دریل کاری سنگ نوردان ... ورزش یا وندالیسم؟!

 

_ عکس فوق را خوب و با دقت ببینید. بخشی از فعالیت  دوستان سنگ‌نورد که نام "گشایش مسیر" را نیز بر خود دارد ...

 

_  آیا این دریل کاری‌ها گونه‌ای آسیب و تخریب همیشه‌گی  بر دامن طبیعت نیست؟

 

_  آن دسته از دوستان کوه‌نورد و علاقه‌مندان به طبیعت که نوشتن انواع یادگاری‌ها با ماژیک و اسپری رنگ بر کوه‌ها و غارها را  وندالیسم می‌نامند ، نظرشان در باره‌ی این دریل کاری سنگ‌نوردان چیست؟  آیا می‌توان از آن به عنوان گونه‌ای وندالیسم یاد کرد؟

 

_  دوستان سنگ‌نوردی که می‌خواهند از دریل کاری خود در دامان کوه‌ها و دیواره‌ها دفاع کنند ... لطفا توضیح دهند تفاوت و مرز کارشان با وندالیسم چیست و در کجاست؟

 

_  در صورت مجاز بودن ... با گسترش و توسعه‌ی چنین فعالیت‌هائی (دریل کاری)  چشم انداز  آینده‌ی کوه‌ها و دیواره‌ها چگونه خواهد بود؟  یعنی ... چه چیزی را می‌خواهیم برای نسل‌های آینده به  یادگار بگذاریم؟  ... شهر شما یک دیواره ... و فقط یک دیواره دارد (این یک مثال است) ... میراث شما برای آینده‌گان دیواره‌ای دریل کاری شده و سوراخ سوراخ خواهد بود؟ ... آنان دیگر حق ندارند از دیدن دیواره و طبیعتی بکر و دست نخورده در شهر خود لذت ببرند؟  ... آیا  دوستان سنگ‌نورد برای این گونه دریل کاری ‌های خود در دامن طبیعت ، حد و مرزی را  نیز قائل هستند؟

 

_ عکس فوق را خوب و با دقت ببینید. بخشی از فعالیت  دوستان سنگ‌نورد که نام "گشایش مسیر" را نیز بر خود دارد ...

 

 

نظر شما چیست؟

 

 

 

پی نوشت:

عکس استفاده شده در این پست  ،  برگرفته از گزارش لیلی رهنما با عنوان گشایش مسیرهای نو در چشمه سهراب است و اشاره به فعالیت مرتضی زارع و دوستان بر دیواره‌ی بیستون شهر کرمانشاه نیز دارد .

 

**************************************

 

 

 

دیدگاه عباس ثابتیان : دریل کاری سنگ نوردان ... درست یا نادرست؟

 
سوراخ کردن کوه و صخره برای گشایش مسیر، درستی یا نادرستی آن و مرزبندی های آن، دغدغه ی قدیمی گروهی از کوه نوردان و سنگ نوردان بوده است، انجمن کوه نوردان ایران هم نقدها به این کار داشته است و حتی در سال 1386 ودر پی گزارش گشایش مسیر اراکی ها بر روی دیواره ی علم کوه، یکی از نشست های همگانی خود را به همین امر اختصاص داد.
 
بخشی کوتاهی از گزارش اراکی ها را بخوانید:
 
پس از جلسه فنی تصمیم گرفته شد از بالا فرود بیاییم وکارگاه‌ها را نصب کنیم تا نفرات با ایمنی کامل ادامه مسیر را گشایش نمایند. برای تیم امکان نداشت کار را از پایین ادامه دهد زیرا چنین اقدامی نیاز به تکنیک، تاکتیک، زمان و انرژی زیادی داشت. از تراورس اورال تا کارگاه اول حداقل 4 کارگاه زنجیر باید نصب گردد.

برای پاسخ دادن به این پرسش به چند نکته باید اشاره کرد:
 
1- به نظر می رسد سنگ نوردی و دیواره نوردی ایرانیان تا حد زیادی متاثر از فرانسوی هااست و شاید بشود گفت که برگزاری سه دوره جشنواره ی بیستون و حضور پرشمار فرانسویان در آن هم به این مشکل دامن زده است.
فرانسوی ها در بین اروپاییان بیشترین تغییرها را در محیط های کوهستانی ایجاد کرده اند، از سوراخ کاری تا ساخت و سازهای بزرگ در آلپ ها، چیزی که در آلمان، انگلستان، ایتالیا و دیگر کشورهای اروپایی نمی بینید. در آمریکا هم دغدغه حفظ و حراست از محیط های کوهستانی بسیار بالاست، در بیشتر سایت های سنگ نوردی تابلوهایی شما را با اصول و مقررات کار در آن منطقه آشنا می کند و در تمام آنها سوراخ کاری و مته و دریل زدن ممنوع شده است.
 
2- گروهی از سنگ نوردان ایرانی اعتقاد دارند که مسیرها باید ایمن شوند و برای ایمن سازی نیاز به رول کوبی و اضافه کردن میانی ها داریم و اینکه در هر منطقه باید مسیرهایی برای کارآموزان و کم تجربه ها ایجاد کرد تا آنها بی نگرانی از بروز حادثه صعود کنند.
در نادرست بودن دلیل عده ای از موافقین سوراخ کاری با هدف ایمن سازی،  یک نکته همین که بیشترین حادثه ها نه برای کارآموزان، که برای حرفه ای ها و پرتجربه ها رخ داده است.
 
3- عده ای هم کوهستان و سنگ و صخره را ملک خود می دانند و نیازی به این نمی بینند که از کسی یا جایی (مانند فدراسیون یا سازمان حفاظت از محیط زیست یا سازمان میراث فرهنگی) اجازه بگیرند، به نظر می رسد حتی چنین پرسشی در ذهن آنها هم شکل نمی گیرد که آیا در کوه بیستون که یک اثر ثبت شده ی جهانی است، ما اجازه داریم دریل به دست این صخره و آن صخره را سوراخ کنیم؟
 
از سال های دور تعدادی مسیر در سایت های سنگ نوردی کشور رول کوبی و گشایش شده و به ویژه در یک دهه ی گذشته تعداد این سوراخ کاری و رول کوبی ها به شدت افزایش یافته است. اگر سری به بندیخچال، دیواره ی پل خواب، هملون، برقون و دیگر جاهای با جاذبه های سنگ نوردی بزنید، خواهید دید که هر روز عده ای سرگرم گشایش «مسیر خود» هستند! داشتن مسیر خود یکی از انگیزه های بالا برای دریل به دستان است! و کار آنها نه برای ایمن سازی و نه برای فراهم کردن مسیری برای نوآموزان است، به نظر می رسد که این کار نوعی کل کل کردن و برجا گذاشتن سابقه و ردی از خود و پربار کردن رزومه است.
 
موضوع کار فرهنگی که خیلی ها به آن اشاره می کنند، لازم است اما به شدت ناکافی است! در حالی که ما از آلودگی و شلوغی و سرسام زندگی شهری به طبیعت پناه می بریم، انتظار طبیعی از متولیان ورزش های کوهستانی، سازمان حفاظت از محیط زیست و سازمان میراث فرهنگی برای وضع قانون و باید و نبایدهای سفر به طبیعت، بسیار بدیهی است.
 
 
 
 
  
 
فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی مهم ترین وظیفه را برای سامان دهی این معضل بر عهده دارد مانند آنچه که سازمان های هم سنگ آن در جاهای دیگر دنیا انجام می دهند، چند مثال:
 
1- فصل بهار زمان تخم گذاری پرندگان در حفره های لابلای صخره هااست، فدراسیون با کمک سنگ نوردان باید این محل ها را شناسایی کند و اعلام کند مردم در چه بازه ای از سال اجازه ی ورود به این نقاط را دارند.
 
2- کوه ها و محیط های کوهستانی ظرفیت یا برد مشخصی دارند و حضور نعداد زیادی کوه نورد در یک دوره از سال مانند آنچه از خرداد تا شهریور در دماوند روی می دهد، به این نماد ملی آسیب می زند، فدراسیون باید بتواند مقرراتی وضع کند تا هر روز تعداد مشخصی از کوه نوردان اجازه ی حضور در منطقه و صعود داشته باشند تا آسیب به کمینه ی خود برسد، هم چنین اجازه ی ورود اسب و قاطر برای کشیدن بار کوه نوردان باید به وسیله ی فدراسیون کوه نوردی صادر شود، ممکن است در مرداد ماه که اوج هجوم به دماوند است فدراسیون اجازه ی حرکت قاطر را ندهد! به دلیل ضربه و آسیب شدید ناشی از عبور آنها به کوه، کوه نوردان بار خود را خود حمل کنند، کوه نوردی آنها جانانه تر و باارزش تر هم خواهد بود، این رویا و خیال پردازی نیست، در بسیاری جاها و در مناطق حساس و آسیب پذیر، سازمان های مرجع کوه نوردی این کار را می کنند.
 
3- در هر سایت سنگ نوردی تعدادی مسیر آموزشی و مدرسه ای ایجاد می شود (ما بیش از آنچه نیاز است، چنین مسیرهایی در تمام سایت های سنگ نوردی داریم) و دیگر جاها باید بدون دست کاری و بکر بمانند، نباید احدی اجازه داشته باشد دریل و مته ببرد و سنگ و صخره را سوراخ کند و این هم از وظیفه های فدراسیون است که اگر روزی روزگاری جامه ی عمل پوشید، همه باید به آن احترام بگذارند و رعایتش کنند.
4- کتاب های راهنمای صعود کمک بزرگی به رسیدن به این منظور می کنند، مسیرها بر روی نمای عمومی سنگ ها نام گذاری، شماره گذاری و مشخص می شوند، در پای هر مسیرهم پلاکی نام آن را مشخص می کند. در کتاب راهنما معمولا محل کارگاه (ها)، بلندی و دشواری هر مسیر معرفی می شود و هرکسی با توجه به این آگاهی ها و براساس آمادگی فنی و جسمی خود تصمیم به صعود مسیری می گیرد.
 
موضوع سوراخ کاری بر روی سنگ ها باید تحت کنترل قرار گرفته و مدیریت شود، همان گونه که تمام مسیرهای کوه نوردی شمال تهران، پاکوب های سنگ ریزی شده و فنس بندی شده دارد تا مردم را به استفاده از آنها هدایت کند، فدراسیون می تواند و باید کار سنگ نوردی در طبیعت را هم سروسامان بدهد، مسیرهای آموزشی و اسپرت مشخص شوند، نوع صعود (سرطناب و یا با حمایت از بالا) تعیین شود و اجازه ی دریل زدن و سوراخ کاری به هر دلیلی به هیچ کس داده نشود. روشن است که وظیفه ی بزرگی برای رعایت این امر و حفاظت از محیط های کوهستانی به دوش خود سنگ نوردان است تا هم خود این باید و نبایدها را محترم بدانند و هم دیگران را از انجام آنها باز دارند.
 
از اینها بگذریم و برسیم به دو نکته گفتنی دیگر:
 
قرار نیست تمام کوه ها و صخره ها و مسیرها را، ما بپیماییم اما اگر چنین بایدی در کار است، این کار را باید پاک و بدون برجای گذاشتن ردپایی از خود به انجام برسانیم!
 
آنچه که طبیعت به ما ارزانی می دارد، تنها به ما تعلق ندارد، همان طور که در مصرف آب و انرژی باید محتاط و هوشیار باشیم، در دست اندازی به کوه و صخره هم باید حد و اندازه ای نگاه داریم تا عرصه بر ما و آیندگان تنگ نگردد.
 
پ ن عنوان این پست همانی است که در وبلاگ کلاغها آمده است.
  "دریل کاری سنگ نوردان....ورزش یا وندالیسم؟
 
پ ن عکس ها از عباس ثابتیان .......... نقل از وبلاگ آرام کوه
 
 
 
 
********************************
 
 
  
 
 دیدگاه حمید شفقی : بولت کوبی و بایدها و نبایدها

Hamid.shafaghi@gmail.com

مدتها بود روی مطلبی در مورد رول کوبی فکر کرده بودم و قصد انتشار آن را داشتم . این مطلب را با توجه به ایراد برخی انتقادات نسبت به گشایش مسیرهای جدید توسط بانوان به تعلیق در اوردم تا مخاطب خاص نداشته باشد . مخاطب این مطلب خود من و جامعه سنگنوردی است و مطالب نوشته شده در این قسمت نظرات شخصی و بر اساس تجربیات مختلفی است که در سنگنوردی و آموزش در کشورهای مختلف به دست آورده ام . امیدوارم که همه و از جمله خودم بتوانیم با رعایت این نکات در جهت حفظ طبیعت و گسترش درست سنگنوردی قدمهای مناسبی برداریم .

