بازی سرخوشانه : صعود مشترک تعدادی از وبلاگ نويسان کوه نورد !

        

در باره ی سومين برنامه ی مشترک جمعی از وبلاگ نويسان عرصه ی کوه و کوه نوردی که باطراحی و سازمان دهی از طرف حامد حصاری ٬ حميدرضا وطن خواه ٬ آنا فراهانی ٬ علی عبدالهی ٬ فرشيد فاريابی و طی روزهای چهارشنبه ۳۱/۵/۸۶ تا جمعه ۲/۶/۸۶ برای صعود قله دماوند اجرا شد و همچنين پاره ای نظرات و ديـــــدگاه های سرپرست آن يعنی آنا فراهانی ٬ به ذکر چند نکته می پردازيم : 

۱ـ برنامه ريزی و سازمان دهی صعودی مشترک با تعداد ۳۶ نفر آن هم برای دست يابی بر مرتفع ترين قله ی ايران ٬ به يقين نمی تواند عاری از نقاط ضعف و اشکالاتی اساسی در مراحل قبل و حين اجرای برنامه باشد . وجود اين نارسايی ها و مشکلات در برنامه هايی از اين دست و پر جمعيت ٬ بسيار طبيعی و عادی است . اما آنچه که می تواند غير طبيعی و البته سوال برانگيز باشد ٬ تلاش برای سرپوش نهادن و انکار نقاط ضعف و اشکالات برنامه است ! « ... نمیدانم چرا بعضی اصرار دارند وانمود کنند این برنامه ضعیف بود و مشکلات فراوان داشت. به نظر من اصلا چنين چيزي نبود... آنا فراهانی ـ بخش پيام های سرود کوهستان » در شرايطی که بعد از اجرای برنامه ٬ در نوشته ها و يادداشت های تعدادی از شرکت کنندگان در برنامه آشکارا  و  البته به صورتی کلی به وجود ضعف ها و مشکلات اشاره شده است ٬ بيان چنين جملاتی از طرف آنا فراهانی به عنوان سرپرست می تواند غير طبيعی و سوال برانگيز باشد .

۲ـ آنا فراهانی نوشته است : « اگر بپذیریم که این برنامه يك صعود همایشی بود ... نه برنامه ای با هدف فتح! ...  اين برنامه يک گرد هم آيی دوستانه و ديدار و آشنايی بود نه رقابت و مسابقه برای رسيدن به قله...» ارائه ی چنين ديدگاهی نسبت به برنامه ای که اجرا شد ٬ ضمن آنکه روشنگر تناقضات درونی مجريان و برنامه ريزان( حامد حصاری ٬ حميدرضا وطن خواه ٬ آنا فراهانی ٬ علی عبدالهی ٬ فرشيد فاريابی ) نيز می باشد ٬ در شرايطی که در کليه مراحل تبليغاتی و تدارکاتی پيش از اجرای برنامه بر واژه هايی مانند صعود و پای نهادن بر فراز بام ايران و ... تاکيد می شد ٬ اکنون و پس از اجرای برنامه نمی تواند چندان صادقانه و منطقی و قابل پذيرش باشد . در اشاره به تناقضات درونی مجريان و برنامه ريزان نيز بايد گفت : برای دست يابی به اهدافی مانند ـ آنچه خودتان می گوييد ـ گردهم آيی دوستانه و ديدار و آشنايی و ... انتخاب بلندترين کوه ايران و اجرای برنامه ای کم و بيش سخت و دشوار ٬ فقط می تواند ناشی از سردرگمی و آشفتگی مجريان و برنامه ريزان در تعيين هدف برای چنين صعود مشترکی باشد . تقابل و تضادی که ميان تمايلات اغلب شرکت کنندگان و خواست اوليه مجريان و برنامه ريزان يعنی صعود وجود دارد به وضوح در نوشته های آنا فراهانی ديده می شود :  « ... اکثريت اعضای تيم با يک جلسه گفتگو موافق تر بودند » در اينجا لازم است توجه آنا فراهانی و ديگر دوستان را به يکی از اصول و نکات تئوريک در سرپرستی و اجرای برنامه های کوه نوردی جلب نماييم : برای اجرای برنامه های بيش از يک روز ٬ برای اجرای برنامه هايی در ارتفاعات بالا  و کم و بيش دشوار مانند دماوند ٬ شناخت قبلی نسبت به افراد شرکت کننده و آگاهی از توان و ظرفيت های روحی و جسمی آنان يک ضرورت انکارناپذير محسوب می شود . جمع آوری افرادی از گوشه و کنار ايران و فقط تحت عنوان وب نويسان کوه نورد و سپس اقدام برای اجرای برنامه ای چند روزه و در کوهی بلند مانند دماوند ٬ فقط می تواند اشتباهی اساسی و ناشی از بی تجربگی مجريان و برنامه ريزان تلقی شود . اصول و بنيان های اين ورزش را هيچگاه فراموش نکنيد . بی توجهی و سهل انگاری نسبت به اين موضوع می تواند زمينه ساز اتفاقات و رويدادهای ناگواری در برنامه های کوه نوردی باشد .

