نگاهی به دلایل و زمینه های بروز فاجعه ی برودپیک

به بهانه ی طرح موضوع در تلگرام: " گروه نقد و بررسی ..."

 

 

یکی از مهم‌ترین دلایل و زمینه‌های شکل‌گیری و بروز فاجعه‌ی تراژیک برودپیک ایرانی را شاید بتوان در کمبود و ضعف مطالعات ، بررسی‌ها و آن شناخت کافی و لازم  از سختی‌ها و مشکلات مسیر در نظر گرفته شده دانست و روشن است که  چنین خلائی ، اصلی‌ترین نمود خود  را _ و به شکلی طبیعی _ در  آسان‌گیری مسیر نشان می‌دهد.

ردپای این آسان‌گیری در نگاهی به برنامه‌ی پیش‌بینی شده و سپس اعلام شده‌ی تیم کوه‌نوردان باشگاه آرش برای فتح برودپیک از مسیری جدید  ( اینجا  و  اینجا )  کاملا مشهود است : شنبه 22 تیر روز استارت مرحله نهائی برنامه از کمپ 3 که ارتفاع آن به نقل از گزارش قبلی رامین شجاعی 7015 متر ذکر شده و پیش‌بینی حداقل 800 متر صعود و گشایش مسیر در یک روز!!

 

 عمق و شدت آسان‌گیری مسیر نزد برنامه‌ریزان تیم به حدی بوده که حتی احتمال دست‌یابی به قله در همان روز اول را هم می‌داده‌اند!!  وقتی برای برنامه‌ی روز شنبه‌ی خود می‌گویند : " بیواک احتمالی در صورت نیاز در ارتفاع 7800 متر " ... و نهایت ، پیش‌بینی روز یک‌شنبه برای صعود نهایی،  آن هم در دو کرده‌ی دو و سه نفره !! ... که این نیز به نوبه‌ی خود گوشه‌ی دیگری از میزان برنامه‌ریزی غلط را از سوی مدیران این تیم نشان می‌دهد . یعنی : از همان ابتدا و از اساس برای این تیم ،  تفکر پیش‌بینی تیم پشتیبانی و امداد وجود نداشته است ... از همان ابتدا و شاید از تبعات همان آسان‌گیری ، قرار بوده هر 5 نفرشان صعود کنند!! ...

روشن است که وقتی شما شناخت‌تان از مسیر کافی و کامل نیست و آن را ساده و دست‌کم گرفته‌اید ، تدارکات و برنامه‌ریزی‌تان نیز متناسب با آن خواهد بود و تیم کوه‌نوردان باشگاه آرش بر پایه‌ی مجموعه‌ای از چنین برآوردها و ارزیابی‌هایی _  که قرار است خیلی زود و در جریان عمل غلط بودن و اشتباه بودن خود را نمایان سازد _  با استارت از کمپ 3 به استقبال زنجیره‌ای از مشکلات و سختی‌های در کمین نشسته و پیش‌بینی نشده می‌رود.

 

مرحله نهائی صعود آغاز می‌شود ... حالا  اینکه واقعیت خود را برای تیم کوه‌نوردان آرش چگونه نشان می‌دهد و در عمل آنان  چه خواهند کرد ، پرسشی است که سعی می‌کنیم با نگاهی به روزشمار برنامه و اظهارات رسمی ارائه شده پاسخی برای آن بیابیم.

 

