گزارشی از يک صعود دشوار خط الراسی در زمستان !

 

 

 

 

« هم چنان برف می بارید. کوچه های روستا یخ زده بودند. هر ازگاهی پشت سرم رو نگاه می کردم و یک نفس راحت می کشیدم. بالاخره تونسته بودیم از کوهستان فرار کنیم! برنامه ای رو که نسبت به اجرای موفقش خوش بین نبودیم، تموم کرده و ازین جهت بسیار خوشحال بودیم. اما خستگی مفرط اجازه نمی داد این خوشحالی رو به چهره امون بیاریم. به میدون افجه رسیدیم. یه خسته نباشید آروم به هم گفتیم و منتظر وایسادیم تا ماشینی پیدا شه و ما رو تا تهران ببره. تو اون مدت به سه روز قبل فکر می کردم و به لحظه ای که توی گرمابدر از ماشین پیاده شده بودیم و آماده می شدیم تا صعود رو شروع کنیم و الان، این بر کوه بودیم... »

از گزارش : محسن انواری در وبلاگ: http://gamasgamas.blogfa.com

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ آذر ۱۳۸٦
    پيام ها    +