نشست دی ماه و حکايت اين کوه نوردان بی فرهنگ تبريزی !!

 

 

 

 

 

برخورد و عملکرد زشت و غير اخلاقی و توهين آميز تعدادی از کوه نوردان تبريزی موجب گرديد انجمن کوه نوردان ايران برای اولين بار نتواند نشست ماهانه ی خود را برگزار نمايد !

روز چهارشنبه ۱۲/۱۰/۸۶ و طبق اعلام قبلی ٬ برنامه ی اصلی نشست دی ماه انجمن کوه نوردان اختصاص يافته بود به : ارائه گزارشی از نخستين تلاش تيمی از کوه نوردان تبريزی برای صعود قله ی ۴۷۰۱ متری اوشبا ( گرجستان) از مسيری جديد و همچنين معرفی کوه ها و ديواره های استان آذربايجان شرقی توسط يکی از نفرات اين تيم . اما ... در حدود ساعت ۳۰/۱۷ و در شرايطی که بارش بی امان برف ٬ بعد از مدتها چهره ی تازه و متفاوتی را برای تهران رقم زده و مشکلاتی را نيز طبق معمول در حوزه ی ترافيک شهری بوجود آورده بود ٬ جمعيتی در حدود ۴۰ نفر در محل سالن اصلی منتظر آغاز جلسه و شنيدن گزارش کوه نوردان تبريزی بودند . در خارج از محل برگزاری جلسه ٬ با عباس محمدی ( دبير انجمن کوه نوردان ) در باره ی پاره ای از مسائل مربوط به انجمن مشغول صحبت بوديم که کوه نوردان تبريزی : يعقوب بيانی ٬ محمود فاطمی ٬ مهدی قلی پور در حين خروج و در برخوردی کاملا غير منتظره ٬  انصراف خود را از ارائه ی گزارش به عباس محمدی اعلام کردند ! باور کردنی نبود اما بهرحال و در واکنشی طبيعی بايد در باره ی دلايل و انگيزه های آنان سوال می شد . پاسخ و توضيحاتی که اين به اصطلاح کوه نوردان تبريزی ٬در توجيه رفتارشان داشتند باورنکردنی تر بود !! ... «  برای چه کسی گزارش دهيم ... مخاطب نداريم ... ( کلاغ ها : انگار ذهنيت معيوب و بيمارگونه اعضای اين تيم تبريزی ٬ چهل نفری را که در سالن اصلی به انتظار بودند ٬ نه انسان بل از گونه های گياهی تشخيص داده بود !!‌) ... انتظارمان چيز ديگری بود ... در تبريز ما ٬ هزار نفر برای اين گزارش آمده بودند ... »  عباس محمدی برایشان از روال هميشگی و طبيعی جلسات ماهانه ی صحبت کرد و اينکه برای گزارش آنان در اين نشست ٬ تمامی قسمت های ديگر مثل اخبار کوه نوردی ٬ گزارش هيئت مديره و ... حذف شده تا زمان بيشتری برای تيم تبريزی وجود داشته باشد . به آنان ( و البته از طرف کلاغ ها و البته بسيار مودبانه و غير مستقيم !) گفته شد : حداقل شعور اجتماعی و شخصيتی ايجاب می کند که شما به احترام افرادی که در سالن حضور يافته اند گزارش خود را ارائه کنيد . اما و از آنجا که اين کوه نوردان تبريزی عزم خود را جزم کرده بودند که به ما نشان دهند فاقد حتی همان حداقل شعور اجتماعی و شخصيتی هستند محل را ترک کرده و رفتند . برخورد و عملکرد زشت ٬ غير اخلاقی و توهين آميز اين کوه نوردان تبريزی موجب گرديد بار ديگر در باره ی ضرورت بررسی و تحقيق پيرامون پاره ای از کمبودها و بيماری های اجتماعی و فرهنگی سرزمين خود به انديشه بپردازيم .

 

 

 

 

