مسير اراکی ها در ديواره علم کوه : ادامه ی نظرات و ديدگاه ها !

عباس ثابتيان :

راستش وقتی این گزارش را در پیک لجور خواندم دچار گیجی و تردید شدم که آیا گشایش مسیر بر روی دیواره از بالا به پایین در جهان دیواره نوردی متداول است ؟ به منابعی گوناگونی مراجعه کردم و دیدم همه جا مسیر های نو را از پایین به بالا باز میکنند ولی با وجود این در درستی این روش کمتر ، و بیشتر به کمبود اطلاعات خودم شک کردم.
انتشار این پست توسط کلاغها نشان داد که ظاهرا چنین شبهه ای بین سنگ نوردان قدیمی و قهار نیز وجود دارد چرا که در بین وبلاگ های زیادی که مرور میکنم هیچ اظهار نظری در این خصوص ندیدیم...اما سوال :آیا ما اجازه داریم هر جا که نامی از ما نیست بلافاصله دست به کار شده و مسیر تازه به نام خود باز کنیم ؟ از بالا به پایین به دلیل نبود تاکتيک و خسته میشویم و یا حتی از پایین به بالا؟ سنگ نوردانی را دیده ایم که مخالف زخمی کردن سینه کوهستان و نصب رول و ثابت بر روی آن هستند ، ابزارهای غیر مخرب بکار میگیرند و حتی از گچ نیز با اکراه استفاده میکنند ، آیا این روش نباید تا جای ممکن در بین سنگ نوردان رایج گردد؟ و سوال دیگر اینکه آیا بهتر نیست گاهی چنین هزینه ها و زمان و انرژی را برای تعویض رول ها و ثابت های قدیمی و فرسوده و ایمن سازی مسیرهای موجود به کار ببندیم تا حوادثی مانند آنچه در آغاز سال 86 بر روی دیواره شروین اتفاق افتاد تکرار نشوند ؟

 

کوه نورد مشهدی:

... تيم هاي اروپائي وقتي روي علم كوه فعاليت مي كردن مسير رو كاملا با ابزار صعود كردن و وقتي مسير تموم شد حتي يه ميخ هم از خودشون به جا نمي ذاشتن حالا ما بعد از چند سال تو كف موندن مي يائيم و با دلر مسير رول مي كوبيم و اسمشو مي زاريم گشايش مسير و ادعا مي كنيم به خاطر نبودن مسير به نام ما بوده مگه لهستاني ها چندتا ميخ و رول از خودشون بجا گذاشتن كه مسير به نام اونها ثبت شده؟ صعود يه مسير براي اولين بار يعني ثبت شدن اون مسير به نام صعود كننده حالا وقتي قدرت صعود كامل با ابزار رو نداريم بايد با نردبان بالا بريم؟ واقعا دنيا در حال پيش رفت و ما در حال پس رفت هستيم.

 

عباس محمدی :

جای تاسف است که پس از سال ها رکود در کار مسيرگشايی روی ديواره ی علم کوه ، چنين عمل ضد اخلاقی و ضد کوه نوردی را روی ديواره می بينيم . انتظار دارم که جامعه ی کوه نوردی واکنش مناسبی به اين عمل نشان دهد . کارگذاری بيش از ۲۰۰ عدد رول ، در يک مسير سيصد و چند متری ، چيزی فروتر از انحطاط است ...  طناب انداختن از بالا برای بررسی يک مسير و سپس صعود آزاد آن از پايين ، روشی است که به ويژه در کارهای سنگ کوتاه و ورزشی ، متداول است . اما چنين کاری روی ديواره های بلند و به قصد ساده سازی و سوراخ کاری مسير ، مغايرت کامل با اخلاقيات کوه نوردی دارد . از نظر امنيت مسيرهای علم کوه ، يادآور می شوم که تاکنون هيچ کس روی این ديواره بر اثر نبود رل پانچ دچار حادثه نشده است و کسانی که از این دیواره سقوط کرده اند ، کلا به دليل اشتباهات شخصی (subjective) بوده است . نهايت خودخواهی است اگر بخواهيم برای ارضای خودمان ، با درل به جان يک ديواره ی منحصر به فرد کشور بيفتيم .

 

بدون نام:

... چه خوبه ادما به هر کاری در هر زمينه ای منصفانه قضاوت کنن.آیا گفتین ما الان یه مسیر ایمن توی اون دیواره مخوف داریم؟ آیا شما که وظیفه اطلاع رسانی داری ۴ تا مطلب راجع به گشایش نوشتی.شما برای کوهنوردی اين مرز و بوم چی کار کردین که حالا به خودتون اجازه میدین بدون مطالعه کار یه عده رو زیر سوال ببرین؟ . در ضمن آقای محمدی چرا اينقدر جزم برخورد مي کنین.بابا ضد کوهنوردی و انحطاط چيه؟اخه مگه ميشه توی مسيری که همش فيسه و رکابه هر طولی رو ۵ تا رول زد.کاره اينا چيزی از ارزشه کارای شما کم نميکنه...