دریل جدید من با هر باطری 35 رول پتزل می زند !! یعنی با دوتا باطری می تونم روی 70 رول در یک جلسه حساب باز کنم .خوشبختانه اقلیم کوهستانی ایران هم به گونه ای است که در اکثر مناطق دیواره ها و صخره های مناسبی یافت می شود . خوب پس من می توانم شروع کننده مسیرهای زیادی به نام خودم باشم و مقابل دوستانم با غرور اعلام کنم که مسیرهای مختلف با درجات مختلفی گشایش کرده ام ! این مساله باعث ایجاد اشتیاق در نفرات دیگر می شود . چون احساس می کنند که کار گشایش مسیر افتخارات زیادی دارد . خوب هر چند نفر می توانند به صورت مشترک دریلی بخرند و شروع به سوراخکاری طبیعت بکنند . با وجود ادامه این رویه آیا بعد از مدتی چیزی از صخره های زیبای کشور باقی می ماند ؟! حتماً هر کدام از ما هم میخواهیم برای حفظ نام و اعتبار خود پلاکی فلزی نیز در ابتدای مسیر خود پیچ کنیم ؟! خوب نسل بعدی در مورد ما چه می گوید ؟ اصلاً چه کسانی مجوز رول کوبی دارند ؟! استانداردهای رول کوبی چیست و آیا به صرف داشتن یک دریل مجوز سوراخکاری طبیعت را خواهیم داشت ؟ شاید در این قسمت برخی تفاوتها بین دیواره های بلند و مسیرهای اسپرت وجود داشته باشد . به عنوان مثال در هیچ کدام از دیواره های بلندی که صعود کرده ام بین دو کارگاه بولت چندانی ندیدم . یعنی عموماً فقط کارگاهها وضعیت مناسبی دارد و فاصله بین دو کارگاه فقط در صورت نبودن شکاف و عوارض جهت صعود تراد بولت خورده است . حتی در کشوری مانند ماداگاسکار که دیواره بلند آن جزو کم شکاف ترین دیواره های دنیا می باشد بولت کوبی به گونه ای انجام شده که به هیچ عنوان توی ذوق نمی خورد . شاید یک مسیر با درجه 5.13 و به طول 50 متر ، 10 بولت بیشتر در یک طول خود  نداشته باشد . درست است که یکی از دلایل این تعداد بولت کم صرفه جویی در انرژی بولت کوبی باشد ولی مطمئنا فرهنگ بولت کوبی نیز بولت های نزدیک به هم را در مسیرهای غیر آموزشی و بلند  رد می کند .

 

در کنار این نگرش ، نگرش دیگری نیز وجود دارد که به توسعه مسیرهای سنگنوردی می پردازد . عموماً افرادی با تجربه که با هزینه کرد از جیب ، وقت و انرژی خود و با تسط بر تکنیکهای بولت کوبی و روشهای نوین ، اقدام به توسعه مسیرهای سنگنوردی و ایجاد مدرسه های سنگنوردی می کنند . این افراد فارغ از نام و شهرت ، به گسترش این رشته کمک کرده و هزینه های آن را به جان می خرند . بیشتر آنچه که در سنگنوردی امروز ایران داریم مرهون تلاش و زحمت این عزیزان و زحمت کشان است .  