در حدود ساعت ۱۸ عباس محمدی با قرار گرفتن در پشت تريبون ٬ ضمن بيان تاسف از رفتار ناپسند تبريزی ها ٬ از حاضرين درخواست کرد با توجه به منتفی بودن برنامه های اعلام شده ی قبلی ٬ فرصت را مغتنم شمرده و به بحث و گفت و گوی آزاد پيرامون مسائل انجمن بپردازند و شرکت کنندگان در نشست لغو شده نيز با استقبال از پيشنهاد او ٬ طی بيش از يک ساعت و نيم ٬ سوال ها ٬ پيشنهاد ها و انتقادات خود را از انجمن کوه نوردان ايران مطرح کردند . از جمله موضوعاتی که به طور عمده در باره ی آنها بحث و گفت و گو صورت گرفت : انتقاد به فقدان خط مشی و برنامه ی مشخص در هيئت مديره انجمن ٬ پيشنهاد برای دعوت از وبلاگ نويسان کوه نورد و برگزاری نشستی مشترک به منظور بررسی و پيشبرد مسائلی زيست محيطی مانند گرمايش زمين و ... ٬ توجه به تاثيرات نامناسبی که عملکرد و رفتار پاره ای ازشخصيت های صاحب نام و مشهور کوه نوردی ايران بر نسل جوان می تواند داشته باشد ( با نگاهی به جزئيات مرگ محمدپور ) ٬ و انتقاد بی ربط و مضحک کاظم فريديان از انجمن که چرا در اين تشکل به جای پرداختن به کوه نوردی ٬ مسائلی مانند لاله های دماوند و يا علوفه پراکنی(!) برای حيوانات مناطق تحت حفاظت و غيره مطرح می شود و اينکه به نظر او : همين است که الان انجمن به اين وضعيت ( و بحران ) دچار آمده !! انتقاد فريديان از آن جهت بی ربط و مضحک بود که يکی از اهداف و برنامه های اصلی انجمن ( طبق اساسنامه ) تلاش برای حفظ گونه های گياهی و جانوری در مناطق کوهستانی می باشد و چنين انتقادی اگر جنبه ی خودنمايانه نداشته باشد فقط می تواند نشانه ی بی خبری و ناآگاهی از مواد اساسنامه ی اين تشکل باشد . کاظم فريديان پس از بيان انتقادش و اينکه : برای من فقط بالا رفتن از کوه مهم است و بخاطر همين به انجمن و جلسات آن می آيم و برای من مهم نيست که حالا آن حيوانات غذا دارند يا ندارند و ... جلسه را ترک کرد و نتوانست پاسخ جالب و شايسته ی محمد تهرانی ـ از فعالين مسائل زيست محيطی انجمن و کوه نوردی ايران ـ را در باره ی جايگاه اخلاق و فکر و انديشه ی انسانی بشنود : ... ما هم کوه نورد هستيم اما برای ما مهم تر از بالا رفتن ٬ چگونه بالا رفتن است . وگرنه حيواناتی هستند که کوه ها را خيلی بهتر از کوه نوردان بالا می روند !!

 

 

 

 

 

پيشنهاد عباس ثابتيان ( عکس بالا ـ سمت راست ) به انجمن برای دعوت از وبلاگ نويسان کوه نورد و برگزاری نشستی مشترک ٬ واکنش تعدادی از وبلاگ نويسان حاضر در جلسه را به دنبال داشت . رضا آموزگار ( عکس بالا ـ وسط ) در باره ی زمينه ی قبلی اين پيشنهاد و جلسه ای که به همراه آنافراهانی با مسئولین انجمن برگزار شده بود صحبت کرد و پوريا محمدی ( عکس بالا ـ سمت چپ ) نيز طی يک کلی گوئی آشفته و با جملاتی مبهم به انتقاد از کلاغ ها پرداخت : « ... وبلاگ ها مخاطبين زيادی دارند ...جلسه انجمن برگزار می شود ... چرا بايد يک نفر فقط در باره نيمه خالی ليوان بنويسد و ... » انتقاد بی ربط و مضحک پوريا محمدی به کلاغ ها بود اما واکنش کيومرث بابازاده و عباس محمدی را به دنبال داشت : « ... چه اشکالی دارد ... يک نفر می خواهد در باره فقط مسائل منفی صحبت کند ... اجازه بدهيم حرف ها زده شود ... اين بی معنی ست که از انتقاد کننده بخواهيم پيشنهاد هم ارائه کند و ...  »  اين جلسه ی بحث و گفت و گوی آزاد ٬ در ساعت ۲۰ خاتمه يافت . 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت :

جملات مبهم و آشفته ی پوريا محمدی در باره ی کلاغ ها ... از نوعی عقده گشائی کهنه و همچنان حل نشده حکايت می کرد و هيچ  شباهتی به يک انتقاد مشخص و با منطقی روشن نداشت . شايد نقد  کلاغ ها... در باره ی گزارشی که در سوم آذر ۸۴ و تحت عنوان پيمايش خط الراس دماوند تا توچال توسط ليلا زندی در انجمن کوه نوردان ارائه شد ريشه و اساس ناراحتی های درونی او از کلاغ ها باشد . سرپرستی آن برنامه به عهده پوريا محمدی بود .

 

 

 

« برای گزارش پيمايش خط الراس دماوند تا توچال ــ که در اعلاميه ی انجمن به عنوان دومين موضوع نشست آورده شده بود ــ دختری جوان بنام ليلا زندی پشت تريبون قرار گرفت . گزارش ليلا زندی که حاوی هيچ نکته ی تازه و قابل توجهی نبود٬همراه شد با بيان شتاب زده و آشفته ی او و همچنين نمايش فيلمی که بافيلمبرداری ناشيانه ٬ تماشای آن بسيار آزار دهنده بود . حالا ارائه ی اطلاعات غلط در جريان گزارش ٬ شامل اسامی و ارتفاعات هم بماند ... حتی عنوان انتخاب شده يعنی : پيمايش خط الراس دماوند تا توچال هم برای برنامه اجرا شده غلط بود . زيرا اساسا هيچ گونه پيمايش و صعود خط الراسی ـ با تعاريف شناخته شده ی اين مقوله ـ  در کار نبوده است !! برای توصيف گزارش ليلا زندی فقط دو واژه کفايت می کند : کسالت بار ٬ خسته کننده !... آرشيو کلاغ ها ۳/۹/۸۴»

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +