وبلاگ دبریس : می‌خواهم زنده بمانم!

شنا در بهمن


در سال 2013 میلادی بود که سه کوه‌نورد آماتور بریتانیایی، در ارتفاعات مون‌بلان در ایتالیا، با سرنوشت خود پنجه در پنجه افکندند. کوه مون‌بلان به خاطر بهمن های متعدد و ناگهانی خود، از جمله کوهستان‌های خطرناک جهان محسوب می‌شود که صعود به آن سالیانه چندین کشته بر جای می‌گذارد.
میشا، بن و همراه سومشان در راه بازگشت از قله بودند که بهمنی ناگهانی بر سر آنان هوار شد. میشا و بن توانستند به موقع خود را به پناه صخره‌ها برسانند اما هم‌نورد سوم آنها، در دام بهمن گرفتار آمد. او تنها کاری را که از دستش بر می‌آمد انجام داد: شروع کرد به شنا کردن!
او همراه با موج برف رو به دامنه‌های پایین شنا کرد. گرچه شنا در برف غیر‌ممکن بنظر می‌رسد، اما حرکات دَورانی دست و پای وی، به او کمک کرد تا نزدیک به سطح برف باقی بماند. زمانی که بهمن فروکش کرد، او بقدر کافی به سطح برف نزدیک بود تا بتواند خود را با تقلای بسیار، بیرون بکشد. او از ریزش بهمن خود را نجات داد، اما هیچگاه نخواست نامش در رسانه‌ها مطرح شود. اما با اینهمه نام او فاش شد: ”آلاستیر سوینتون“، اهل اسکاتلند.

 

 

 

با پاهای شکسته


سال 1975 میلادی بود که ”داگ اسکات“ بریتانیایی و همراهش، نخستین کوه‌نوردانی شدند که شب را زیر قلۀ اورست به صبح رساندند. آنها پس از فتح اورست، بدلیل هوای بد و تاریک شدن، با کندن یک غار یخی، شب را در سرمای 30- درجه به صبح رساندند. افتخاری که از روی ناچاری بدست آمد.
اما این عمل، در برابرفرود آنها از قلۀ Baintha Brakk در سال 1977، رنگ می‌بازد. تقریبا بیست سال پس از نخستین صعود اورست، هنوز کسی نتوانسته بود پا بر قلۀ سنگی و دشوار و خطرناک غول بگذارد. اما ”داگ اسکات“ و تیمش، تصمیم به این کار گرفتند. انهابا بودجه‌ای اندک و دشواری‌های فراوان، موفق شدند سرانجام بر نوک برج سنگی قلۀ Baintha Brakk قرار گیرند.
اما در بازگشت از قله، زمانی که ”داگ“ و همنوردش در حال فرود با طناب از برج سنگی قله بودند، باد وحشی و شدیدی وی را به سنگ‌ها کوبید و هر دو پای وی را از زیر زانو، خرد و خاکشیر کرد. با اینهمه وی به کمک زانوهایش، موفق به فرود از قله شد. گرچه یک تیم دو نفرۀ دیگر هم به کمک آنها شتافت، اما گروه مجبور شد در ارتفاع دو هزارمتری بالاتر از کمپ اصلی، سه شبانه‌روز در هوای بسیار بد باقی بماند. آن‌ها تمام آذوقه خود را خورده بودند که هوا برای فرود مساعد شد.
اما شرایط دشوار کوه غول، اجازه نمی‌داد دوستان ”داگ“ او و هم‌نوردش را، که از ناحیه دنده‌هایش دچار شکستگی شده بود، به پاییین حمل کنند. پس ”داگ“ هفت روز تمام، بر روی چهار دست و پا، از یکی از سخت‌ترین کوه‌های جهان به پایین خزید. لباس‌هایش همه پاره شد، زانوهایش خرد و خمیر شدند و از گرسنگی رو به مرگ بود که سرانجام به کمپ اصلی رسیدند: جایی که گروه پشتیبانی، ایشان را مرده فرض کرده و آنجا را ترک گفته بودند.
سرانجام ”داگ“ و هم‌نوردانش با هلیکوپتر نجات پیدا کردند، گرچه هلیکوپتر در نزدیکی بیمارستان سقوط کرد، ولی هیچ‌کس تعجب نکرد وقتی ”داگ اسکات“ صحیح و سالم از این فاجعه هم جان سالم بدر برد!

 

 

متن کامل را در وبلاگ خوب " دبریس " بخوانید:

http://debriiss.wordpress.com


 


 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۳
    پيام ها    +