در طول این مدت بحثهای زیادی هم بر سر گشایش مسیر از بالا و پایین پیش آمد که البته به نظر من بسیار مفید بود . گشایش مسیر یک مهارت است . این مهارت می تواند شامل دو قسمت باشد . قسمت اول خود بحث انتخاب بولت مناسب ، انتخاب محل مناسب برای کوبیدن بولت و کوبیدن درست بولت بر سنگ می باشد.  مهارت دیگر مورد نیاز  گشایش سرطناب یا به عبارتی از پایین به بالا می باشد . استفاده از این مهارتها کاملاً به تیپ مسیری که در حال گشایش هستید بستکی دارد . به عنوان مثال برای گشایش یک مسیر یک یا نهایتاً دو طوله اسپرت می توان در صورت امکان دسترسی از بالا بر روی مسیر فرود آمد اقدام به پاکسازی مسیر نمود محل بولتها را مشخص کرد و سپس بولتها را کوبید . این قضیه اتفاقا در مورد مسیرهای درجه بالا که انتخاب صحیح محل بولت جزو الزامات است می تواند بسیار مفید باشد . ( زیرا می توان قبل از کوبیدن بولتها با صعود قرقره بهترین محلها برای انداختن کوئیک را انتخاب کرد )  اما اینکه بر روی یک دیواره بلند نیز چنین اقدامی صورت بگیرد با ذات صعود همخوانی ندارد . مثالهایی از این کار قبلاً در دیواره نوردی ایران انجام شده و البته همچنان نیز  تکرار می شود . گشایش یک مسیر بلند اصولاً بهتر است که از زمین انجام پذیرد . البته برخی سنگنوردان اسپرت کار در کشورهای صاحب سبک نیز اقدام به گشایش و رول کوبی مسیرهای چند طوله اسپرت از بالا به پایین نیز می کنند که البته تعداد این مسیرها بسیار معدود می باشد و عموماً صعود از مسیر آماده شده برای فرد افتخار است نه بولت کوبی آن . در جایگاه ارزش گشایش از پایین نیز به باید به کلمه   Ground up ( از پایین به بالا )  اشاره کرد که یکی از فاکتورهای سخت بودن گشایش می باشد .

در مورد آثار زیان بار فرهنگ تفکری که فرود و بولت کوبی را بر روی مسیرهای دیواره ای تایید می کند می توان فقط به این تصویرسازی استناد کرد که سنگنوردان بیشماری در حال فرود از پله 1 دیواره بیستون و بولت کوبی بر پیکره جان دیواره هستند . مسلما در چنین فرهنگ و نوع فعالیتی چیزی از دیواره باقی نمی ماند.

در ادامه این مطلب لیستی از اشتباهاتی که در فرهنگ بولت کوبی و گشایش مسیر در ما وجود دارد را لیست کرده ام . این اشتباهات مختص فرد خاصی نیست و شاید هر کدام از ما در هر کدام از این آیتمها نقشی داشته ایم . مهم این است که با افزایش دانش خود و متوجه شدن خطای خود از تکرار آنها بپرهیزیم .

اشتباه اول : هر کسی که دسته رول و یا دریل دارد و بولت بخرد می تواند بولت بکوبد !

این قرارداد که عموماً  افراد دارای مهارت و تجربه گشایش مسیر می کنند  در بسیاری از کشورهای دنیا نانوشته است ولی سنگنوردان به آن احترام می گذارند . رول کوبی به تنهایی یک هنر است . این که چه رولی کوبیده شود ؟ کجا کوبیده شود ؟ چگونه کوبیده شود ؟ اندازه سوراخ بولت چقدر باشد و همه و همه نکاتی ریز است که عموماً در گشایش مسیرهای جدید رعایت نمی شود . در همین راستا فدراسیون کوهنوردی اقدام به برگزاری چندین دوره در مورد بولت کوبی با حضور مدرسین فرانسوی نمود تا این شیوه ها یکسان گردد . هر چند این شروعی خوب در کار آموزش این هنر بود ولی به نظر اینجانب به نتیجه مطلوبی منتهی نشد چرا که پیگیریهای آتی در این خصوص به انجام نرسید . دلیل اهمیت این مساله آن است که فرض ما این است که یک منطقه را به صورت کامل به عنوان یک مدرسه سنگنوردی در نظر گرفته ایم . حال نفرات مختلف و بر اساس سلیقه شروع به بولت کوبی مسیرها می کنند . استفاده از بولت نامناسب برای سنگ نامناسب یکی از اشتباهات عمده ما در بولت کوبی می باشد . شناخت جنس سنگ و میزان مقاومت آن یکی از اصلی ترین پیش نیازهای بولت کوبی است . ما در سنگ گرانیت ، لایم استون ، سند استون و.... عموماً از یک نوع بولت استفاده می کنیم . حتی در مناطق جدیدی که بولت کوبی شده اند  و با جنس سنگ نرم می باشد در سقفها از بولتهای گوه ای استفاده شده است  مثالی دیگر کوبیدن اشتباه بولت و یا کوبیدن بولت در جای اشتباه می باشد . این اشتباهات در صورت پرتردد بودن مسیر نیاز به ریبولت دارد که خود چهره طبیعت را مخدوش می کند . همه اینها و مسائل دیگر را که در نظر بگیریم به این نتیجه قطعی می رسیم که کسی که بولت را می کوبد باید فردی آموزش داده شده و  جنس و نوع بولت کوبی به گونه ای باشد که تا مدتها نیاز به تغییر و ایجاد سوراخ جدید بر سنگ احساس نشود . شاید فدراسیون کوهنوردی و انجمن کوهنوردان بتوانند با ارایه راهکاری ، مجوز بولت کوبی را فقط به افرادی بدهند که دوره های مربوطه را گذرانده و یا در این مساله به مهارت رسیده اند .

