حقیقت چه اهمیتی دارد، زنده باد لجبازی!!

 

_ رضا زارعی در خرداد 91 ، سرانجام و بعد از گذشت ده سال ، حقیقت برنامه‌ی تیم اعزامی فدراسیون به ماکالو را در وبلاگش نوشت :

" ... در صعود سال 80 زمانی که در هوایی بسته و همراه با بوران به انتهای برج قله (قله فرعی رسیدم) به خیال آنکه آن مکان انتهای مسیر قله است با شنیدن فریادهای آقای افلاکی که بدلیل خطرناک بودن مسیر مرا به بازگشت فراخوانده بود به پائین بازگشتم ... اینک با افتخار عنوان می کنم من تنها تا قله فرعی ماکالو صعود کرده ام "

 

_ در آن زمان نوشتیم که شهامت رضا زارعی برای اعتراف به اشتباه تحسین برانگیز است و می‌تواند الگویی برای دیگر اعضای آن تیم باشد ... و همچنین اشاره به نکته‌ای جالب در اظهارات زارعی:  بقیه‌ی اعضای تیم حتی به این برج سنگی هم نرسیده‌اند!!   رضا زارعی که طبق گزارش‌اش در کتاب ماکالو هیولای سیاه  برای  حرکت جلوتر از تیم از افلاکی اجازه گرفته ، بعد از رسیدن به برج سنگی و گرفتن عکس یادبود ، با شنیدن فریادهای افلاکی به پایین بازمی‌گردد . بقیه حتی به این برج سنگی هم نمی‌رسند... بی‌دلیل نیست که در عکس نهایی و جمعی آنان هیچ چیز و هیچ چیز دیده نمی‌شود !!

 

_ بسیار خوب ... به نظر می‌رسد این تمام حقیقت برنامه‌ی ماکالوی تیم اعزامی فدراسیون در سال 81 باشد و دیگر نیازی به واکاوی داستان نیست ... اما نه ، اینجا ایران است ... حقیقت چه اهمیتی دارد؟!! ... زنده باد لجبازی!! ... باید هرطور که هست و به هر قیمتی که شده به دیگران نشان دهیم که کم نیاورده‌ایم!! ... تا آخرین نفس و تا جان در بدن داریم ، هر پست و نوشته‌ای که از صعود اوراز به ماکالو سخن بگوید را بازنشر و تکثیر خواهیم کرد!! ... اینجا ایران است ... زنده باد لجبازی!! 

 

_ خسته نباشید آقای عزیز حبیبی!!

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٤
    پيام ها    +