 

دوستان اراکی در مقدمه گزارش و در توجيه فعاليت خود نوشته اند : ... جای خالی مسيری به نام اراکی ها حس می شد !! بسيار خوب , حرفی نيست . اما شما فقط در نظر بگيريد دوستان کرمانی و اصفهانی و خوزستانی و مازندرانی و خراسانی و آذربايجانی و ... ماهم روزی به همين نتيجه ساده و طبيعی برسند که بله جای مسيری به نام آنها بسيار خالی ست !! و بعد در عملکردی راحت طلبانه ( فرود از بالا ) اقدام به مثلا گشايش مسير نمايند!! می توانيد تصور کنيد حاصل آن چه ابعاد فاجعه آميزی در ديواره علم کوه خواهد داشت ؟ چند سوال : چه اشکالی دارد چند مسير دست نخورده و صعود نشده باقی بماند ؟ آيا ما هيچ تعهد و وظيفه ای در قبال نسل های آينده و پيشرفت سنگ نوردی در آينده نداريم و از هم اکنون باید همه چیز را و به هر قیمت ممکن از آن و به نام خود کنیم ؟آیا این روش ها خودخواهانه نیست ؟ اشاره به امنیت مسیرها می کنید آیا بهتر نیست این کوشش ها و زحمات صرف استاندارد کردن و ایمن سازی مسیرهای موجود شود ؟ ... به نظر کلاغ ها این پیشرفت سنگ نوردی ایران نیست . انحطاط آن است !

از بخش پيام ها : يادداشت ۱۸/۶/۸۶

 

ايميل ارسالی بابک ضيا :

از نظر دوستان استفاده کردم. لازم می دانم به چند مورد از ابهامات و یا اختلاف نظراتی که با نوشته های آقایان ثابتیان، محمدی، نصیری و کوهنورد مشهدی دارم، اشاره کنم:
 
1- با دیدن قضاوت دوستان بیشتر ازهرچیز، به یاد یک ضرب المثل می افتم. "کنار گود نشسته اید می گویید لنگش کن." پیشنهاد می کنم نصف روز برای تکمیل دیدگاه تان وقت عملی بگذارید و در یک برنامه تمرینی،  سعی کنید یک مسیر 10 متری و با درجه صعود خودتان را، به همان شیوه ای که دیگران را ملزم به انجام آن می دانید، گشایش کنید. بنده بدون تعارف حاضرم کلیه تجهیزات و ملزومات چنین برنامه ای فراهم کرده و در کنار دوستان باشم. فکر می کنم گشایش مسیر از آن مباحثی است که اظهارنظر و قضاوت در مورد آن، فقط نیازمند دانش و مطالعه تئوری نیست، یک حداقلی هم تجربه عملی نیاز دارد.
 
2- بنده قادر به تفکیک دو مورد نیستم. اینکه دوستان با نحوه گشایش مخالفند یا با نفس گشایش؟
آیا اگر سنگنوردان اراکی از پایین مسیر را باز کرده بودند، بازهم دچار انحطاط شده بودند؟
به برداشت من برخی دوستان بازهم پاسخ آری می دادند چراکه دیواره علم کوه را سوراخکاری و رولکوبی کرده بودند. بحث رولکوبی موافقین و مخالفین همیشگی خودش را دارد و بنده بالشخصه از موافقین رولکوبی هستم،  دلایل آن نیز در بحثی جداگانه قابل طرح و بررسی است.
فکرمی کنم گشایش مسیری از نظر دوستان ارزشمند است که اولاً از پایین به بالا باشد و ثانیاً بصورت پاکیزه و فقط با ابزارگذاری صعود شود و حتی یک میخ هم باقی گذاشته نشود. مثل صعود انفرادی سنگنورد ایتالیایی در دیواره علم کوه. اجازه دهید این گونه صعود را از این به بعد با واژه "گشایش پاکیزه" نام ببرم. سطحی که از نظر من جزو بالاترین مدارج سنگنوردی دیواره ای محسوب می شود و جهت دستیابی به آن لازم است از مراحل و پله های متعددی عبور شده باشد.
استنباط بنده این است که هیچ کس با گشایش پاکیزه مشکلی ندارد و اگر در آینده مثلاً سنگنوردان کرمانی و اصفهانی و ... اقدام به گشایش پاکیزه کنند، به خاطر حس کردن جای خالی یک مسیر و یا باقی نگذاشتن مسیر برای آیندگان، مورد انتقاد قرار نخواهند گرفت.
 
3- کدامیک از مسیرهای دیواره علم کوه ایمن است؟ منظور من از ایمن، استاندارد بودن کارگاهها و میانی ها است. مسیر هاری روست؟ مسیر فرانسویها؟ بنده جسارت کرده و مخالفت شدید خود را با نگرش آقای عباس محمدی بیان می کنم. آنجا که گفته اند: " از نظر امنيت مسيرهای علم کوه ، يادآور می شوم که تاکنون هيچ کس روی این ديواره بر اثر نبود رل پانچ دچار حادثه نشده است و کسانی که از این دیواره سقوط کرده اند ، کلا به دليل اشتباهات شخصی (subjective) بوده است ." مرجع آماری مورد استناد آقای محمدی را نمی دانم چیست وشاید هم منظور ایشان را از حادثه متوجه نمی شوم. آیا حادثه، فقط سقوط از دیواره و مرگ صعود کننده است؟ بنده دوبار در دیواره علم کوه و از نزدیک شاهد پاندولی هایی بودم که به خاطر دررفتن میانی فرسوده اتفاق افتاد. در حادثه نخست، استخوان قفسه سینه همطناب من آسیب دید و ناگزیر به بازگشت شدیم و در حادثه دوم نیز دست نفرصعود کننده، جراحت جدی برداشت. اینکه آقای محمدی با اطمینان عنوان می کند "تاکنون هیچکس دچار حادثه نشده است" موردی است که باید خودشان پاسخگو باشند. جدای از این، آیا این استدلال حادثه محور، پذیرفتنی است؟ چون کسی از نبود رول پانچ دچار حادثه نشده است پس مشکلی در امنیت مسیر نیست؟ بنده معتقدم تشخیص ایمن بودن یا ایمن نبودن یک مسیر، بهتر است بر اساس شعورسنگنوردی و مشاهده مسیر از نزدیک انجام شود و نه از پشت کیبورد و استناد به آمار حوادث آن.
 
