از پيام های خوانندگان : حکايت متولی دولتی کوه نوردی ايران !!

« با سلام. جناب نصيری اين هفته من جهت صعود توچال به تهران مراجعت کرده بودم از مشهد چهارشنبه شب ساعت ۲۲:۲۰ به شيرپلا رسيدم و وقتی اصرار کردم جهت باز کردن درب بسته مجتمع تا نفسی تازه کنم و لباسی تعويض کنم متاسفانه با برخورد بسيار بچگانه و بد مسئول مجتمع که يه افغانی و يه ايرانی بودند مواجهه شدم که اصلا برای من قابل تامل نبود. من گفتم که فقط چند دقيقه جهت تعويض لباس و برداشتن آب زمان احتياج دارم ولی متاسفانه جوابی که شنيدم بدين شکل بود:
چيه مرتيکه اين موقعه شب اينجا خصوصی برو گم شو ديگه اينطرفا پيدات نشه.
من واقعا جا خوردم و دليلی برای اين جواب پيدا نکردم می خواستم از شما بپرسم که واقعا شخصی که بنا به هر دليلی ديروقت در شرايط جوی بد به پناهگاه برسه واقعا بايد بيرون بيتوته کنه؟ يا اگه اصرار کرد که حداقل فرصتی کم جهت برداشتن آب و تعويض لباس بهش داده بشه بايد اينجوری باهاش برخورد بشه؟ و آخر اينکه من چطوری و از کجا بايد اين موضوع رو جهت رسيدن به يه جواب قانع کننده پيگيری کنم؟ اگر لازم دانستيد به عنوان يه تاپيک مستقل جهت شنيدن نظرات ديگر دوستان در وبلاگ قرار دهيد.با تشکر... ج . زحمتکش »

javad.zahmatkesh@gmail.com

 

« جدا که شرم آوره اين نوع برخوردها. خيلی متاسف شدم.
اما در مورد پناهگاه شيرپلا بايد فکری کرد. من چندين بار با آقای تحويلداری درباره مشکلات شيرپلا حرف زدم از مايع دستشويی گرفته تا ساعت فروش بليت و بستن در خوابگاه. ايشون مرد محترمی هستند و تا جايی که امکانش باشه سعی ميکنند به پيشنهادات و انتقادات فکر کرده و عمل کنند. ولی زمان بسته شدن در ورودي شيرپلا ۱۰ شب زمان مناسبي نيست. گرچه ماها خيلي راحت ميتونيم از شيرپلا در مسير مان به قله فاكتور بگيريم و نيازي هم به آن نداريم اما در زمستان و دير وقت و براي افراد تازه كار يا نا آشنا يا ... بودنش بهتر از نبودنش است. كاش ميشد فكري براي اين مشكل كرد... آنا فراهانی »

www.anapourna.persianblog.ir

 

« سلام. در جلسه مهر انجمن آقای اعتمادفر از نشست خود با سرپرست فدراسیون آقای شعاعی گفت و اینکه او (اعتمادفر) از شعاعی خواسته است که مسیر جنوبی توچال پرچم کوبی شود و دیگر اینکه پناهگاه شیرپلا به صورت شبانه روزی باز باشد و آقای شعاعی هم پذیرفته است و دستور لازم را هم داده است. گلایه این دوست مشهدی نشان میدهد که این دستور اجرا نشده است و یا اصلا صادر نشده است و اگر پناهگاه شیرپلا هم مثل رستوران ایستگاه 5 تله کابین به بخش خصوصی واگذار شده باشد بروز چنین برخوردهای زننده ای کاملا قابل انتظار است و از طرف دیگر اجاره چنین مکان هایی از سوی فدراسیون و یا تربیت بدنی به بخش خصوصی که انتظار سوددهی بالا و سریع از آن را دارند از اساس اشتباه است و هنگامی که با سلامت انسان ها و کوهنوردان نیز ارتباط پیدا میکند شاید واژه شرم آور هم گویای زشتی و بدی و نادرستی آن نباشد...عباس ثابتيان »

aramkuh.blogspot.com

 

« با سلام. راستش من خودم هم زمستان ۸۴ خاطره خيلي بدي از اين شيرپلا شما دارم. اون سال من با ۲ تا كوهنورد از اتريش كه نسبتا آماتور بودند اومديم توچال زمستان ساعت ۲۳ رسيديم شيرپلا ولي متاسفانه با اينكه آب و هواي نسبتا خوبي هم حكم فرما نبود ولي متاسفانه بازهم درب رو باز نكردند و ما مجبور شديم تو اون آلونك پايين تر از پناهگاه بخوابيم كه وقتي صبح بيدار شديم رو كيسه خواب لايه اي از برف نشسته بود متاسفانه تا به امروز هنوز نتونستم اون دوستان خارجي متقاعد كنم كه به چه دليل اونشب درب پناهگاه رو باز نكردند. ضمنا فرداش هم بالا نيومندند.با تشكر »

کوه نورد مشهدی

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٦
    پيام ها    +