راز هيلاری ٬ راز اورست !

چه کسي براي نخستين بار پا به قله «اورست» گذاشت؟ اين پرسشي بود که از روز انتشار خبر صعود «سر ادموند هيلاري» و «شرپا تنسينگ نورگاي» به بام دنيا پديد آمد و تا 33 سال در ذهن جهانيان دوام آورد تا اينکه با مرگ «تنسينگ» در سال 1986، هيلاري که تا آن روز به احترام همنورد تبتي اش سکوت اختيار کرده بود راز اورست را فاش کرد؛ «ما با هم (به قله) نزديک مي شديم که تنسينگ طنابش را شل کرد.» هيلاري بدين ترتيب پرده از تواضع شرپاي مشهور برمي دارد که چگونه به احترام دوستش خود را تعمداً پشت سر او قرار مي دهد. فاتح نيوزيلندي ادامه مي دهد؛ «من با ايجاد يکسري جاي پا ادامه دادم. لحظه يي بعد روي محوطه يي مسطح و برفي بودم که در اطرافش چيزي جز فضاي خالي نبود. تنسينگ به سرعت به من ملحق شد و ما با حيرت به اطراف نگاه کرديم. دريافتيم که به اوج جهان رسيده ايم و اين لذتمان را مضاعف کرد.» اين روايتي بود که هيلاري عيناً در کتاب خود با عنوان «مشاهده از قله» در سال 1999 از لحظه فتح اورست نقل کرد. او با خود عهده کرده بود که تا تنسينگ زنده است نگذارد کسي از راز فتح اورست مطلع شود. اما «سر ادموند هيلاري» بيش از فتح اورست به خاطر خدمات شايانش به مردم فقير نپال شهره بود. او حتي همسر نخستش لوئيس و دختر شانزده ساله اش بليندا را در جريان يک سانحه هوايي در نپال فدا کرد. در روز 31 مارس 1975 همسر و دختر او که براي ديدنش به اين کشور مي آمدند بر اثر سقوط هواپيمايشان درگذشتند و هيلاري تا سال 1990 براي تجديد فراش انتظار کشيد. او بيش از 120 بار به نپال سفر کرد که آخرين مورد در سال 2007 بود و کمي بعد وقتي در اوان88 سالگي به قطب جنوب سفر مي کرد به اطرافيانش گفت؛ «اين آخرين سفر من خواهد بود.» اما هيلاري هنوز يک سفر ديگر در پيش داشت؛ «مرگ».

روزنامه اعتماد ۲۷ دی ۸۶

  
نویسنده : فرامرز نصیری ; ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ دی ۱۳۸٦
    پيام ها    +