فاجعه ی برودپیک : دیدگاه مسعود آقابالائی

انتشار در تلگرام. گروه " نقد و بررسی برنامه ها و حوادث کوه نوردی"

 

با سلام و عرض ادب خدمت اعضاء محترم گروه نقد و بررسی، هدف از تشکیل این گروه دست یافتن به مشکلات موجود و علل بروز حوادث کوه نوردی می باشد لذا هیچگونه قصد و غرضی و یا قصد تخریب کسی را نداشته و نخواهیم داشت بنابراین بنده نظرات خود را در توان تجربه خود به قلم آوردم و امیدوارم مورد استفاده عزیزان قرار گیرد و چنانکه قصوری داشتیم ما را بخشوده باشید.

آیا چه کسی آگاهانه به سوی مرگ میرود؟ البته هیچ کس نمی گوید که من برای مرگ می روم، ولی این حادثه از روی ناآگاهانه اتفاق افتاده است.


صعودهای 8000 متری بیشتر از دیگر قله ها نیاز به مسائل مالی داشته و نباید هزینه های جانبی را در چنین برنامه ای دریغ می کردند الخصوص در یک برنامه 8000 متری برای گشایش مسیر جدید که بیشتر از صعودهای عادی 8000 متری مشکلات زیادی در بر خواهد داشت بنابراین وجود مشلات مالی در این برنامه نقش مهمی را در بروز حادثه ایفا کرده است.

معنی تجربه در کوه نوردی چیز دیگری است که با آموختن و آموزش جداست، تجربه را تنها با آموختن نمی توان کسب کرد ولی متاسفانه برخی از جوانان به این باورند که با گذراندن تمام دورهای کوه نوردی و یخ نوردی کردن در آبشارها میتوان تجربه شرایط سخت و دشوار ارتفاعات را کسب نمود.


از همه مهمتر نقطه ضعف در انتخاب نفرات بود، شاید بلکه جوانانی قدرتمند و پر انرژی و از نظر فنی و کارایی فوق العاده ای داشتند اما تجربه این صعود دشوار و ارتفاع بالا را نداشتند و از نظر توان ذهنی ضعیف بودند.

در یک گفتگوی تلویزیونی که با آقای همایون بختیاری انجام شده بود بنده ناظر بودم که ایشان فرمودند که ما این نفرات را انتخاب نکردیم بلکه آنها خودشان اعلام آماده گی کرده بودند.

هر چند که جناب آقای همایون بختیاری فرمودند که ما آنها را انتخاب نکردیم ولی باشگاه آرش همچین کار خامی انجام نمیدهد بلکه باشگاه آرش طبق سالهای قبل با اطلاع رسانی این افراد را انتخاب کرده بودند.

 آیا این نفرات قبلاً تجربه گشایش مسیری جدید در ارتفاعات 6000 و یا 7000 متری را داشتند که اقدام به این برنامه نمودند؟

اگر دوستان آنها از کمپ اصلی پیشرفت صعود آنها را می دیدند که براحتی به قله خواهند رسید و قله صعود خواهد شد که این با فیلمبرداری و عکسبرداری از پیشرفت تیم که از کمپ اصلی امکان پذیر بود و می توانستند انجام دهند، چرا تیم کمکی از مسیر عادی قله را صعود نکرده و مسیر برگشت را با پرچم گذاری برای این نفرات خسته فراهم ننمودند؟

کسی که از مسیر نو اقدام به صعود می کند باید مسیر برگشت را از طریق تصاویر و گوگل ارث و یا از کسانی که قبلاً صعود داشتند دقیقا پرس و جو و بررسی می کردند که در راه برگشت براحتی بتوانند این مسیر را بیابند، کسی که قله را صعود میکند چقدر میتواند در مسیر بازگشت انحراف داشته باشد، در حالیکه در تصاویر، محل حادثه درست همان مسیری است که این نفرات بعنوان مسیر جدید صعود میکردند آیا کسی اینقدر مسیر بازگشت را منحرف می شود؟ اگر به تصویر توجه کنید مسیر کلاسیک و نقطه حادثه کاملاً مشخص است و از همدیگر فاصله زیادی دارند و از آنجائیکه مسیر بازگشت از مسیر کلاسیک بر روی خط الراس قله انجام میگیرد و از نظر ساختار طبیعتی آنچنان دشوار نیست و کاملاً متفاوت و از شیب کمی برخوردار است و بیشتر فرودها بر روی برف سفت و گاهی درگیر با سنگ انجام میگیرد حتی می توانستند از طناب ثابت های قدیمی که در خط الراس قله از قبل بکار گذاشته شده بودند مسیر را بیابند، اگر آنها از قله تا آن نقطه ای که علامت زده شده مسیر را اشتباهی آمده باشند حتما با طناب فرود در شیب تند انجام دادند که این نیز جای سئوال است؟ چطوری فرد نمیتواند در اوایل مسیر منحرف شده درک کند که اینجا مسیر عادی نیست؟ پس این از کمبود اطلاعات صعود کننده گان منشاء میگیرد.

به نظر بنده علائم فوق نشانگر آن است که این تیم قبل از رسیدن به قله، بعلت وضعیت بدی هوا و تحلیل انرژی و دشواری مسیر و به اتمام رسیدن سوخت و غذا از حرکت باز ایستادند و در محدوده خود برای گریز از مهلکه دنبال مسیر بازگشت می گشتند که با تلفن ماهواره ای درخواست کمک نمودند که متاسفانه بعلت بدی هوا و همچنین از همه مهمتر بعلت شیب تند آن نقطه حادثه و فاصله زیاد آن نقطه از قله، هیچ هلیکوپتری ریسک نزدیک شدن به آن دیواره را نپذیرفتند و همچنین بعلت دشواری مسیر و دور از قله، تیم های خارجی حاضر در منطقه نیز اقدام به امداد نکردند.

با احترام
مسعود آقابالائی
 بهار 95

 

 

.

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٦:٠۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +