قلعه ای شگفت در دامنه ی کوه سهند

                          

در 16 کيلومتري شهر سراسکند، مرکز شهرستان هشترود کنوني ، قلعه اي سر به آسمان کشيده است که براساس باور مردمان کهن ، ضحاک يا همان آژدهاک که سمبل خوشنامي نيست ، در آن زندگي مي کرده است. گرچه ضحاک نماد بي بديل سياهي و ظلم در تاريخ اسطوره اي ماست ، اما قلعه ضحاک امروزه پذيراي خيل بي شماري از گردشگراني است که براي ديدن اين قلعه تاريخي به هشترود مي روند.

در اسطوره اي ايراني ٬ ضحاک سمبل مردي است که ابليس بر شانه هايش در جواني بوسه زد و از جاي بوسه دو مار روييد؛ مارهايي که بايد هر روز مغز تازه دو جوان را فرو مي دادند تا سير شوند و ضحاک ، اين بدي مجسم بي دريغ بود در شکافتن جمجمه جوانان ايران زمين. رسم زمانه اين بود تا آهنگري گمنام از پشت کوره آهنگري ، از لابه لاي دم گرم آتش ، پيشبند چرمين خود بر سر ميله زد و درفش کاوياني بر دوش قيام کرد. ضحاک که سر مي گرفت همه عمر، سر داد به تيغ کاوه.

 
مردمان هشترود باستاني باور داشته اند که همين ضحاک مار به دوش در 16 کيلومتري جنوب شرقي شهر سراسکند، مرکز شهرستان هشترود زندگي مي کرده ، در قلعه اي که امروز ما آن را به نام قلعه ضحاک مي شناسيم و حتي در خود هشترود محله اي وجود دارد با نام خروجستان ؛ محله اي که در باور اسطوره اي ، کاوه آهنگر در آن دکان آهنگري داشته و از همان جا قيام خود را آغاز کرده است...

گزارش از : جام جم آنلاين

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸٦
    پيام ها    +