4- در کلیت مطلب با دوستان موافقم. بنده هم با ارزشترین گشایش را همان گشایش پاکیزه می دانم. اما ترجیح می دهم با خودمان روراست باشیم. آیا تابه حال سنگنوردی بلند ما بر اساس اصول بوده و فقط گشایندگان اراکی دچار انحطاط شده اند؟ تا حدی که من از نزدیک و یا از طریق گزارش برنامه ها، در جریان سطح برنامه های سنگنوردی کشور بوده ام، فاصله زیادی با دیواره نوردی مطلوب داریم چه رسد به گشایش پاکیزه! اگر قرار است یک مسیر برای تیمهای فعال در علم چال آماده شود، بهتر است به همان صورتی باشد که تیم اراک آماده کرده است. آیا در ایران کسی را سراغ دارید که به تلاش بر روی مسیر سنگنورد ایتالیایی حتی فکر کرده باشد؟ به آمار صعود مسیرهای دیواره علم کوه (دفتر موجود در قرار گاه رودبارک) مراجعه کرده و مقایسه کنید تعداد صعود کنندگان مسیر 48 را با مسیرهای هاری روست، فرانسویها و یا 52. از تیمی که از درون همین جمع برخواسته و سعی در گشایش مسیر کرده است، چه انتظاری دارید؟ گشایش پاکیزه؟ چون این نحوه گشایش با گشایش پاکیزه تطبیق ندارد به آن بگوییم "پسرفت"، "عمل ضداخلاقی"، "ضد کوهنوردی" و یا "فروتر از انحطاط"؟ امیدوارم واکنش جامعه کوهنوردی آنگونه که آقای محمدی انتظار دارد، مناسب باشد و صفت "کنار گود نشستن" را به ذهن متباین نکند. امیدوارم جامعه مورد اشاره ایشان، خود آستین بالا بزند و یک الگوی مناسب عملی برای سنگنوردان بلاتکلیف این مملکت ارایه دهد. حتی در همین اندازه که در فعالیتی به باور دوستان "راحت طلبانه"، از بالا فرود رفته و مسیرهای قدیمی دیواره علم کوه را ترمیم کند. چرا از تیم اراک انتظار دارید که این خواسته شما را انجام دهد؟
 
5- پاسخگویی به انتقادات وارده با خود مسئولین تیم اراک است. بنده قدرشناس زحمت و هزینه ای هستم که این تیم صرف کرده است و تلاششان را راحت و کم ارزش نمی دانم. اضافه شدن یک مسیر ایمن و استاندارد در منطقه پرترافیک علم کوه، از نظر من بهتر از نبود آن است. امیدوارم این تجربه برای تیم اراک سرآغازی باشد که برنامه های آینده خود را با نقایص و اشکالات کمتری برگزار کنند.
 
  

  به بابک ضيا و با سلام و احترام !

نحوه ی نگرش و مواجهه ی شما با مقوله ی « نقد و انتقاد » برايمان بسيار حيرت انگيز بود . از شما که پرورش يافته ی محيط های دانشگاهی هستيد اين گونه برخوردهای عقب افتاده ٬ عاميانه و در عين حال مبتذل انتظار نمی رفت . « کنار گود نشستن و گفتن لنگش کن »  امروزه ديگر برای نفی و سرکوب و تخطئه و حتی تمسخر نظرات و ديدگاه های انتقادی و اشخاص منتقد کارائی ندارد و منسوخ شده است . هر کس حق دارد و حق دارد و حق دارد ( و واقعا چقدر متاسفيم که شما و افرادی امثال شما مسئله ای تا اين حد ساده و طبيعی را نمی فهمند ) نظرات و ديدگاه های خود را در باره ی هر موضوع و با هر سطح از دانش بيان کند ! کهنگی و انحطاط اين روشهايی که شما در ابتدای نامه ی خود بدان و به عنوان مقدمه متوسل شده ايد به کهنگی روزگار همان ضرب المثلی ست که فکر می کنید با استفاده از آن به امکان خوبی برای تمسخر و کنار زدن نظرات مخالف دست پيدا کرده ايد و انحطاط همان عملکردی ست که ديواره نوردان اراکی در منطقه ی علم کوه داشته اند . کلاغها ـ بدون تعارف ـ حاضرند کليه ی ملزومات و هزينه های يادگيری آموزه های اصول و بنيان های تفکر انتقادی را برای شما تقبل کنند و در مقابل فقط از شما بياموزيم که شيوه های پيش گويی و جادوگری برای آگاهی از فقدان « يک حداقل تجربه ی عملی » در پاره ای از نظر دهندگان يک موضوع چگونه است !

۱ـ و اما چرا قادر به تفکيک آن دو موردی که بيان شد نيستيد ؟ به سادگی مشخص است که عده ای از دوستان با نحوه ی گشايش مخالفند و عده ای ديگر هم با نفس گشايش و به سادگی مشخص است که اگر اراکی ها  ــ به گفته ی خودشان ــ عملکردی مبتنی بر تکنيک و تاکتيک های پذيرفته ی شده در مقوله ی گشايش مسير را داشتند ٬ از طرف گروه اول هيچ گونه مخالفتی بيان نمی شد .

