شمس لنگرودی: دو بار با طبیعت زندگی کردم

بیست‌وششم آبان‌ماه زادروز 63 ساله‌گی محمد شمس لنگرودی است.

به گزارش خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این شاعر و پژوهشگر که در روز 26 آبان‌ماه 1329 در لنگرود به دنیا آمده، معتقد است، تولد یک معجزه است: «با تولد وارد دنیایی می‌شویم که تا آخرین فرصت، رازآلود و لایتناهی است. هستی چیزی است،‌ زندگی چیز دیگر. آن‌چه که دردآلود است، هستی نیست؛ زندگی است. به ما فرصتی داده می‌شود به دنیا بیاییم و جهان را ببینیم. به دنیا می‌آییم که بمیریم، اما تصور می‌کنیم مردن کار دیگران است و به این ترتیب زندگی را به جهنم یکدیگر بدل می‌کنیم. آن‌چه زیبا نیست، زندگی نیست؛ روزگار است. همه ما دیوانه‌وار از سر ناتوانی در ساختن جهنم‌مان شریک‌ایم و عموما سیاستمداران مدیران گردآوری آتش هستند. تولد معجزه‌ای است که از آن گوساله سامری می‌سازیم.»

 

این شاعر که در طبیعت سرسبز شمال بالیده است، درباره انعکاس جلوه‌های طبیعت در آثارش می‌گوید: «من در لنگرود به دنیا آمدم. در زمان کودکیِ من در آن‌جا زیاد باران می‌بارید و تابستان‌های طولانی و زیبایی داشت. این‌ها را گفتم چون بعضی‌ها فکر می‌کنند چون در شمال به دنیا آمده‌ام، طبیعت در شعرهایم زیاد است؛ اما واقعیت این است که من شیفته این طبیعت بودم و دو بار با این طبیعت زندگی کردم؛ یک بار به صورت طبیعی و یک بار هم با دقت کردن در طبیعت. شاید علت این دقت این بود که من در شش‌سالگی پای راستم دچار مشکلی شد و مجبور بودم در خانه باشم و فقط در حیاط بروم. این باعث شده بود که با درخت و گنجشک و شب‌پره آشنا شوم و در حالی که همه بیرون بازی می‌کردند، هم‌بازی‌های من، درخت و شب‌پره و سبزه و گنجشک بودند و توجه من به این‌ها جلب شد و این‌ها همراهان من شدند. به صرف این‌که من در شمال و در لنگرود به دنیا آمده‌ام، طبیعت در شعر من وجود ندارد؛ بلکه زندگی من، من را به طبیعت نزدیک کرده است.»

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٢
    پيام ها    +