عباس محمدی ( کوهنورد نام آشنا و از فعالان مسایل زیست محیطی ایران ) در اولین نشست وبلاگ نویسان کوهنورد ، نوشتار زیر را جهت انتشار در اختیار کلاغ ها ... قرار دادند : 

 

خاک کلاردشت را به توبره می کشند!

نزدیک به دو دهه است که طبیعت زیبای کلاردشت آماج توسعه و عمران ناپایدار است . وارد شدن کشتزارها و مراتع منطقه به چرخه ی زمین بازی ، تجاوز آزمندانه به جنگل ها و دیگر منابع طبیعی و تبدیل دشت گسترده ای که در چشم انداز آن کوه های خیال انگیز تخت سلیمان قرار داشت به نمای بسته ی پوشیده از ساختمان ، روندی بوده است که برای عده ای ثروت های بادآورده ی نامولد به ارمغان آورده و برای اکثریت اهالی کلاردشت ، گسستگی از تولید و وابستگی به اقتصاد بیمار شهری در پی داشته است .

یکی از فعالیت های اقتصادی در منطقه که به تنهایی شاید به اندازه ی تمامی ساخت و سازها و زمین خواری ها به طبیعت بی نظیر کلاردشت آسیب رسانده ، برداشت سنگ است . از سال های میانی دهه ی شصت ، شرکت متروی تهران برای برداشت سنگ خارا ( گرانیت ) با بولدوزر و دینامیت وارد منطقه شد . کوه نوردان از نخستین کسانی بودند که در گزارش های خود از تخریب محیط زیست منطقه ی علم کوه ( تخت سلیمان ) که در ایران بی مانند است ، گله کردند . یکی از این کوه نوردان ، زنده یاد محمد داودی ـ دبیر وقت فدراسیون کوهنوردی بود ـ که با نفوذی که داشت کوشید مانع توسعه ی کار شرکت مترو شود ، اما موفق نشد .

کار شرکت مترو در کلاردشت ، با جاده سازی در امتداد رودخانه ی حفاظت شده ی سردابرود ،بدون کمترین ارزیابی و ملاحظه ی زیست محیطی آغاز شد . ریختن میلیون ها تن سنگ و خاک به رودخانه ، برداشت تخته سنگ های گرانیتی که به طور طبیعی در کناره های رودخانه قرار داشت و در حفظ بستر آن موثر بود و ریختن هزاران لیتر گازوییل و روغن ماشین های راه سازی و سوخت قرارگاه هابه رودخانه ، فقط بخشی از نتیجه های آغاز به کار آ“ شرکت بود . اما آسیب های پردامنه تر ، با گسترش حوزه ی کار مترو در پیش بود : ظاهرا شرکت اجازه یافت که از هر کجا که می تواند سنگ برداشت کند و بولدوزرهایی که به فرمان بی اعتنایان به خاک و گیاه  و زیر پای رانندگانی نا آشنا با کوچکترین اصل زیست محیطی بودند به زیر و رو کردن دره ها و دامنه های منطقه پرداختند . جاده ی کلاردشت ، از رودبارک و تاسیسات شیلات به بعد ، چند ده کیلومتر به سوی اکاپل و سپس ونداربن ، بریر و تنگ گلو ادامه یافت و در این مسیر ، بیشه و جنگل و مرتع و خاک گرانبها نابود شد تا سنگ برداشت شود . کامیون های حامل سنگ شب و روز در حرکت بودند ، آرامش منطقه به هم خورد ، شیب های تند بریده شدند ، رانش خاک به میزانی باورنکردنی آغاز شد و دره هایی پوشیده از جنگل سربلند همچون خوشاکش و لت کمر به گورستانی پر از لاشه ی سنگ بدل شدند . در دره ی خوشاکش یک آبشار دل انگیز و تمامی بستر جویباری که به سردابرود می پیوست ، در زیر تیغه های ماشین آلات از میان رفت و جریان سرگردان و مخرب آب جای آن جویبار شفاف را گرفت . چنان که تمامی آب بلور مانند سردابرود به رودخانه ای بدل شد که در بیشتر روزهای سال گل آلود است .