۲ـ شما که بالشخصه(!) از موافقين رولکوبی هستيد ٬ در مواجهه با نظرات و ديدگاه های گروه دوم ( مخالفين سوراخ کاری و رول کوبی ) بهتر است دلايل خود را ـ آن هم به تفضيل ـ بيان کنيد .

۳ـ با اين استدلال شما موافق نيستيم که : چون سنگ نوردی ايران هنوز به آن مرحله از تکامل و پيشرفت نرسيده که عملکردی در حد کمال و مبتنی بر اصول داشته باشد بنابراين فعاليت ديواره نوردان اراکی و با اين شکل و کيفيت می تواند مجاز ــ و بلکه ضروری ـ شمرده شود . شما از گشايش پاکيزه به عنوان سطحی که جزو بالاترين مدارج سنگ نوردی محسوب می شود ٬ صحبت می کنيد و از کمال مطلوب در ديواره نوردی و ... اگر استدلال هايتان ( به خصوص آن ضرورت آماده کردن مسير برای تيم های فعال در علم چال ) را مجوز و چراغ سبزی برای هجوم به ديواره ی علم کوه و گشايش مسير به هر شکل و روش و کيفيت ممکن بشماريم ٬ برای آن مرحله از تکامل و پيشرفت ديواره نوردی ايران ٬ که به هر حال و دير يا زود از راه خواهد رسيد ٬ ديگر چه چيزی باقی خواهد ماند ؟ چند سوالی که در قسمت های بالاتر مطرح شده همچنان بی پاسخ مانده است :   چه اشکالی دارد چند مسير دست نخورده و صعود نشده باقی بماند ؟ آيا ما هيچ تعهد و وظيفه ای در قبال نسل های آينده و پيشرفت سنگ نوردی در آينده نداريم و از هم اکنون باید همه چیز را و به هر قیمت ممکن از آن و به نام خود کنیم ؟ آیا این روش ها خودخواهانه نیست ؟ اشاره به امنیت مسیرها می کنید آیا بهتر نیست این کوشش ها و زحمات صرف استاندارد کردن و ایمن سازی مسیرهای موجود شود ؟ ...

۴ـ باور کنيد : گاهی ٬ اندکی انديشه  و اندکی احساس مسئوليت و اندکی تعهد در مقابل نسل های آينده لازم است ! اين را ٬ هم برای شما نوشتيم و هم برای دوستان اراکی و هم برای خودمان !

 

عباس محمدی :

خدمت آقای ضيا عرض می کنم که بنده معتقدم بايد به انتقادهای ما جواب بدهند و کاری به سوابق ما و اين که « پشت کی بورد نشسته ايم يا بيرون گود » ، نداشته باشند .
با اين حال خدمت ايشان بگويم که من جزو دو سه نفر اصلی بازکننده ی مسير آرش ، ونيز يکی از بازکنندگان تراورس ايشخان روی ديواره ی علم کوه بوده ام . ده ها برنامه ی ديگر هم در علم کوه داشته ام که سه چهار تای دیگر آن نیز برای نخستين بار بوده است .
کوبيدن ۲۲۰ عدد رل برای بالا رفتن از يک ديواره ی سيصد و چند متری ، هيچ ارزش فنی ندارد ، چون در آن خلاقيت و تفکر برای يافتن راه ، وجود ندارد . بهتر است به جای ناليدن از اين که در شرايط کوه نوردی ايران ، چاره ای جز اين نداريم ... با تمرين های اصولی و به کار انداختن قوه ی نوآوری ، دست به کاری بزنيم که بتوانيم آن را جلوی جهانيان هم عرضه کنيم .
نکته ی ديگر اين که آمار مستند حوادث علم کوه را دارم ، و به استناد آن گفته ام که تاکنون هيچ مرگی روی ديواره به علت نبود رل رخ نداده است .

 

کوه نورد مشهدی :

با سلام
راستش من کوچکتر و کم تجربه تز از اونی هستم که خواسته باشم نظر بدم ولی به هر حال از شما اقای ضيا يه سوال دارم دليل اينکه يه کوهنورد ۲۰ ساله ايتاليايی با ۳ سه سال سابقه کوهنوردی می تونه به هيماليا و حتا بزرگترين ديواره فکر کونه و اونو آرزوی اينده خودش بدونه ولی هنوز تو کشور ما مربيانی هستند که بعد از چندين و چند سال کوهنوردی جرات اينکه حتی به يه مسير تو هيماليا و يا حتی علم کوه خودمون فکر کنه رو نداره؟ سنگنوردای ما برای چی وقتی خرداد مي رسه شروع می کنن به تمرين و اماده شدن برا ديواره علم کوه؟ اینا همش بخاطر نوع تفکر اشخاصی مثل شماست اگه مربیان ما که شما یکی از اونها هستید صعودهای پاکیزه رو باور داشته باشین با یه برنامه ریزی چند ساله می شه براحتی به اون حد رسید. وقتی آلمانها گرده رو صعود کردن هدفشون در کلیه تمریناتشون صعود دیواره اصلی بود چند سال تمرین کردن تا موفق شدن؟ برای چی ما تو کشور خودمون نباید برنامه ریزی برا چند سال آینده داشته باشیم؟ اگه قرار باشه همه مثل شما فکر کنن و بگن ما به اون مرحله از سنگنوردی نرسیدیم مسلما تا ابد هم نخواهیم رسید. اگه قرار باشه هر کسی چند وقتی کار سنگ انجام داد و بعد بگه چون مسير ايمنی تو علم کوه و بقيه جاهها برای من و امثال وجود نداره و من هم به اون حد از سنگنوردی نرسيدم پس برم نردبان بزارم و يه مسير ايمن نيم متر نيم متر باز کنم تا افرادی که نمی تونن رکاب بزنن برن بالا. خيلی از دوستان سنگنورد من بعد از ۳ ماه کار کردن چند مسير از ديواره علم کوه رو صعود کردن و هر جا هم کم آوردن رکاب زدن يا رل کوبيدن يا ميخ کوبيدن و بالاخره تموم کردن . ديواره علم کوه هشتمين ديواره دنيا نبايد بوسيله يه کارأموز با ۳ ماه سابقه صعود بشه بايد بوسيله يه مربی با حداقل چند سال سابقه فنی فعال صعود بشه بخدا الان علم کوه شده بچه بازی. حرف آخر: چند سال پیش وقتی با مربیان و پیشکسوتان می رفتم برا تمرین سنگ همیشه می گفتن خوش به حال شما امروز تصمیم می گیرین سنگ نورد بشین هفته دیگه تونیک تنتونه و یه مسیر رو صعود می کنین و لی زمان ما باید چند سال طناب مربیا و بزرگترا رو جمع می کردی تا بعد از چند سال پامسیر دویدن بالاخره می تونستی به مسیر صعود کنی. چرا اينجوری شده؟...