اشتباه دوم : هر منطقه ای که سنگ غیر ریزشی دارد و قابل صعود است باید رول کوبی شود !

مدرسه های سنگنوردی مکان های خوبی برای گسترش دانش سنگنوردی می باشند و البته تعداد این مدارس با توجه به پتانسیل های موجود در ایران بسیار کم است . اما آیا این مساله دلیلی می شود بر کوبیدن بولت بر هر صخره و یا محلی که به نظر مناسب می رسد ؟ در کشورهای متمدن عموماً مناطق با ارزش از کوبیدن بولت در امان مانده اند . پارکهای ملی و پربازدید ، آثار باستانی ، مکانهای تاریخی ، محلهای تولید مثل و زندگی حیوانات وحشی و خیلی جاهای دیگر منع بولت کوبی شده اند . حتی در برخی مکان ها استفاده از دریل ممنوع می باشد . ( با وجودیکه رول کوبی منع نشده ولی با منع استفاده از دریل مانع بزرگی جهت تخریب یکباره طبیعت ایجاد شده است ) . مثال عمده این قضیه بولتهای قدیمی است که بر سینه فرهادتراش کوبیده شده است . البته شاید اون زمان چنین تفکری در مورد حفظ محیط زیست و ظاهر طبیعت و احساس تملک بر روی طبیعت وجود نداشت اما امروزه مشاهده می شود که کمابیش این رفتار در برخی قسمتها ادامه پیدا می کند . اما این مساله مانع گسترش ایجاد مسیرهای سنگنوردی نیست . با انتخاب منطقه مناسب و گسترش سنگنوردی در آن منطقه می توان به گسترش این رشته و ایجاد جذابیت برای آن کمک کرد اما کوبیدن رول بر روی هر منطقه ای و هر سنگی کار اشتباهی است .

اشتباه سوم : انتخاب صفحه  بولت  رنگی

این مساله چیزی است که جدیداً باب شده و متاسفانه ادامه دار شده است . استفاده از صفحه های رنگی جهت بولتها که باعث می شود رنگ یک شی مصنوعی از فاصله بسیار زیاد بر روی دیواره خودنمایی کند . صفحه هایی با رنگهای مختلف که شکل بولت را از فاصله ای بسیار دور نمایش می دهد . این مساله را تقریباً در هیچ جایی به غیر از ایران ندیده ام . حتی در کشوری مانند دانمارک و با وجود نداشتن مناطق سنگنوردی زیاد ، در آن حداقلی که دارند بولتها را به رنگ سنگ انتخاب کرده و می کوبند تا بیشترین تطابق را با طبیعت داشته باشد و تعارضی ایجاد نکند .

