در دومین هفته ی اردیبهشت :  خبر تخریب سنگ نوشته ی یادمان قهرمان ملی کوهنوردی ایران محمد اوراز در خبرگزاری ایسنا و روزنامه اقبال منتشر شد . این خبر نخستین بار از طرف فرشید فاریابی و با عنوان توهین مستقیم جای احترام به قهرمان ملی را گرفت ، در وبلاگ سرود کوهستان آورده شده بود . فاریابی نوشت : سنگ نوشته اوراز جاودانه شد که از سوی همنوردان محمد اوراز بر سینه کش کوه سلطان یعقوب حک شده بود ، تخریب شد . شامگاه شنبه ۳/۲/۸۴ در میانه هفته وحدت ، گروهی ناشناس تنها سنگ نوشته یادمان قهرمان ملی کوهنوردی ، شادروان محمد اوراز را تخریب کردند . سنگ نوشته یاد شده که با حمل سنگ های بتنی از سوی همنوردان قهرمان کوهنوردی ایران در سینه کش ارتفاعات سلطان یعقوب نقش بسته ، تنها اثر قابل رویت در زادگاه این قهرمان فقید بود .

 

در دومین هفته ی اردیبهشت : احسان بشیر گنجی اولیــــن کسی بود که در وبــــــلاگ خود برج سینا خبر ریزش بهمن در کمپ ۱ اورست و بسته شدن راه کمپ اصلی را داد . این خبر که موجی از نگرانی را پیرامون وضعیت و سلامتی اعضای تیم اعزامی فدراسیون برانگیخته بود ، صبح دیروز ـ شنبه ۱۷/۲/۸۴ ـ با اطلاع رسانی حسین رضایی و در وبلاگ کوه نوشت تکمیل گردید . حسین رضایی اطمینان داد که : تمامی نفرات در صحت و سلامت  بسر می برند و هم اکنون در کمپ ۲ مستقر شده اند . خبر مربوط به سلامتی تیم کوهنوردان ایرانی در قسمت اخبار سایت اورست نیوز و با عنوان : Iranian Expedition Safe موجود مـی باشد .

کلاغ ها : امیدواریم تمامی کوهنوردان تیم اعزامی، در نهایت ســـــلامتی و با خبر صعود موفقیت آمیز خود به ایران بازگردند .

 

در دومین هفته ی اردیبهشت : متن کامل یکی دیگر از نامه های هشدار و اعتراض بهاره سینکی ( مربی کوهنوردی و عضو شرکت کننده در کلیه ی مراحل اردوهای آمادگی و انتخاب اعضای تیم کوهنوردی بانوان برای صعود قله اورست ) که خطاب به رئیس سازمان تربیت بدنی نوشته شده است ، به دست مان رسید . ضمنا نسخه ای از این نامه با عنوان : دفتر رسیدگی به شکایات مردمی ریاست جمهوری و رونوشت به : کفاشیان ، آقاجانی و سازمان بازرسی کل کشور و همچنین اصل نامه مجددا به دفتر ارزیابی عملکرد و بررسی شکایات سازمان تربیت بدنی ارسال شده است . متن نامه ی بهاره سینکی به شرح زیر است :

بسمه تعالی

جناب آقای مهندس مهر علیزاده

ریاست محترم سازمان تربیت بدنی کشور

سلام علیکم

احتراما نظر به نزدیکی اعزام تیم ملی کوهنوردی بانوان کشور به قله اورست ، موارد زیر را باستحضار رسانده و با توجه به حساسیت موضوع خواهان بررسی امر قبل از اعزام تیم می باشیم .

۱- شش اردوی مقدماتی این صعود با شرایطی برگزار شد که به هیچ وجه نمی توانست اردوی آمادگی برای چنین صعودی باشد . اردوها به نحوی انجام شد که به هیچ وجه آمادگی های لازم را برای تیم فراهم نمی کرد و حتی توانایی افراد انتخاب شده برای صعود به ارتفاعات بلندی مثل دماوند نیز ، علیرغم اعلام تقویم اردوها در سایت رسمی فدراسیون احراز نگردید .

۲-بنا به گفته ی یکی از مربیان تیم  ؛ سهمیه بندی استانی ؛ یکی از ملاک های دخیل در انتخاب افراد بوده که این امر نه تنها  بر خلاف ماده ۳ اساسنامه فدراسیون های ج . ا.ا  است که انتخاب افراد اصلح را برای تیم های ملی از وظایف فدراسیون ها می شمارد ، بلکه با توجه به احتمال خطرات جانی در منطقه هیمالیا و حساسیت این صعود ، بسیار دور از منطق بوده و می تواند عامل مهمی در تشدید چنین خطراتی باشد . یادمان نرود که حادثه گاشربروم در حالی اتفاق افتاد که تقریبا تمامی اعضای تیم صعود از کوهنوردان نخبه و طراز اول این مرز و بوم بودند . پس با قدری تامل قابل تصور است که در صورت داشتن تسامح در انتخاب اعضای تیم ، چنین صعودهایی تا چه اندازه می تواند نتایج غم انگیز و فاجعه باری داشته باشد ( و تسامح و بی دقتی و حتی حاکم بودن روابط در انتخاب نفرات ، موضوعی است که ما موکدا بر آن اصرار داشته و آمادگی آنرا نیز داریم که در هیات کارشناسی منتخب جنابعالی آنرا به اثبات برسانیم ) .

۳- بیش از نیمی از افراد انتخاب شده برای اعزام ، از لحاظ توانایی های فنی و وضعیت جسمی و روحی ، شایستگی صعود به ارتفاعات هیمالیا را ندارند که این امر با یک آزمون توسط هیات کارشناسی منتخب جنابعالی قابل احراز است و جالب آنجاست که یکی از این انتخاب شدگان همسر مربی انتخاب کننده تیم است ، که این شائبه را به ذهن متبادر می کند که آیا در صورت وجود این نسبت باز هم امکان چنین انتخابی وجود داشت ؟ خصوصا که ایشان قبل از این اردوها به هیچ وجه در محافل کوهنوردی فرد شناخته شده ای به حساب نمی آمدند .

حال با توجه به اهمیت این صعود برای ملت مسلمان ایران و با عنایت به موارد فوق ، آیا درست است که این موقعیت استثنایی برای زن ایرانی مسلمان به همین سادگی از بین برود ؟ یادمان نرود که هر صعودی مانند هر حرکت ورزشی دیگر سکه ای است که دو رو دارد ، یک روی آن پیروزی و شادی و سربلندی است و روی دیگرش شکست و اندوه و سرافکندگی . ولی کوهنوردی با ورزش های دیگر تفاوتی هم دارد و آن هم شکست هایش است که گاهی دیگر فرصتی برای جبران باقی نمی گذارد ! حال این سوال مطرح است که : با همه این اوصاف ، آیا صعود با چنین شرایطی ، حرکت به سمت فاجعه نخواهد بود ؟! 

با سپاس فراوان  ـ بهاره سینکی عضو سابق تیم ملی کوهنوردی بانوان و مربی کوهنوردی

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٤
    پيام ها    +