 

نويسنده با نام مستعار متاسف (!) :

جناب آقای ضيا به نظر من دو فرضيه وجود داره اول اينکه جنابعالی آگاهی و علم ديواره نوردی و يا حتی سنگنوردی را نداريد و دوم اينکه آنرا ميدانيد ولی به دلايلی مثل ترس ذاتی آنرا ناديده ميگيريد.حضرتعالی اگر به دنبال مسير امن هستيد ميتوانيد داخل سالن شيرودی مشغول تمرين باشيد ويا اگر نميترسيد٬پل خواب هم مسیرهای رول کوبی شده اش بد نیست و یا بند یخچال٬ اعلام این نظرات کاملا غلط موجب بد آموزی افرادی میشود که در شروع کارند٬ در حال حاضر این رشته ورزشی در تمام دنیا به صورت کاملا علمی آموزش داده میشود و اصول و شیوه های ثابت و شناخته شده ای دارد و دادن نظرات شخصی توسط افراد غیر حرفه ای به جز نشان دادن سطح آگاهی آن فرد توجیه دیگری ندارد.گشایش مسیر در دیواره بلند یعنی اینکه شخص یا اشخاص صعود کننده با وسایل لازم و با داشتن تکنیک و تاکتیک لازم!از ابتدائی ترین نقطه شروع به صعود کنند و برای این کار نیز سه شیوه معروف وجود داره که همه میدونن٬کپسوله٬محاصره ای و انفرادی و در هیچ منبع معتبر جهانی روش چهارمی به نام فرود از بالا و رول کوبی بیان نشده .و همان طور که آقای محمدی فرمودند ممکن است در مسیرهای اسپورت این کار انجام شود٬ چرا که گشایش اینگونه مسیرها هیچ گونه ارزش و اعتباری برای گشاینده به حساب نمیآید ولی در دیواره نوردی و کوهنوردی گشایش مسیر های جدید ارزش فنی بسیار بالائی در محافل کوهنوردی محسوب میشود البته نه به روش اراکی آن! چرا که گشاینده مشکلات و سختی های بیشتری را نسبت به صعود کننده عادی آن مسیر متقبل میشود و باید سطح فنی و آمدگی جسمی و روحی بالا تری داشته باشد ولی در مورد این مسیر اراک مسلما صعود کننده های بعدی کار مهمتری را انجام میدهند تا به اصطلاح باز کنندگان مسیر که روی طناب ثابت فیکس بوده اند و با دریل رول کوبی کرده اند .در مورد ایمنی مسیر و خطرات آن اگر آقای ضیا دنبال ایمنی و آرامش هستند میتوانند مسیرهای دیگر مثل ۵۲ را از بالا به پائین صعود کنند! تا خدای نکرده قفسه سینه دوستشان آسیب نبیند.دیواره نوردی جزء رشته های extrim sport رده بندی شده والا پینگ پنگ و یا یه قل دو قل شاید خیلی امن تر باشه و با کمی دقت میتوان از جراحت جدی دست در این رشته ها جلوگیری کرد.و یک پیشنهاد به گشایندگان روسی مسیر جدید k2 آیا بهتر نبود قله را از مسیر نرمال صعود کنید و بعد از کوبیدن کارگاه های زنجیر آنرا فرود بیائید و پر از میانی کنید ٬با این کار هم امنیت بهتری ایجاد میشد و هم خیال آقای ضیا راحت میشد وقتی که میخواست k2 را از این مسیر صعود کنه!!!! سخن آخر این که با این کار اراک کوهنوردی ما تمام آن راه کوتاهی را که به همت گذشتگان و آن هم به شیوه تاتی تاتی طی کرده بود به عقب برگشت و شاید تا مدتها نیز درجا بزند.دلسوزان و احیانا متولیان این رشته٬ هر چه سریعتر میبایست با برخورد اصولی با این کار جلوی اقدامات از این دست را بگیرند.