اشتباه چهارم : بریم بکوبیم تا بعد ببینیم چی پیش میاد . ( یاد گرفتن بولت کوبی با سعی و خطا )

عدم انتخاب سیر درست مسیر و بولت کوبی در برخی مناطق محدود اسپرت داخل ایران بسیار وحشت آور است . گویی فرد منطقه ای را نزدیک به خود پیدا کرده و آن را جزوی از ملک شخصی خود می داند . انوقت هست که احساس می کنیم سعی و خطا بر روی سنگ جزو حقوق مسلم ما است . حتی بدون کوچکترین دانشی از بولت کوبی اقدام به کوبیدن می کنیم . کوبیدن بولت در این حالت شبیه خط خطی کردن دفتر زیبای طبیعت است . گفتن نمونه های این نوع بولت کوبی شاید ناراحت کننده باشد ولی در اکثر مناطق میتوان رد و پای سعی و خطا را دید .

 

اشتباه پنجم : تمرین بولت کوبی بر روی سنگهای پای مسیرها

تمرین زدن سرمته و سوراخ در ارتفاع 1 متری دیواره ها و صخره ها و یا بر روی سنگهای افتاده پای مسیر نیز جزو موارد و اشتباهات ما می باشد . برای اموزش رول کوبی و نحوه گرفتن دسته مته و یا سوراخکاری با دریل می توان از سنگهای شکسته و جدا و دور از مسیرهای عبور و مرور استفاده کرد . سوراخی که ما برای اموزش می کوبیم تا همیشه بر روی سنگ باقی می ماند و امکان ترمیم آن وجود ندارد

اشتباه ششم : بستن گیره مصنوعی بر روی سنگ

این اشتباه نیز متاسفانه وجود داشته و شاید تکرار نیز بشود . این اشکال ندارد که ما اگر چنین کارهایی را در گذشته انجام داده ایم ولی اگر کسی امروزه گیره ای مصنوعی را بر روی سنگ طبیعی ببندد جایی برای توجیح وجود ندارد .

اشتباه هفتم : دوخت مسیر با بولت در گشایش مسیرهای مصنوعی

مسیرهای مصنوعی تقریباً در خیلی از مناطق سنگنوردی ایران وجود دارند . جالب آن است که بدانید مسیر مصنوعی که دوخت بولت شده است هیچ وقت درجه ای بیشتر از A0 و یا نهایتاً A1 نمی گیرد . ضمن اینکه گشایش مسیر مصنوعی روی چنین درجه ای تقریباً در اکثر نقاط مدرن سنگنوردی منقرض شده است . متاسفانه بسیاری از مسیرهای سنگنوردی گشایش شده به صورت مصنوعی در ایران به همین حالت هستند . نهایت ابتکار در این مساله ایستادن بر روی پله 1 رکاب و کوبیدن بولت است . شاید این قضیه در گذشته به خاطر نبود ابزارهای صعود مصنوعی پیشرفته در ایران اتفاق افتاده و عمدی در آن وجود نداشته اما گشایش مسیر مصنوعی آنهم با دوخت بولت این روزها در همه جای دنیا بیشتر مورد شماتت واقع می شود تا تحسین . خراب کردن ظاهر سنگ و ردیفی از بولتها که متاسفانه همچنین شاهد گسترش این روش در بین جوانان هستیم . در یک منطقه سنگنوردی در ایران دوخت بولتی دیدم که فاصله بین هر دو بولت آن 50 سانتی متر بود !!

 

بهتر است برای گشایش مسیرهای مصنوعی به آموزش استفاده از ابزارهای مصنوعی پرداخته و مسیرهایی در این راستا گشایش کنیم که هم دارای درجه و هم کیفیت صعود مناسب باشند . برای آموزش رکاب زدن هم به اندازه کافی مسیر دوخت بولت در ایران وجود دارد پس لطفاً چیزی به آن اضافه نکنید .