شنبه 22 تیر :  تیم سه نفره حرکت خود را از محل کمپ 3 شروع می‌کند ...  ارتفاع کمپ 3 در گزارشات قبلی رامین شجاعی، 7000 متر و 7015 متر ذکر شده است ... حاصل تلاش تیم  سه نفره در این روز ، فقط تراورسی 700 متری و رسیدن به ابتدای دیواره‌های مسیر است ( اینجا ) ...  و تیم  قصد خود را برای بیواک به تهران اطلاع می‌دهد ... اگر عکس رسمی ارائه شده در رابطه با محل‌های بیواک را معتبر بدانیم ، ارتفاع تقریبی محل بیواک اول براساس انطباق با گوگل ارث ، در حدود 7200 متر است ...  یعنی تیم در اولین روز فعالیت خود و طی یک حرکت تراورسی فقط 200 متر ارتفاع بالا می‌رود  ... عملکرد تیم در همان روز اول ، هیچ  نزدیکی و شباهتی را به برنامه‌ریزی‌های قبلی و آن ارزیابی‌ها و برآوردها نشان نمی‌دهد ... آنان قرار بود در این روز خود را به زیر قله در ارتفاع 7800 متر برسانند اما ... همه چیز حکایت از اختلافی عمیق میان واقعیت منطقه و تئوری‌های غلط آقایان دارد ... و نکته‌ی قابل تاسف اینکه : واقعیت‌های روز اول مرحله‌ی نهائی صعود ، موجب گوش به‌زنگ‌ شدن و اندکی نگرانی نزد آقایان تصمیم گیرنده در تهران ، نسبت به تیم حاضر در منطقه و روزهایی که در پیش‌رو دارد نمی‌شود .

 

 

 

یک‌شنبه 23 تیر :  تیم3 نفره تلاش خود را برای صعود اولین دیواره‌ی سنگی در پیش‌رو آغاز می‌کند ... این دیواره‌ی سنگی ، سخت و سنگین و پرکار به تهران گزارش می‌شود ... عملکرد تیم برای روز دوم برنامه ( روزی که طبق پیش‌بینی می‌بایست در قله باشند ) فقط صعود این دیواره‌ی 100 متری است ... اعلام بیواک دوم بالای این دیواره (محل مشخص شده در عکس رسمی )  به تهران صورت می‌گیرد ... اگر عکس رسمی منتشر شده را ملاک قرار دهیم ، ارتفاعات ذکر شده در اعلام‌های رسمی نادرست است ... محل بیواک اول 7200 متر و بیواک دوم با اعلام صعود یک دیواره ی 100 متری در حدود 7300 متر خواهد بود ... تیم در دومین روز فعالیت خود فقط 100 متر ارتفاع بالا رفته است ... این تیم در روز دوم خود هنوز بیش از 700 متر با قله فاصله دارد و دو بیواک فرسایشی را نیز تجربه کرده است ... اختلاف و عدم نزدیکی و شباهت میان واقعیت‌های منطقه و پیش‌بینی‌های قبلی به شکلی عمیق‌تر از روز اول خودنمائی می‌کند اما ... هنوز در تهران کسی را گوش به‌زنگ و شاید اندکی نگران نکرده است‌!! ... هنوز نزد آقایان تصمیم گیرنده در تهران  کسی به درصدی حتی اندک از احتمال حادثه فکر نمی‌کند و کوچک‌ترین پیش‌بینی و آماده‌گی برای مواجهه با آن اندیشیده نشده است !!

 

 

دوشنبه 24 تیر : باور به عملکرد تیم در این روز که خبر از جهشی ناگهانی و فوق‌العاده در سرعت بالا رفتن تیم می‌دهد ، براستی سخت و دشوار است ... برای تیمی که تلاش اش در روز اول و ارتفاع پایین‌تر فقط  200 متر صعود بوده و برای تیمی که تلاش اش در روز دوم فقط 100 متر صعود بوده ... به یک‌باره اعلام می‌شود که  ... با وجود افزایش ارتفاع ، نزدیک به 700 متر صعود داشته و قصد بیواک در 8000 متر دارد!! ... اعلام می‌شود فاصله‌ی آنان تا قله نیم الی یک ساعت بیشتر نیست ... اما تصمیمات و دستورات غیرقابل درک و رد پای آن آسان گیری‌ها هنوز ادامه دارد ... اعلام می‌شود دیگر نیازی به صعود تیم دو نفره‌ی مستقر در کمپ 3 به گردنه نیست ... اعلام می‌شود تیم قله نیاز به کمک ندارد !! ... و  با این گونه تصمیمات و دستورات ، روشن است و دیگر نیاز به تکرار ندارد که در نزد  آقایان تصمیم گیرنده در تهران هنوز دلیلی برای نگرانی دیده نمی شود !!