 

حسن نجاريان :

سلام
و دو صد بدرود راستش من بعد از گشايش رفتم علم کوه و شوکه شدم چون در برنامه قبلی اول کار بودند يه مطلب انتقادی برای سرپرست اين برنامه نوشتم بگذاريد اگه جواب شد که هيچ اگه نه اون رو تقديم می کنم از اين برنامه صرفا مهندسی نه کوهنوردی و زخم بر قلب علم کوه عزيز

 

بابک ضيا :

با سلام خدمت تمامی دوستان
1- جناب آقای نصیری
اول: در مثل مناقشه نیست. منظور نهایی من همان جمله پایانی آن بند بود. بنده معتقدم در قضاوت و اظهارنظر در مورد هر مقوله ای، بخصوص چنین مبحثی که به ایمنی و جان انسانها مربوط است باید در مورد آنچه می گوییم و آنچه تجویز و تقبیه می کنیم احساس مسئولیت کنیم. برداشت من کم سواد هم از یک محیط دانشگاهی احساس نیاز برای کسب تخصص در زمینه هایی بوده که با آن درگیر بوده ام از دیگران هم همین انتظار را دارم. شما مختارید این انتظار را به عنوان برخورد عقب افتاده ٬ عاميانه و در عين حال مبتذل تعبیر کنید. یک پیشنهاد جهت تکمیل دیدگاه، اینقدر بار معنایی برایتان داشته است؟ نفی، سرکوب، تخطئه و تمسخر نظرات دیگران؟ در کنار حق اظهار نظر، آیا جایگاهی را هم برای تکمیل و تلاش برای بهتر کردن دیدگاه اشخاص مورد نظرتان، قایل هستید؟ بنده قویاً معتقد هستم یک مدلسازی کوچک عملی برای آنچه دیگران را ملزم به آن می دانیم یک پیشرفت است و لطمه ای به دیدگاه مان نمی زند که هیچ، آنرا کاملتر می کند. فکر نمی کردم برای ارایه یک پیشنهاد به یک جمع لازم است که از قفدان وجود آن در تک تک افراد اطمینان حاصل کرده باشم.
دوم:راستش من هنوز نمی دانم شما جزو کدام دسته اید؟ اگر با نفس گشایش مخالفید که دیگر پرداختن به نحوه گشایش اراکیها برای چیست؟ اگر با نفس گشایش مخالف نیستید، قضیه کوهنوردان کرمانی و اصفهانی و .. و صحبت از باقی گذاشتن مسیر برای آیندگان را چگونه با دیدگاهتان تطبیق دهم؟
سوم:بنده از موافقین رولکوبی هستم.قصد نداشتم در درون یک بحث، بحث جدیدی را مطرح کرده باشم. پس از پایان این بحث ودر صورت اعلام آمادگی طرف مقابل بحث، با کمال میل حاضرم دلایل آن را مستند و مکتوب کنم. تا آنجا که به بحث فعلی مربوط می شود معتقدم تعداد مسیرهای بلند رولکوبی شده وایمن، کمتر از حد مورد نیاز جامعه فعلی سنگنوردی کشور است.
چهارم: جناب نصیری اغراقهای شما برای من حیرت انگیز است. مجاز و ضروری شمردن فعالیت تیم اراک؟ مجوز و چراغ سبز برای هجوم به دیواره علم کوه؟ واقعاً برداشت شما از نوشته من این است؟ چقدر راحت مخالفین دیدگاه خود را در چنین جایگاههایی قرار می دهید. اگر به نقل قول بنده می توانید استناد کنید که باید بگویم هیچیک از موارد ذکر شده در هنگام نوشتن مطلب مورد نظر من نبوده است و بابت چنین برداشتهایی فقط می توانم اظهار تاسف و حیرت کنم. در در مورد ترمیم مسیر سوال می کنید. بنده نمی توانم برای کاری که تلاش و هزینه اش به عهده دیگران بوده، تعیین تکلیف کنم. اگر بنده و شما و هزاران نفر دیگر هم پاسخ آری به این سوال دهیم. باز این وظیفه برای تیم اراک تعیین نمی شود که آنها نباید گشایش می کردند و باید مسیر ترمیم می کردند.
 
2- جناب آقای محمدی
هدف من از تنظیم آن نوشته پاسخ به انتقادات شما نبود. در نوشته قبلی تاکید کرده بودم که پاسخگویی به انتقادات وارده با مسئولین تیم اراک است.در آن نوشته به برخی اختلاف نظرات اشاره کرده بودم و اختلاف اصلی بنده با مطلب شما در مورد تشخیص ایمن بودن و یا ایمن نبودن یک مسیر بود.سوابق  گشایش مسیر شما بسیار ارزشمند و شایسته تحسین است و امیدوارم پوزش مرا بابت برداشتی که از بخش نخست نوشته ام شده است، بپذیرید. در مورد ناله کردن و تجویز چاره فکر کنم سوء برداشت شده است. گفته اید "با تمرين های اصولی و به کار انداختن قوه ی نوآوری ، دست به کاری بزنيم که بتوانيم آن را جلوی جهانيان هم عرضه کنيم ." گفتنش ساده تر ازپیاده کردنش است. اینطور نیست؟ بنده در همان نوشته قبلی اظهار امیدواری کرده بودم که جامعه کوهنوردی آستین بالا بزند و یک نمونه عملی ارایه کند.
 
3- دوست عزیز، کوهنورد مشهدی. بنده مربی نیستم. سوالهای شما، سوالات من نیز هست. چه عاملی باعث شده است که تفکربنده از دید شما یکی از عوامل عقب افتادگی سنگنوردی تلقی شود؟ بنده گفتم سنگنوردی ما به آن حد مطلوب نرسیده است. رسیده است؟ یک توصیف از شرایط فعلی، به معنای تایید آن است؟ بنده را هم یکی از کسانی بدانید که همچون شما از وضعیت موجود ناراضی است و امیدوار است جو موجود شکسته شود.
 