اشتباه هشتم : نصب و پیچ رول پلاک مشخصات مسیر و نام گشایش کنندگان در پای مسیر :

زمانی باب بود که برای نگه داشتن یاد و خاطره نفرات گشایش مسیر ، پلاکی را به یادبود او در ابتدای مسیر نصب می کردند . این پلاک حداقل به 4 پیچ برای نگه داشته شدن نیاز داشت و معمولاً از جنس استیل می باشد . بازتاب نور این پلاک را در خیلی از دیواره ها می توان از فاصله بسیار دور دید و این شاید برای سنگنوردان برای پیدا کردن ابتدای یک مسیر بسیار مناسب باشد . اما مساله ای که اینجا ایجاد می شود زشت کردن چهره سنگ به خاطر حفظ یاد و خاطره خود و دوستان است . البته دلیل دیگری نیز که در اینجا وجود دارد ضعف ما در تهیه کتابهای راهنمای مسیرها است . یعنی به خاطر اینکه میدانیم این مسیر در آینده فراموش می شود خود را مجاب به تهیه پلاک و ... می دانیم . بهتر است به جای درج نام مسیر بر روی پلاکهای استیل و خراب کردن ظاهر سنگ ، نسبت به تهیه کتابهای راهنمای سنگنوردی برای مناطقی که در آن فعالیت می کنیم اقدام کنیم .

اشتباه نهم : کوبیدن رول در اطراف شکافها

این نیز یکی از اشتباهات دیگر است که متاسفانه این اشتباه سنگنوردی تراد ایران را بسیار عقب انداخته است . بسیاری از شکافها در مناطق مختلف سنگنوردی به صورت بولت نخورده باقی می مانند . این مساله دو نتیجه مثبت را در پی دارد . یکی اینکه ظاهر سنگ به هم نمی خورد و دوم آنکه افرادیکه در پی صعود شکاف بر می آیند به مرور زمان و با توجه به نیاز استفاده از ابزار به مهارتهای بیشتری برای صعود دست می یابند . این مساله جایی بدتر خود را نشان می دهد که یک مسیر شکاف توسط پیشگامان سنگنوردی در ایران صعود شده است و ما بدون اجازه و با صلاحدید خود اقدام به رول کوبی آن می کنیم . برای رول کوبی شکافها باید سنجیده برخورد  شود شاید این مسیری باشد که در حال حاضر برای ما قابل صعود نیست و ایندگان بتوانند این مسیر را با ابزار و بدون اسیب رساندن به سنگ صعود کنند .

اشتباه دهم : بی تفاوتی سنگنوردان محلی و پیشکسوت

مطرح کردن این مساله  شاید حرکت بر روی یک مرز باریک می باشد . سنگنوردان پیشکسوت هر منطقه ای باید با در نظر گرفتن ایجاد شرایط برای پیشرفت سنگنوردان و گشایش مسیرهای نو و جذاب برای سنگنوردان ، در عین حال نظارتی مناسب بر عملکرد و نحوه صعود سنگ نوردان در مناطق جدید داشته باشند . حفاظت از محلهای تردد حیوانات وحشی و پرندگان ، جلوگیری از مخدوش کردن سنگها و صخره ها ، نظارت بر گشایش مسیرهای جدید و چک کردن نوع بولت و ابزار مورد استفاده و نظارت بر نحوه صحیح کار در صورت تایید از مسئولیتهای این افراد است . البته نه اینکه فردی بدون هیچ تجربه ای بخواهد به کار دیگران ایراد بگیرد بلکه با بررسی و به روز نگه داشتن خود و داشتن دغدغه های زیست محیطی نسبت به این مساله نظارت درستی را انجام دهد .

در مورد تک تک نکات بالا ، عکسهای زیادی وجود دارد . خیلی در مورد گذاشتن یا نگذاشتن عکس مربوط به هر مساله کلنجار رفتم و در نهایت تصمیمم بر نگذاشتن شد . این تصمیم به این خاطر بود که خیلی از این اشتباهات سهوی بوده و عموماً نیت افراد خیربوده البته خیری که در ذهن آنها شکل گرفته است . اما فکر می کنم در صورتی که این مسائل و نکات مشابه، با خرد جمعی جامعه سنگنوردی جمع آوری شود و از طریق فدراسیون و انجمن کوهنوردان اطلاع رسانی گردد دیگر هیچ عذری پذیرفته نیست . فکر می کنم بعد از این ،  اطلاع رسانی انجام کارهای اشتباه در سنگنوردی باید انجام شده و حتی توسط نهادهای ذیربط برخورد شود تا دیگر شاهد مشکلاتی اینچنینی نباشیم .

 
 
 
 
 
 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٤:۳٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٤
    پيام ها    +