 

 

سه شنبه 25 تیر :  طی خبری بسیار کوتاه و مختصر ( اینجا ) ... و بر خلاف خبرهای قبلی که لااقل بیانگر جزئیات بیشتری بود ... اعلام می‌شود که تیم در ساعت چهار و نیم بعدازظهر به قله رسیده است ... از انتشار فایل‌های صوتی و تماس زنده از فراز قله با وجود وعده‌های چندین بار داده شده خبری نیست ... در اظهارات رسمی روز قبل گفته شده بود فاصله‌ی آنان تا قله نیم الی یک ساعت است ... و اینکه حالا چه وقایع و رویدادهایی رخ داده است که تیم چهار و نیم بعدازظهر بر فراز قله است ، چیزی به افکار عمومی گفته نمی‌شود ... از اینکه تیم آرش مشکلاتی در این روز داشته است یا نه ، چیزی نمی‌دانیم ... فقط می‌دانیم تیمی که کمتر از 50 متر با قله فاصله داشته است ، ساعت چهار و نیم بعدازظهر آن را فتح نموده .... و باز متاسفانه این هنوز مسئله‌ای نیست که آقایان تصمیم‌گیرنده در تهران را گوش به‌زنگ کند و  یا نگران‌شان کند و بیایند با فکر کردن به احتمال بروز حادثه برای تیم خسته با آن بیواک‌های فرسایشی بیش از حد و تدارکات ناکافی ، اقدامات خود را برای آماده‌سازی و  سازمان‌دهی تیم امداد و آغاز عملیات کمک رسانی شروع کنند ... متاسفانه!

 

 

 چهارشنبه 26 تیر : اطلاع‌رسانی رسمی در باره عملکرد تیم برای فرود به کمپ 3 فقط طی دو نوبت (صبح و بعدازظهر) صورت می‌گیرد ... در خبر صبح ( اینجا ) گفته می‌شود تیم بازگشت خود به سوی کمپ 3  را از ساعت 8 آغاز خواهد کرد ... و گفته می‌شود آنها شب سردی را  روی گردنه‌ی بین قله فرعی و کمپ 3 گذرانده‌اند ... اما در خبر بعدازظهر ( اینجا ) شرایط به ناگاه دگرگون می‌شود ... گفته می‌شود تیم در انتخاب مسیر اشتباه کرده است و بعد از تلاشی حدودا  9 ساعته قصد پنجمین بیواک در ارتفاع 7700 متری را دارند ... اینجا در کمال حیرت و شگفتی می‌بینیم که چنین اتفاق تکان‌دهنده ای در آن ارتفاع مرگبار یعنی اعلام گم کردن مسیر اصلی توسط اعضای تیم و با آن شرایط باورنکردنی و ترسناک  در هیمالیا ( به هم‌ریختن پیش‌بینی های تئوریک قبلی ، بیواک‌های فرسایشی پی در پی و کمبود شدید تدارکات آب و غذایی و خسته‌گی مفرط و ... ) هم چنان  موجب نمی‌شود که آقایان تصمیم گیرنده در تهران برای سازمان‌دهی یک عملیات امداد و نجات اقدامات خود را آغاز کنند!! ... و حداکثر و نهایت تکاپوی آقایان در تهران و در این روز خلاصه می‌شود در یافتن نقاط جی پی اس مسیر صحیح برگشت و ارسال آن از طریق ایمیل و پیامک  و دستور به اعزام یک شرپا برای رساندن آب و غذا به کمپ 3  در روز 5 شنبه !!

 

 

و صبح پنج شنبه  27 تیر ... که آیدین بزرگی طی تماس با تهران تقاضای کمک می‌کند ... او می‌گوید سه روز است آب و غذا نخورده‌اند ، چادرشان پاره شده و قادر به حرکت نیستند  ... و سرانجام این تقاضای دردمندانه‌ی کمک موجب می‌شود که آقایان تصمیم گیرنده در تهران  گوش به زنگ شوند ...  و بالاخره نگران شوند ... و اقدامات جدی خود را برای سازمان دهی یک تیم امداد و نجات ،   تازه آغاز کنند ... از ابتدا و از نقطه ی صفر ، کمک رسانی به تیم در آستانه ی مرگ را آغاز کنند !! 

 

فکر نمی کنید آغازشان اندکی دیر بود ؟!

 

 

 

 

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام ها    +