4-جناب متاسف، از فرضیه ها و توصیفات شما هم استفاده کردم.شما با داشتن این همه توان و اطلاعات از سرمایه های سنگنوردی کشور هستید. امیدوارم شاهد گشایش مسیر توسط شما باشیم. از اینکه وقت خود را به این حقیر اختصاص دادید، صمیمانه سپاسگزارم.
 
جالب است. ابراز چند اختلاف نظر و این همه واکنش!!! دوستان، بنده هیچکاره ام. من فقط سعی کرده ام از منظری متفاوت به ماجرا نگاه کرده باشم. به نظر من در این ماجرا همه علت را رها کرده  و یقه معلول را گرفته اید. جناب آقای نصیری ، به باور من بسیار پیش از آنکه گشایندگان اراکی دچار انحطاط بشوند، دیواره نوردی بلند ما دچار انحطاط شده بود. در نوشته قبلی اشاره کردم به سبک صعودهای مصرفی تیمهای حاضر در علم چال .یک تیم پس از سالهای متمادی صعود از مسیرهای تکراری علم کوه به فکر گشایش یک مسیر افتاده است، تصمیمی که ازنظر بنده فی النفسه شایسته تحسین است. تلاشی است در راستای شکستن رکود و تغییر شرایط موجود. زمانی که دیواره نوری کشور بلاتکلیف باشد.زمانی که هیچ تحرکی را در راستای تمرین های اصولی و به کار انداختن قوه نوآوری جهت عرضه به جهانیان نبینیم.آنگاه که هیچ خبری از این همه منتقد صاحبنظر نیست.از گشایندگان اراکی چه انتظاری دارید؟ بعد که کار از کار گذشت و بازهم زمان گذشت تا گزارش گشایش مسیر در پیک لجور آماده شد. تازه منتقدین وارد صحنه شده اند و فریاد و فغان از اینکه چه نشسته اید. اراکیها فلان کردند و بهمان کردند. سخن کلی من این است که فرهنگ موجود دیواره نوردی چنین محصولاتی را خواهد داشت و بیخودی انتظارات ایده الی ازگشایندگانش نداشته باشید. شما سنگنوردان اراکی را هرچقدر هم محکوم کنید، در صورتیکه فرهنگ دیواره نوردی و فرهنگ صعود اصلاح نشود، بازهم باید منتظر تبعات مشابه و شاید در قالبهای متفاوت باشید.می بینیم که در دنیای مجازی همه به شیوه های نوین و مدرن دیواره نوردی مسلط هستند و خوب و بد را به زیبایی تشخیص می دهند، در دنیای عمل هرچه دقت می کنیم اثری از این همه ایده قشنگ نمی بینیم. این است تاثیر نقد؟ مقایسه یک معلول (گشایش تیم اراک)با صعودهای مطرح دنیا و تقبیه آن و ابراز تاسف وانزجاروانحطاط ، به نظر من مشکل را حل نمی کند.اگر اعتقاد دارید با چنین برخوردهایی، برخوردهای بیشتر از نوع سلبی، برخوردهایی دیرتر از زمان مناسب، و برخوردهایی عاری از نشانه های عملی، وضعیت سنگنوردی بهتر خواهد شد. بنده با شما موافق نیستم.

 

نويسنده ناشناس ( از بخش پيام ها در وبلاگ پيک لجور) :

خسته نباشید با اجازه یک سئوال
مسیر شما از بالا از ریزشی ها که تا دو کارگاه از مسیر شکوه می آید بعد هم دو طول بعدی دقیقا مسیر لهستان 52 اصلی است ( بنا به گزارش افشین یوسفی ) دو طول بعد را شما رول کوبی کردید بخشی از گربه رو ها را هم که با فرانسویها مشترک هستید می ماند کنار کلاهک بزرگ یک طول ( پس شما کلا سه طول مسیر از بالا رول کوبی کردید) سه طول اول تا سه هم در سال 1372 توسط اعضای آرش تهران کار شده بود! این چه گشایشی است؟ بیشتر به واریانت می ماند تا گشایش. ضمنا خراب کردن مسیر لهستان 52 که بکرترین مسیر دیواره بود بسیار کار نا پسندی است.

  

  به دوست عزيز بابک ضيا ! لازم است به عنوان يک خواننده ی اين نظرات و ديدگاه ها ٬ از حضور و اعلام نظرتان در باره موضوع مطرح شده تشکر کنم . اما اشاره به چند نکته:

۱ـ از اينکه انتقاد و تفکر انتقادی می تواند تا اين اندازه نقش موثر و مفيدی در اصلاح و تغيير پاره ای امور و پديده ها داشته باشد بسيار خوشحاليم . اين اصلاح و تغيير بسيار ساده را می توانيد حتی در خودتان و با مقايسه ی دو نامه ارسالی تان به کلاغ ها ... هم ببينيد . از « کنار گود نشسته اید می گویید لنگش کن »  در نامه ی اول که به نظرمان برخوردی عقب افتاده ٬ عاميانه و در عين حال مبتذل بود ٬  به «پيشنهاد  یک مدلسازی کوچک عملی » در نامه دوم که به نظرمان برخورد و تفکری در شان يک پرورش يافته ی محيط دانشگاهی است ! ما هم اين را يک پيشرفت می دانيم و از آن استقبال می کنيم . هر چند و به لحاظ تئوريک می توان در باره ی آن به صحبت پرداخت و جوانب بيشتری از آن را روشن کرد . مثلا اينکه : فقط در حد يک پيشنهاد می تواند پذيرفتنی باشد و نه يک اصل لازم و ضروری برای طرح هر مبحث انتقادی و ...

۲ـ با نفس گشايش مخالف نيستيم اما سوال مان اين است : چه اشکالی دارد چند مسير دست نخورده و صعود نشده باقی بماند ؟ و آيا حق داريم هم اکنون ٬ همه چیز را و به هر قیمت ممکن ( توسل به هر شيوه و روشی که به ذهنمان رسيد ) از آن و به نام خود کنیم ؟و آیا اگر اين گونه رفتار کرديم نام آن خودخواهی و عدم احساس مسئوليت و تعهد در قبال نسل های آينده نيست ؟

۳ـ اما در باره ی استنباطی که از مجاز و ضروری شمردن فعاليت تيم اراک توسط شما نوشتيم نيز لازم است بار ديگر به کلمات و مفاهيم موجود در ارزيابی و قضاوت هايی که تا کنون داشته ايد توجه کنيد : « ارزشمند و شايسته تقدير ... در اولين ايميل که خواستيد منتشر نشود  » و « اگر قرار است یک مسیر برای تیمهای فعال در علم چال آماده شود، بهتر است به همان صورتی باشد که تیم اراک آماده کرده است» و « اضافه شدن یک مسیر ایمن و استاندارد در منطقه پرترافیک علم کوه، از نظر من بهتر از نبود آن است» و « تلاشی در راستای شکستن رکود و تغيير شرايط موجود » و « تصميمی فی النفسه شايسته تحسين » اگر اينها که می گوييد به معنای مجاز و ضروری شمردن فعاليت تيم اراک در منطقه علم کوه نيست ٬ پس چيست ؟

۴ـ نوشته ايد : « در مورد ترمیم مسیر سوال می کنید. بنده نمی توانم برای کاری که تلاش و هزینه اش به عهده دیگران بوده، تعیین تکلیف کنم » و اين بی ربط ترين و بی معنی ترين پاسخی بود که تاکنون از شما خوانده ايم !! يعنی شما واقعا فرق بين اظهار نظر و اعلام موضع را با تعيين تکليف نمی دانيد ؟ مگر ما از شما خواستيم بياييد برای ديگران تکليف تعيين کنيد ؟  « آیا بهتر نیست این کوشش ها و زحمات صرف استاندارد کردن و ایمن سازی مسیرهای موجود شود ؟... کلاغ ها » سوالی ساده است که می تواند به سادگی موضع و نقطه نظر شخصی فرد را به دنبال داشته باشد . چه ربطی به تعيين تکليف برای ديگران دارد ؟ ...و البته برايمان روشن است که شما شکسته نفسی (!) می فرمائيد . حالا چرا در اين موضوع خاص پای خود را کنار می کشيد کمی تعجب کرده ايم. شما که فقط تا کمی قبل از اين ٬ مشغول صدور دستور العمل و تعيين تکليف برای عالم و آدم ( اغراق کلاغانه ) و بخصوص جماعت منتقد بوديد !! ... راستی ٬ آنجا که نوشته ايد : « اگر قرار است یک مسیر برای تیمهای فعال در علم چال آماده شود، بهتر است به همان صورتی باشد که تیم اراک آماده کرده است» لطفا بفرمائيد اگر اين تعيين تکليف برای ديگران نيست ٬ پس چيست؟ جنبه ی تعيين تکليف برای ديگران در « بهتر نيست» سوال کلاغ ها بيشتر است يا در « بهتر است » حکم شما ؟

۵ـ نوشته ايد : « ابراز چند اختلاف نظر و اين همه واکنش !!! » چرا تعجب کرده ايد ؟ خود شما هم مانند بقيه آمده ايد و نسبت به يک مسئله و موضوع واکنش نشان داده ايد ؟ تعجب از پاسخ ها و واکنش ديگران چه معنايی دارد ؟ انتظاری غير از اين داشتيد ؟ و نوشته ايد : « بنده هيچ کاره ام » برای اين همه فروتنی و شکسته نفسی به شما تبريک می گوييم !

۶ـ اميدواريم آن مسير اصلاح و تغيـــــــيری که در بالا پيرامــــــون آن صحبت کرديم نسبت به فهم و درک « ضرورت ٬ نقش و جايگاه تفکر انتقادی » همچنان ادامه داشته باشد و ديگر در نوشته هایتان شاهد نگاه و بيانی مبتذل و عاميانه ای مانند « ...تا گزارش گشایش مسیر در پیک لجور آماده شد. تازه منتقدین وارد صحنه شده اند و فریاد و فغان از اینکه چه نشسته اید. اراکیها فلان کردند و بهمان کردند» نباشيم و البته توجه داشته باشيد که خود شما نيز در همان گستره ای قرار داريد که به آن می تازيد ! آنجا که در جايگاه يک منتقد می نشينيد و مثلا از : « به باور من بسيار پيش از ... ديواره نوردی بلند ما دچار انحطاط شده بود » صحبت می کنيد . حالا بياييد يک بار ديگر و در مروری صادقانه ٬تمام آن حکم ها و دستور العمل هايی را در باره منتقد جماعت صادر کرده ايد در مورد نگاه و تفکر خود نيز به کار بنديد . آيا می توانيد ؟

۷ـ پيام چند خطی حسن نجاريان در باره ی فعاليت تيم اراک ٬ برايمان بسيار جالب بود . نظر شما چيست؟

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٦
    پيام ها    +