در آن سالها ، معدن کاوی بی ملاحظه منحصر به شرکت مترو نبود و شرکت و نهادی دیگر هم در منطقه به عملیاتی مشابه مشغول بود . یک بار ، در جریان بازدیدی که خانم ابتکار ، رییس سازمان حفاظت محیط زیست ، از منطقه داشت ، عده ای از اهالی به ایشان شکایت بردند ( که این امر بعدا مورد اعتراض رییس اداره محیط زیست منطقه قرار گرفت ) اما تخریب ادامه یافت ، تا آنکه از دو سه سال پیش تشکیلاتی بنام شرکت سنگ های تزیینی به جای شرکت مترو به کند و کاو در منطقه مشغول شد . گویا برداشت سنگ کافی نبود که از بهمن ماه گذشته ماشین هابی برداشت شن و ماسه هم در اکاپل کار گذاشته شد . سازمان حفاظت محیط زیست مانع این کار در مسیر رودخانه ی حفاظت شده ی سردابرود نشد و از سازمان های غیر دولتی هم بانگی بر نیامد . اما این بار مردم منطقه ، به ویژه اهالی رودبارک ، به اعتراض برخاستند . در روز ۱۵ اسفند ۱۳۸۳ مردم در جلوی مسجد رودبارک جمع شدند و مانع شدند که فرماندار کلاردشت کارگاه شن و ماسه را افتتاح کند . اعتراض ها بدون هیچ حمایتی از سوی سازمان های غیر دولتی زیست محیطی ادامه یافت . مردم خواستار تعطیلی کار شرکت سنگ های تزیینی در کلاردشت شدند و یک بار دیگر در اول اردیبهشت ۱۳۸۴ اهالی رودبارک در اعتراضی گروهی ، جلوی کامیون های حامل سنگ را گرفتند . این بار درگیری هایی هم با ماموران پیش آمد اما مردم توانستند کار شرکت سنگ های تزیینی را متوقف کنند و حتی نظر نماینده ی چالوس و کلاردشت را برای طرح موضوع در مجلس شورا جلب کنند ... آب سردابرود اکنون شفاف است .

+ + +

شاید در ۲۰ ـ ۱۵ سال گذشته میلیون ها دلار سنگ از منطقه ی کلاردشت برداشت شده باشد ، مسئولان مترو یا فلان وازرتخانه می توانند با دادن آمار این برداشت ها برگی بر کارنامه ی خدمت گزارانه ی خود بیافزایند . اما ، آمار درختان و خاک از دست رفته را چه کسی خواهد داد ؟ آیا با ده ها برابر پول به دست آمده از فروش سنگ هم می توان طبیعتی را که تا قرن ها می توانست بستر زندگی و منشا ثروت باشد ، بازسازی کرد ؟! هزینه ی فرصت ها و امکان های از دست رفته ای مانند گردش گری سازگار با محیط زیست ، و زادآوری آزاد ماهیان در سردابرود را چگونه حساب کنیم ؟! هزینه ی ریخت و پاش سوخت در منطقه و آسیب های ناشی از آن و هزینه ی کارهای بی حاصلی همچون حفر یک تونل نیمه کاره در نزدکی چشمه امیر در کجا به حساب آمده است ؟!

روستاییان منطقه در برابر از دست دادن جنگل ها و آبخیزهای منطقه خود و قرار گرفتن در معرض خطر سیل چیزی به دست نیاورده اند . شرکت مترو سودی به اینان نرسانده و چون غریبه ای که فقط به نفع خود ( و حداکثر به نفع پایتخت نشینان ) می اندیشد ، به منطقه وارد شده است . این روستاییان حق دارند که با این گونه طبیعت ستیزی ها درافتند و بر سازمان های طرفدار محیط زیست است که از این گونه حرکت ها پشتیبانی کنند .

عباس محمدی

--------------------------------------------------------------------------------------------------

در آخرین یادداشت وبلاگ کوه نوشت ( چهارشنبه ۲۸/۲/۸۴) و در قسمت نظرات خوانندگان ، شخصی با ارایه لینک به اعلام برنامه  تور ماجراجویانه در غار دانیال توسط شرکت اکوتور ایران اعتراض کرده است . ضمنا این شخص ، که از نوشتن نام خود پرهیز کرده است ، در سایر وبلاگ های فعال کوهنوردی نیز اعتراض خود را به این مسئله ابراز داشته است . متن پیام این فرد و همچنین متن اعلام تور ماجراجویانه ی در غار دانیال ـ به نقل از سایت شرکت اکوتور ایران ـ را بخوانــید :  

http://www.ecotour-iran.com/farsi/tours_daniyal.htm
آیا برگزاری تور های غارنوردی آن هم از نوع سخت مجاز است ؟
آن هم برای کسانی که برای اولین بار پا در غار می گذارند
نمی دانم شما غار دانیال رفته اید یا نه
ولی آیا شرکتها حق دارند برای درآمد بیشتر دست به اجرای چنین برنامه هایی بزنند؟
آن هم شرکتی که به صورت کاملا آماتور چند برنامه پیاده روی اجرا کرده و یک دماوند که شرح برنامه اش موجود است با آن نحوه صعود... بگذریم ای کاش به آنها لااقل یادآوری شود که از مربی استفاده شود (مربی معتبر) نه هر کسی که خودش به خود لغب مربی می دهد القابی چون مربی کوهنوردی / مربی غارنوردی/...)
و در صورت بروز حادثه برای این برنامه که با تیتر جذابی چون "تور ماجراجویانه"قطعا افراد ماجرا جو هم در آن حضور دارند

 +++++++++++

ماجراجویی و بازدید از غار رود خانه ای دانیال

آشنایی با شرایط غارنوردی در آب

 

خدمات : وسیله نقیله رفت و برگشت(اتوبوس بنز)، راهنما و مربی غارنوردی(آقای دزفولی) ، بیمه و اقامت در ویلا

زمان و محل حرکت :2 بعدازظهر روز پنجشنبه 84/2/29 ، خیابان مطهری، خیابان جم(فجر)، پلاک 32

وسایل مورد نیاز : کیسه خواب، یک دست لباس کامل اضافه، لباس گرم، بادگیر، چراغ قوه پیشانی، فلاکس آب، کفش مناسب(دارای کف سخت)، کلاه پشمی، حوله کوچک، وعده های غذایی، آجیل شیرین، لوازم و ظروف شخصی و کارت شناسایی

نکات مهم :

 -
زمان حضور در محل 30 دقیقه
قبل از حرکت می باشد.

 - رعایت اصول زیست محیطی الزامی است.

 - امکان تغییر در برنامه به واسطه شرایط جوی یا طبیعی وجود دارد.

 - مسیر 5 ساعت غارنوردی در آب دارد.

 - شرایط و مهلت ثبت نام: ثبت نام قطعی بعد از تائید تلفنی در صورت واریز وجه به حساب سیبا بانک ملی به شماره  0101724094008  به نام هومن جوکار  و یا ثبت نام حضوری در موسسه انجام خواهد شد. مهلت ثبت نام تا روز چهارشنبه مورخ 84/2/28 می باشد و در صورت کنسلی تا 48 ساعت قبل از سفر کل مبلغ تور، از 48 تا 24 ساعت قبل از سفر 60% مبلغ تور مستردد می گردد و پس از آن هیچ مبلغی مستردد نخواهد شد.

  - قیمت تور :   25000 تومان

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٤
    پيام ها    +