محمد اوراز٬علی پارسائی : ترويج مرگ طلبی در کوه نوردی دولتی !

نوشتار زير از آرشيو وبلاگ در ستايش سکوت و سپيدی انتخاب شده است . اين نوشتار نقد گونه ای بود بر ديدگاه های علی پارسايی در توجيه و تطهير بی توجهی و عدم پای بندی کوه نوردان دولتی ايران به اصول و بنيان های علمی ـ فنی و انسانی ( آنجا که عملکردی غير اخلاقی و غير مسئولانه در قبال سلامتی و جان ديگر اعضای تيم دارد ) در ورزش کوه نوردی . نگاه مرگ طلبانه ای که در سخنان ٬ گفته ها و عملکرد محمد اوراز به روشنی خود را نشان می داد . نگاه مرگ طلبانه ای که اصول و بنيان های علمی و فنی اين ورزش را به بازی می گرفت و نقد و بررسی آن ٬ در هياهو و جنجال های بعد از حادثه ی گاشربروم و آن سنت کهنه و رسم رايج حماسه سازی و قهرمان پروری ٬ فراموش شد :

« روزنامه شرق  روز دوشنبه ۲۶ مرداد ۸۳ همراه با ويژه نامه ای در باره المپيک ۲۰۰۴ آتن انتشار يافت . در اين ويژه نامه مطلبی وجود داشت با عنوان اورست يونانی ها  نوشته ي علی پارسايی  که ابتدا  ضمن اشاره به شعار جاودانی المپيک يعنی سريع تر  قوی تر  بالاتر  به ارايه خبر صعود کوهنوردان کشور يونان به قله اورست پرداخته بود . و اينکه :  آنان در صعودی ملی قصد نمودند پرچم المپيک و يونان را توامان بر فراز اين بلندترين کوه دنيا به اهتزاز در آورند تا اين کار سمبلی باشد بر آرزوی ديرينه تمام کسانی که در راه المپيک کوشيده اند و در ادامه ی نوشتار به چگونگی اين صعود و بيان انگيزه ها و مناسبت آن توسط کوهنوردان يونانی  اشاره می شود  و ديگر مسايلی كه به واقع ترجمه ی خبرهای برگرفته شده از پايگاه اينترنتی كوهنوردان يونانی است و داراي تناسبی منطقی با تيتر مطلب يعنی اورست يونانی ها

اما در ادامه ی اين نوشتار علی پارسايی به معرفی قله اورست و دشواری های صعود آن می پردازد و با نقل توصيف محمد اوراز از کمپ اصلی اورست : ... شخــــــص وقتی به اينجا پا می گذارد خيال می کند از هستی بريده و به نيستی قدم گذاشته است . اگر کسی جسارت شوخی با مرگ را نداشته باشد به طور حتم اگر شکار طبيعت خشن نشود دق مرگ خواهد شد . کسانی که قصد صعود قله را دارند بايد مرگ را به تمسخر بگيرند در غير اين صورت جريان وارونه خواهد شد ... نتيجه می گيرد که : و اين بلند نظری و سخره گرفتن سختی ها  ( جالب است که اوراز به صراحت از سخره گرفتن مرگ سخن می گويد و علی پارسايی خيلی راحت آن را به سخره گرفتن سخــتی ها تغیير می د هد ) برای نيل به هدف شايد راز همان شعار جاودانی المپيک باشد : سريع تر قوی تر بالاتر .

و براستی بيان نگرش و ديدگاه شخصی( و البته قابل احترام ) محمد اوراز چه ربطی به خبر صعود کوهنوردان يونانی و مناسبت آن و در مطلبی با تيتر اورست يونانی ها دارد ؟  و چرا بايد اين نگاه و اين استنباط شخصی را به کليت اين ورزش ( کوهنوردی ) و به تمامی کوهنوردان تعميم داد ؟ و يا اينکه به سخره گرفتن مرگ چه ربطی به بلند نظری دارد  ؟ مگر نه اينکه حتی با وجود نگرشی اين چنين محمد اوراز در گاشربروم ۱  ــ و به تعبير خودش ــ شکار طبيعت خشن شد ! در فصلنامه کوه شماره ۳۳ حسن نجاريان در باره حادثه گاشربروم چنين می گويد : ... چند بار به محمد تذکر می دهم که حجم برف زياد شده که متاسفانه توجه نمی کند و داد می زند بهمن با ما کار ندارد ...  گفتم : محمد با توجه به بارش شديد برف و اين مسير فنی ما حتی اگر قله را صعود کنيم در برگشت به مشکل خواهيم خورد بهتر است برگرديم ... که در جواب گفت : تا قله راهی نيست بچه ها منتظر صعود ما هستند  و به مقبل داد زد که حمايت کن و در جاهای دشوار سر طناب را از خودت باز کن . و راه می افتد و باز گفتم : محمد بی سيم را بده من با اقبال صحبت کنم که نگاهی از روی بی ميلی می کند و ادامه می دهد ... بله درست است اينکه  بهمن با ما کاری ندارد و يا در جاهای دشوار سر طناب را از خودت باز کن و ... به روشنی همان سخره گرفتن مرگ است  اما چه ربطی به بلند نظری دارد ؟ و... »

از آرشيو وبلاگ : در ستايش سکوت و سپيدی

 

*************************************

 

از علی پارسائی بايد به عنوان يکی از چهره های فعال در دستگاه صادق آقاجانی و يکی از همکاران حسن صالحی مقدم در فصلنامه کوه نام برد . بعد از انتشار مجموعه نقدهائی که نسبت به ديدگاه ها و عملکرد او در وبلاگ سکوت و سپيدی صورت گرفت ٬ روزی با محل کار کلاغ ها ...تماس گرفته و طی مکالمه ای يک طرفه و حدود ۴۵  ثانيه ای ضمن فحاشی های رکيک و زننده ٬ به تهديد کلاغ ها ... می پردازد : « ... آدرست را پيدا کرده ام ... چند تا افغانی می فرستم تا حسابت را برسند ...  می گويم چنان انگشتانت را قلم کنند که ديگر نتوانی روی کيبورد تایپ کنی !! ... »  . اين مکالمه ۴۵ ثانيه ای ( که به موقع ضبط شد ) و اين سخنان ٬ به واقع  نمايش کامل و بی نقصی  از وجود فرهنگی منحط و لمپنيسمی شرم آور در نزد عده ای از فعالان دستگاه دولتی کوه نوردی ايران بود . فحاشی های رکيک و زننده ی اين مثلا مربی فدراسيون کوه نوردی و يکی از نويسندگان تنها مجله ی تخصصی کوه در ايران ٬ قابل انتشار نيست اما فايل صوتی تهديدهايی که از سر ناتوانی و درماندگی بيان شد ٬ می تواند ــ در صورت ضرورت ــ در اين وبلاگ قرار گيرد .

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٦
    پيام ها    +