فاجعه ی برودپیک: نقدی بر پاسخ های گمراه کننده ی رامین شجاعی

علیرضا بهپور : پارک برودپیک !!


ای کاش جوابیه های اخیر سرپرست برنامه نوین برودپیک را نخوانده بودم .
اگر اشتباه نکنم من فقط یک بار آقای شجاعی را زیارت کرده ام . در اسکاردو در سال 88 در اولین گامشان برای این صعود . آشناییم با ایشان در حد شناخت و تعاریف دوستان ایشان است . اعتراف و اقرار می کنم که نه خصومتی با شخص ایشان دارم و نه باشگاه و تشکیلات مربوطه . به نظرم مغرض و منحرف و ناآشنا نیز نباشم . البته نوین کار ؟؟ نیستم و نرمال کارم !!  اصلا هم مایل به شرکت در چنین گفتگوهای بی حاصلی نیستم . ولی ای کاش که جوابیه های ایشان را نخوانده بودم . به اندازه ای پاسخ های ایشان عجیب و دور از تصویر ذهنی من از ایشان و اصولا یک کوه نورد است که در این چند روز با خودم دائم کلنجار می رفتم که حتما اشکال از تو است که نمی فهمی ؟؟ ببین هیچ فرد دیگری نیز پاسخی نداده است !!! حتما دلایل خیلی منطقی و دارای چفت و بست حسابی است . ولی باز راضی نمی شدم . به ناچار برای تسکین خودم و برای خوانندگانی که تصور دقیقی از اون ارتفاعات ندارند و بدنبال اون جوابیه ها ممکن است دچار سوء تفاهمی شوند ؛ این چند خط را می نویسم .( به صورت کاملا اتفاقی رضا بهادرانی عزیز نیز همین امروز متنی را نوشته که به نظر میرسد او هم حالش شبیه من شده است . به سرپرست و مسئولین محترم تیم اطمینان خاطر میدهم که این همزمانی کاملا اتفاقی بوده و هیچ توافق پشت پرده ای در کار نیست .)


با یک مثال وارد بحث می شوم : اگر راننده ای خیلی حرفه ای با پیکان 52 با شتاب صفر تا 100 : چهل ثانیه با لاستیک های صاف و چراغ معیوب در جاده ای سبقتی بگیرد و قبل از عبور از ماشین مورد سبقت از رو برو شاخ به شاخ شود و همه سرنشینان کشته شوند : اگر بگوید حقیقت مسلم و غیر قابل انکار این است که گر من فقط یکی دو ثانیه بیشتر زمان داشتم رد کرده بودم و الان همه زنده بودند : چه حالی به شما دست می دهد ؟؟؟


