کوبیـسم : Guernica

 

 

 

 

 

 

سرود تو را می شناسم...در اين شامگاه تفنگ و ترانه...بر اين باروی بيکرانه... طلوع ستاره بر اجساد خونين...هجوم درفشی که له می شود...زير تانک هياهو...عبور تو تنها...در گودنای کشاکش... حضور گلی در جهنم ... عبور خدا از يکان های آتش... پيکاسو ... صدای تو خسته است ... نگاه تو در پرده ی اشک بسته است ( پرواز در مه ـ جواد مجابی )

«پابلو پيکاسو ...نقطه اوج سبک شخصی او ٬ پرده ديواری عظيمی به نام گرنيکا بود که در سال ۱۹۳۷ برای غرفه اسپانيا در نمايشگاه بين المللی پاريس و به نشانه اعتراض به بمباران شهر بی دفاع گرنيکا در طی جنگ داخلی اسپانيا نقاشی کرد . پيکاسو در اين نمايش تمثيلی اوضاع ميهنش که نيروهای ددمنش به يک پيروزی لحظه ای در آن دست يافته بودند٬ تمام امکانات تجربه ی کوبيستی اش را به کار گرفت . رنگ های تند ـ سياه ها٬سفيدها٬خاکستری ها ـ تاکيدی بر طرح بغرنج سطوح متداخل هستند. تصرف ها و کج نمائی های غير منتظر و خشونت آميز خطی ٬ هولناکی اين حادثه را به بيننده انتقال می دهند . پيکاسو در پيکره های جنگاور مرده ٬ اسب رو به مرگ و گاو ماغ کش ٬ نمادهائی جالب و عام برای نشان دادن اوضاع ميهن اش آفريد . به گفته خودش ٬ در اينجا " ددمنشی و تيره گی " يک عصر را مجسم کرده است ... هنر در گذر زمان »

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +