دعوت به کافه کوه آبان ، به یاد پرویز ستوده ...

 

دم غروب میان حضور خسته اشیا، نگاه منتظری حجم وقت را می دید...  و روی میز هیاهوی چند میوه نوبر به سمت مبهم ادراک مرگ جاری بود ... و بوی باغچه را باد روی فرش، نثار حاشیه صاف زندگی می کرد ...

خبرکوتاه بود و عمیق، مثل یک کابوس حقیقی:

 عمو پرویز ِ کافه کوه پرواز کرد...

  

ساعت 15 پنج شنبه 30 آبان ،  کافه محمد تهرانی

لیلی رهنما در وبلاگ مکث

 

 

پی نوشت :

_ ماه آبان ، با دو رویداد و اتفاق مهم و قابل توجه به روزهای پایانی خود نزدیک می‌شود .  اولین رویداد ، بسیار شیرین و زیبا بود : پیوند خجسته‌ی دو دوست کوه‌نورد و دو وبلاگ‌نویس خوب کشورمان آنا فراهانی و امین معین ... دومین رویداد اما تلخ و دردناک بود : درگذشت ناگهانی یار همیشه‌گی کافه کوه و مرد دوست داشتنی جامعه‌ی کوه‌نوردی پرویز ستوده شایق ...

_ اگر به کافه کوه می‌رویم ...می‌خواهیم دنیای مجازی را پشت سر بگذاریم . می‌خواهیم سردی و بی هویتی روابط مجازی با آدم‌های مجازی و دوستی های مجازی را فراموش کنیم . به کافه کوه می‌رویم تا ... گرمی و زیبائی دوستی های واقعی را با آدم‌های واقعی تجربه کنیم . به کافه کوه می‌رویم تا ... زنده‌گی را تجربه کنیم . زنده‌گی واقعی را . برای بسیاری از ما کافه کوه عین واقعیت زنده‌گی است . همچنان که برای پرویز ستوده بود ...

_ و در آبانی که به روزهای پایانی خود نزدیک می‌شود ، زنده‌گی اما هم‌چنان جریان دارد ، مانند همه‌ی رودخانه‌های زلال و خروشان البرز و زاگرس ... زنده‌گی با همه‌ی فراز و نشیب‌هایش ، شکست‌ها و پیروزی‌هایش ، اشک‌ها و لبخندهایش هم‌چنان جریان دارد!

_ کافه کوه عین واقعیت زنده‌گی است! می‌تواند غم و شادی و اشک و لبخند را در کنار هم داشته باشد . در کافه کوه آبان می‌توانیم شادی و لبخند خود را برای آغاز زنده‌گی مشترک آنا فراهانی و امین معین داشته باشیم و اندوه و تاسف خود را برای پرواز ناگهانی پرویز ستوده به سوی ابدیت ...

 

وعده ی دیدارمان:  پنج شنبه 30 آبان کافه ی محمد تهرانی

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ آبان ۱۳٩٢
    پيام ها    +