۳ـ  در گزارش وبلاگ سایپا آمده است : « پس از طی مسیر حدود نیم ساعت ٬ سه نفر از دوستان از تذکر عقب دار رنجیده و برگشتند » و همچنين آنا فراهانی می نويسد : « ... به جز چند نفری که در گروه تنش ايجاد ميکردند ... »  و  «  از سه نفر وبلاگ نويسي كه بدون موافقت سرپرست به تنهايي اقدام به صعود كردند و از تيم جدا شدند ... »‌ می گويد . تبعيت از سرپرستی در شرايط معمولی و اضطراری يکی ديگر از اصول مسلم و ضروری اين ورزش  است و بی شک عملکرد چنين اشخاصی را بايستی ناشی از همان فقر بنيان های فرهنگی و آموزشی دانست . در تيم های پرجمعيت همواره زمينه ی مستعدی برای حرکت های فردی و خودنمايی های کودکانه ی افرادی که درک درستی از جوهر و منش صعودهای جمعی کوه نوردی ندارند و يا از مشکلاتی درونی مانند خودشيفتگی مفرط(!)و ... رنج می برند بــوجود می آيد و مــــــوجب اختلال و بحران در روند کار سرپرستی و فعاليت جمعی می شود . قطعا رويارويی با چنين مشکلاتی در جريان اجــــــرای يک برنامه چند روزه ٬ فقط می تواند موجب توجه هر بيشتر به آن اصلی شود که در بخش ۲ به آن اشاره شد يعنی ضرورت شناخت و آگاهی قبلی از توان و ظرفيت های روحی و جسمی افراد .

۴ـ  آنا فراهانی در انتهای يادداشت خود نوشته است : « حتي اگر دوستان اعتراضي در بالا بودن سرعت حركت داشتند و اينكه تيم چند قسمت شده بود (دو قسمت !) بايد عرض كنم سرعت تيم پايين تر از حد استاندارد كوهپيمايي حتي پايين تر از حد استاندارد اكوتور بود. گروه هر يكساعت زير 400 متر ارتفاع ميگرفت و ارتفاع 1200 متري گوسفندسرا تا بارگاه 4ساعت و نيم طول كشيد كه از نظر فني خطاست و تيمي كه كند تر از اين سرعت حركت كند از نظر فني نبايد صعود كند »  صدور چنين احکام و فتواهايی من در آوردی (!) ٬ غير علمی و زيان بار از طرف آنا فراهانی فقط می تواند در جهت اثبات عدم صلاحيت و شايستگی او برای سرپرستی چنين برنامه ی بزرگی کارکرد داشته باشد . مطالعه ی اطلاعات کميسيون پزشکی اتحاديه بين المللی کوه نوردی UIAA  و کسب پاره ای از آگاهی های علمی در مورد عوامل اصلی بيماری کوه گرفتگی و نشانه های آن را به آنا فراهانی و دوستانش توصيه می کنيم . سرعت صعود يکی از چهار عامل اصلی در بروز بيماری کوه گرفتگی است و به همين دليل ـ و به خصوص برای تيم های پرجمعيت ـ اصل و قانونی برای سرپرستان وجود دارد که : بمنظور دست يابی به بالاترين کيفيت تطبيق دهی بدن با شرايط ارتفاع يا به اصطلاح هم هوايی و در نزد بيشترين افراد تيم ( کميت ) از رفتن سريع به ارتفاعات بلند خودداری کنيد ! صعود آهسته و تدريجی به بدن افراد کمک می کند تا اندازه ای خود را با شرايط تازه تطبيق دهند و مثلا در پناهگاه های دماوند و در ارتفاعات بالای چهار هزار متر ٬ کمـــــــــــــتر شاهد علائمی مانند سردرد ٬ بی خوابی ٬ بی اشتهايی ٬ سرگيجه ٬ حالت تهوع و ... در دوستانی باشيم که بسياری از آنان را بدون کمترين آگاهی و شناخت قبلی از گوشه و کنار کشور دعوت کرده و در عرض چند ساعت ٬ در ارتفاعی بالای چهار هزار متر قرارشان داده ايم !! 

۵ـ  لطفا مراقب باشيد ميان حرف و عمل تان تضاد و تقابلی وجود نداشته باشد . بعد از انجام دومين صعود مشترک ٬ در بيانيه ای که بــــــــــه قلم مهــــــری جعفری تهيه شده بود و در بند ۶ گفتيد که : « صعودهای سراسری با شرکت افراد زیاد در کوهستان که از طرف نهادها و سازمان‌ها و گاه حتا از طرف متولیان این ورزش به مناسبت‌های مختلف و حتا در قله‌های بلند برگزار می‌شود نتیجه‌ای جز تخریب و فرسودگی خاک و آسیب رساندن به خود این افراد که اغلب فاقد آموزش‌های لازم هستند، نخواهد داشت » و به نظر می رسد اکنون با انجام صعود های سراسری و پرجمعيت ٬ حتی در قله های بلند ٬ خود در همان مسيری حرکت می کنيد که در نقد و نفی آن بيانيه داده ايد !! شعار دادن و طرح ادعاهای پوشالی و بی محتوا ٬ چندان زيبنده ی وبلاگ نويسان کوه نورد نيست . لطفا مراقب باشيد !

۶ـ آنـــــــــا فراهانی در حال حاضر يکی از جدی ترين  و فعال ترين وبلاگ نويسان کوه نورد است . او  در آغاز راهی دشوار و پـــــــر مخاطره قرار دارد  . برايش از صميم قلب ٬ هوشياری و موفقيت و سربلندی  آرزو می کنيم .

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٥:٢٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٦
    پيام ها    +