سرپرستی ضعیف نیست؟ آیا یکی از  دلایل و زمینه های بروز فاجعه در این برنامه، سرپرستی ضعیف نبود؟

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٢
    پيام ها    +