آقای شجاعی همه انتقادها را : مغرضانه ، بی توجه به حقایق ،، از روی بی اطلاعی ، نادانی ،و...  دانسته و هیچ اشکالی را نپذیرفته اند . از نظر خودشان حقیقتی مسلم و غیر قابل انکار را که دیگران از درکش عاجز هستند ( ای امان از این ادبیات کیهانی )؛ به عنوان نقطه ای تعیین کننده برای برنامه شان مشخص کرده اند که : اگر می شد چی می شد ؟؟ همه چیز حل بود !!   اگر 2- 3 ساعت وقت بود : تمام بود !!!!   خوب ببینیم آن چند ساعت را کجای آن زمان بندی صعود باید بگنجانیم ؟؟؟ ( متاسفم که این فکر و نجوا را می بایست در اینجا آشکار کنم )  روزی که تیم پر اشتباه سه نفره به حدود 8000 متر می رسند و در آنجا بیواک می کنند که نمی شود . فردای ان روز یعنی روز صعود : حدود 10 ساعت طی کردن 47 متر یا بیشتر طول می کشد . ساعت 5-6 دوستان به قله می رسند . به منطقه زیر قله نگاه کنید عکس های بسیاری از آنجا وجود دارد . من هم مثل آقای شجاعی در آنجا حضور نداشته ام ولی مثل ایشان می دانم که در گیری فنی چندانی ندارد . اگر پاور چین یا سینه خیز هم حرکت کنید این مقدار طول نمی کشد . مگر اینکه شیئی سنگین در حدود 70 کیلوگرم به طول تقریبی 170سانتیمتر را دنبال خود بکشید؟؟؟  آن 3 ساعت مورد نیاز آقای شجاعی را به اینجا نیز نمی توان اضافه کرد چون نزدیکی غروب و تاریکی شب بوده و صعود کنندگان هر چه توان داشتند به کار برده بودند . آنها حدود ساعت 8 احتمالا به گردنه پایین تر از قله ( بین قله اصلی و فرعی) می رسند . باز به عکس های آنجا نگاه کنید ؟؟ چقدر زمان برای رسیدن به انجا ولو سینه خیز یا پاور چین لازم است ؟؟ تمام کسانی که آن قسمت را رفته اند شهادت می دهند که خیلی کمتر از این مدت . به هر حال تیم پر اشتباه ؛ اشتباه دیگری صورت داده و فکر می کند که آنجا گردنه بالای کمپ 3 است و مجددا در آنجا بیواک می کند . پس در اینجا نیز آن زمان 3 ساعته مطلوب سرپرست امکان بروز ندارد . فردای آن روز چه ؟؟ به نظر می رسد که آن فرصت طلایی و کلیدی مطلوب برای گشتن دنبال طناب ثابت از صبح همینجا حاضر و مهیا بوده است . متاسفانه نه تنها آن 3 ساعت بلکه ساعت های بسیار بیشتری برای فرود و صعود از مسیری صخره ای و دشوار صرف می شود . سرپرست محترم هر جا که لازم باشد حقایق غیر قابل انکار را ندیده می گیرد و از کنارش به ارامی یا زرنگی میگذرد . چرا تیم نمی تواند مسیر درست را بیابد ؟؟؟ یکی از جواب ها این است : اصلا تیم نمی دانسته که کجا هست . اگر یک بار یک نگاه دقیق به عکس گردنه برودپیک بیندازید محال است که آنرا با جای دیگری در آن مسیر اشتباه کنید . از جمله چیزهای دیگری که تیم صعودکننده نمی دانسته این بوده که اصلا مسیر فرود از گردنه درگیری با سنگ و فرود دیواره ای ندارد .
مگر فضا بر روی تیغه برود پیک از گردنه تا قله اصلی چقدر است که چند ساعت زمان و هوای خوب برای یافتن مسیر صحیح در آن احتیاج است ؟ همه عرضی که شما می توانید در آن مانور دهید در پهن ترین جا20 متر هم نمی شود چه برسد به باریک ترین جا. ( پیتر گوگموس کوه نورد مشهور آلمانی در همین مسیر برودپیک برای من تعریف می کرد که در حین صعود قله در روی تیغه حدود یک متر به سمت چین منحرف شده و به ناگاه زیر پایش سوراخی باز شده که تا 2000 متر پایین تر را دیده است و فقط با کمک طناب ثابت متصل و همنوردش نجات یافته است ) جناب شجاعی هر جا صلاح باشد دشواری صعود را تا حد صعود از قله ای 22 کیلومتری در مریخ بالا میبرند ( از جمله هزینه 225000 دلاری باربرها !!! چند تا دنیس اروبکو میتوان با این پول استخدام کرد ؟؟؟ ) و هر جا که لازم بدانند جوری وانمود می کنند که انگار بچه ها را جهت هوا خوری برده بودند پارک لاله و آنها نتوانسته اند در فضای به آن بزرگی آبخوری را پیدا کنند و گم شده اند . به همین سادگی ؟!


اگر چه وظیفه تک تک اعضای تیم آشنایی ذهنی با مسیر صعود و فرود است ولی بدون شک جزء وظایف اصلی هر سرپرستی : آشنا کردن و اطمینان از شناخت افراد تیمش با شرایط مسیر است .


ای کاش جناب شجاعی جواب هایی مثل : دلمون خواست ! به شما چه ! مال خودمونه ! اصلا حال کردیم اینجوری بشه و ...  جواب های سربالای دیگری از این دست می دادند ولی چنین پاسخ های نا مناسبی را از شنوندگانشان دریغ می کردند .


به هر حال متاسفانه افراد دیگری در آن پارکی که شما بچه هایتان را گم کرده اید قدم زده اند و می دانند که آبخوری و راه خروجش کجاست . و اصلا پارک چقدر بزرگ است .
علیرضا بهپور

 

 

نقل از صفحه ی فیس بوک " رویداد برودپیک " :

https://www.facebook.com/#!/groups/IranianBroadPeakRoute/?fref=ts

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٢
    پيام ها    +